داستان قلعهای در آسمان از ماجراهای گالیور الهام گرفته و سومین کار هایائو میازاکی، انیمیشنساز ژاپنی است که در ژاپن و امریکا با استقبال خوبی روبرو شد. لاپوتا، قلعه فوق پیشرفتهای که صدها سال در آسمانها شناور است و توسط رباتها محافظت میشود، از سوی افراد ارتش و برخی سودجویان در جستجوی قدرت، مورد حمله قرار میگیرد...
آخرین قسمت مجموعه ( از نظر داستانی ). در حالي که «دارت ويدر» مشغول ساختن يک ستاره ي مرگ جديد و اصلاح شده در مدار سياره ي «اندور» است، «لوک اسکاي واکر» (هميل)، R2D2 و C3PO را با پيغامي براي مذاکره به کاخ «جابا د هات» در سياره ي تاتويين مي فرستد که «هان سولو» (فورد) را اسير کرده است...
شورشیان برای گریختن از دشمن خود یعنی امپراتوری گلستیک پایگاه جدیدشان در هوث را ترک می کنند. «شاهزاده لیا»، «هان سولو» و C-3P0 فرار می کنند و به یک پایگاه قدیمی و خراب پناه می برند اما بعدا توسط «لرد دارت ویدر» دستگیر می شوند. طی این مدت، «اسکای واکر» و R2-D2 از دستورات جدید «بن کنوبی» پیروی می کنند و توسط «یودا» تعلیمات رزمی می بینند. آیا اسکای واکر می تواند دوستان خود را از چنگال لرد سیاه نجات دهد؟
این انیمیش کوتاه در اصل بخشی از فیلم ویژه تعطیلات جنگ ستارگان را دنبال میکند که چوباکا در جستجوی درمانی برای ویروسی است که دوستانش را به خواب میبرد...
در سالهایی خیلی دور در کهکشانی خیلی دور آزادی خواهان در حال مبارزه با امپراطوری دیکتاتوری فضایی هستند. در همین فاصله «پرنسس لیا» ( فیشر ) اسیر معاون امپراطور میشود که «دارت ویدر» نام دارد. لیا مخفیانه ۲ روبات را همراه با پیامی به سیاره ی تاتوین می فرستد و این ۲ روبات به دست پسری به اسم «لوک» ( همیل ) می افتند و لوک همراه با «اوبی وان کنوبی» و ۲ روبات، و خلبانی شیاد به اسم «هان سولو» ( هریسون فورد ) برای نجات لیا اقدام می کنند...
در حالی که بریتانیا درگیر طوفانی شدید است، آخرین هواپیما از فرودگاه بلند میشود. اما اندکی بعد، مسافران یکی یکی ناپدید میشوند. مسافران باقی مانده، تلاش میکنند قبل از اینکه خودشان نیز ناپدید شوند، عامل این اتفاق را پیدا کنند...
این فیلم داستان زندگی مردی به نام بری مینکو را به تصویر میکشد ، یک بازرگان جوان که با دروغ گفتن ، تقلب و دزدی سعی دارد راه چندین ساله را یک ساله طی کند و به بالاترین پست و مقام در حرفهی کاریش برسد و مردی ثروتمند شود. اما در این بین…
فیلم “بازی بچگانه” که بازسازی و ریبوت فیلمی به همین نام محصول سال 1988 است، در مورد پسری جوان به نام اندی بارکلی است. بعد از اینکه اندی به شهر جدیدی نقل مکان می کند، یک هدیه ویژه از مادرش دریافت می کند: عروسکی به ظاهر معصوم که در نهایت به بهترین دوستش تبدیل می شود. در ادامه، هنگامی که این عروسک به طور سر خود عمل می کند، اندی با سایر بچه های محله اش متحد می شود تا این عروسک را متوقف و از وقوع هرج و مرج های خونین دیگر جلوگیری کند…
یک nerf-herder مصنوع را کشف میکند که جهان جنگ ستارگان را میپیچاند و نقشهای قهرمانان و تبهکاران را عوض میکند. او وارد ماجراجویی می شود تا نظم را برقرار کند و به عنوان ناجی ظاهر شود که کهکشان شکسته را دوباره جمع می کند.
مایلو مورفی (Milo Murphy) انگار خود قانون مورفیه، یعنی هر چیزی که ممکنه خراب بشه، خراب میشه. مایلو یه بیماری عجیب به اسم وضعیت شدید ارثی قانون مورفی (EHML) داره، ولی همیشه سعی میکنه از هر موقعیت بدی بهترین استفاده رو ببره. خوشبینی و شور و حال بیحدش هر فاجعهای رو به یه ماجراجویی هیجانانگیز تبدیل میکنه. با دوستاش یاد میگیرن که باید مثبت فکر کنن و نگران چیزای بزرگ نباشن... چون همهچیز اونجا بزرگه!
Invincible انیمهای است که بر اساس کمیک Skybound طراحی شده. داستان این انمیشن در خصوص نوجوانی است که پدرش به عنوان قدرتمندترین ابرقهرمان در سرتاسر کرهی زمین شناخته میشود...
یک گروه نوجوان ۱۰ ساله به سراغ ماجراجوییهای مختلف میروند. آنها نسبت به قوانینی که بزرگ سالان برایشان تعیین کرده اند، اعتراض دارند و خواستار از بین رفتن محدودیتهایِ اعمال شده، هستند...
دو برادر و خواهر بی رحم برای حفظ ثروت و آینده خود، سلسله خانوادگی ای را بنا می گذارند. اما زمانی که وارثان آنها به طرز مرموزی می میرند، سلسله آنها شروع به فروپاشی می کند.
بروس وین، بتمن سابق، به دلیل افزایش جرم و جنایت در گاتهام بازنشسته شده است. تری مکگینیس، نوجوانی پریشانحال، هویت مخفی بروس را کشف میکند و لباس بتمن را بر تن میکند. با نظارت بروس، تری به مبارزه با جرم و جنایت در گاتهامی آیندهنگر میپردازد و امید را به شهروندان آن بازمیگرداند.
در گذشته های دور، یک سامورایی ژاپنی (به اسم جک) علیه جادوگری شروع به مبارزه می کند. اما قبل از اینکه بتواند جادوگر را نابود کند، توسط جادوگر به هزاران سال بعد فرستاده می شود. حالا جک، خودش را در دنیایی می بیند که تحت تسلط کامل جادوگر می باشد. جک خودش را با محیط وفق میدهد و شروع به اصلاح بدیها می کند. در عین حال سعی می کند راهی به گذشته پیدا کند تا جادوگر را بطور کامل از بین ببرد...
داستان در مورد "بری آلن" است، کسی که بعد از انفجار در آزمایشگاه S.T.A.R و قرار گرفتن در معرض ذرات شتاب دهنده به کما میرود. چند ماه بعد از کما بیرون میآید و متوجه سرعت و قدرتی عجیب درون خود میشود که این امکان را به او میدهد تا در سنترال سیتی مثل یک فرشتهی نگهبان که قابل رویت نمیباشد، حرکت کند. در حال حاضر تنها دوستان بری می دانند که او تبدیل به سریعترین مرد زنده جهان شده است. اما او بزودی متوجه میشود که تنها کسی نیست که در هنگام انفجار، قدرت فرا انسانی به دست آورده و افراد دیگری هم هستند که این قدرت را به دست آورده اما در راه درستی از آن استفاده نمیکنند. بنابراین "بری آلن" با آزمایشگاه استار همکاری میکند و مامور میشود تا از مظلومان شهر در برابر حوادث دفاع کند...
جک سالیوان و گروهی از دوستانش در یک خانه درختی تزئین شده زندگی می کنند، بازی های ویدئویی، خوردن آب نبات، و مبارزه با زامبی ها در عاقبت یک آخرالزمان هیولایی انجام می دهند.
در آیندهای که انسانها توسط روباتهای میکروسکوپی آزمایشنشده آلوده میشوند، مرد جوانی با توانایی کنترل رباتها به یک سازمان دولتی کمک میکند تا خلاقیتهای باطل این فناوری را کنترل کند.
آزمایشگاه جنایی بری آلن، دانشمند پزشکی قانونی پلیس مرکزی شهر، مورد اصابت صاعقه قرار گرفت. بدن الکتریسیته آلن به داخل پرتاب می شود و کابینه ای از مواد شیمیایی را در هم می شکند، مواد شیمیایی که هم برق می گیرند و هم در تماس فیزیکی با بدن او مجبور به تعامل با یکدیگر و فیزیولوژی او می شوند. او به زودی متوجه می شود که این تصادف متابولیسم بدنش را تغییر داده و در نتیجه توانایی حرکت با سرعت فوق انسانی را به دست آورده است. بری آلن تبدیل به فلش شده است.
سومین مجموعه از سه گانه "داستان های آرکیدیا" کمپانی دریم ورک ، ترول ها ، بیگانگان و جادوگران ساکن در آرکادیا در یک نبرد آخرالزمانی برای کنترل دنیای جادویی خود قرار می گیرند.
این سریال ماجراهای “آریل” و دوستانش در سن 14 سالگی را روایت می کند. از اولین دردسر او با “اورسلا” تا مجموعه اشیاء انسانی، این سریال سفر این شاهزاده را تا رشد کامل نشان می دهد. در این سریال همچنین شخصیتهای جدید مانند “اورچین” که دوست “آریل” است معرفی می شوند.