برنی، مردی الکلی و خودویرانگر، مسئولیت نگهداری از خواهرزادهاش وینی را بر عهده میگیرد. او با رفتار خود باعث آزار و رنجش اطرافیانش میشود و وینی نیز اغلب به حال خود رها شده و تنها میماند.
«ستوان تاک پندلتن» (کواييد)، خلبان پروازهاي آزمايشي که براي شرکت در يک آزمايش کوچک سازي داوطلب شده، قرار است پس از ورود به کپسول بسيار کوچکي، از طريق سرنگ به بدن يک خرگوش تزريق شود. اما تعدادي جاسوس حين آزمايش سر مي رسند و «تاک» بالاجبار به بدن «جک پاتر» (شورت)، فروشنده اي که از بيماري مي ترسد، تزريق مي شود...….
Translation is too long to be saved
در جنوب غربی آمریکا در دهه 1950، ولگرد میانسال، بودری دمریل (پیتر فوندا) به عنوان یک کارتباز که از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکند، زنده میماند. اما آخرین پیروزی او غنایم ناخواسته ای را در قالب واندا نوادا (بروک شیلدز)، یک نوجوان 13 ساله آتشین به ارمغان می آورد...
«پیتر سندزا» (داگلاس) که برای یک مؤسسه ی سری دولتی در زمینه ی تحقیق در موضوع های روانی کار می کند، هم راه پسرش «رابین» (استیونز) مورد حمله ی گروه های تروریستی قرار می گیرد. خیلی زود مشخص می شود که این حمله زیر سر دوست وهم کار «سندزا»، «چایلدرس» (کاساوتیس) بوده که می خواهد با به کار گرفتن قدرت تله پاتیک «رابین» به اهداف خبیثانه ی خود برسد...
بردهای دو رگه در اواسط قرن نوزدهم، به عنوان یک جنگجوی قفس، به شهرت میرسد. اما او از این موفقیت برای مبارزه با بیعدالتیهای جامعه سفیدپوست استفاده میکند...
جرالد اتلی، فروشندهی عتیقهجات شکستخورده، به خاطر اجاره عقبمانده از خانهاش بیرون انداخته میشود و شب را در خانه یک دوست میگذراند. دو روز بعد در محوطه یک فرودگاه به هوش میآید و خود را درگیر جاسوسی بینالمللی میبیند...
"پروفسور آبرونیسیوس" محقق سالخورده خفاشها به همراه دستیارش "آلفرد" به دهکده ای دورافتاده در ترانسیلوانیا می روند تا خوناشامها را پیدا کنند."الفرد" عاشق "سارا" دختر جوان صاحب مسافرخانه می شود. اما او مورد علاقه کنتی عجیب است که در قلعه ای تاریک خارج از دهکده زندگی می کند و...