پائولا میمون زن نمای قبراق و سرحالی ست که اطراف آسایشگاه قدیمی و چندش آور پرسه میزند، دکتر فلچر مدیر این آسایشگاه میباشد و پائولا هر چند وقت یک بار برای به دام انداختن طعمه خود به ماهیت واقعیش ( گوریل ) باز میگردد...
مردی غمزده، قاتلی را استخدام میکند تا او را در زمانی غیرمنتظره از بین ببرد، اما زمانی که زندگیاش رو به بهبودی میگذارد، متوجه میشود که اکنون خواهان زندگی است.
این فیلم داستان دکتری را روایت می کند که نمی داند آیا همسرش را خود به قتل رسانده است یا خیر. پرستارش با استفاده از هیپنوتیزم به او کمک می کند که از حقیقت پرده برداری کند...
گروهبان جو گان و تانکهایش پنج سرباز بریتانیایی،یک مرد فرانسوی،یک سودانی و یک زندانی ایتالیایی را از میان صحرای لیبی برای پیوستن به فرمانده خود همراهی می کنند.آنها و نیروهای آلمانی به شدت با کمبود آب مواجه هستند و...
دکتر تیموتی کین، پزشک شهر نیویورک، خیابان برادوی و همه شخصیتهای آن را به خوبی میشناسد، همانطور که منشیاش، کانی مدیگان، میشناسد. مردی که کین او را به زندان انداخته بود، اکنون در حال مرگ است و از کین میخواهد که دخترش را پیدا کرده و ثروتش را به او بدهد. با این حال، افراد دیگری فکر میکنند که سهمی از این ثروت دارند و برای رسیدن به آن، معمولاً با روشهای نادرست، تلاش میکنند.
ماریو و لوسین دوقلوهایی هستند که در بدو تولد از هم جدا شده اند و در دو محیط مختلف بزرگ شده اند. آنها بر سر احساس انتقام مرگ والدینشان که توسط کولونا شیطانی کشته شده اند متحد می شوند ...
سه پسر خانواده ى « ژست » تحت قیمومیت زن مهربانى به نام « پاتریشا براندون » ( تاچر ) هستند که از آنان مراقبت مىکند. « براندون » به خاطر بدهىهایش مجبور مىشود الماس گرانبهاى « آب آبى » را بفروشد. اما یکى از برادران ، « بوژست » ( کوپر ) متوجه مىشود که « براندون » الماس را با الماس بدلى عوض مىکند. سالها بعد « بوژست » براى جلوگیرى از رسوایى « براندون » الماس قلابى را مىدزدد و به لژیون خارجى ملحق مىشود. سپس از برادرهایش نیز مىخواهد تا به او بپیوندند.
بیل، خبرنگاری است که به یک مامور ویژه تبدیل می شود و مأموریت پیدا می کند تا مدرکی علیه یک گانگستر به دلیل فرار مالیاتی پیدا کند. او عاشق جولی منشی گانگستر می شود که شواهدی علیه او دارد...
« ستوان مگره گور » ( کوپر ) ، عضو نیزه داران سواره نظام بنگالى چهل و یکم ، جنگجوى با تجربه اى است و افسر مافوقش ، « سرهنگ استون » ( استندینگ ) نظامى تمام عیارى در آستانهى بازنشستگى. « سرهنگ استون » میخواهد مانع از شورش طرح ریزى شده ى هندی ها شود و براى این منظور نیروهاى انگلیسى باید مانع از به سرقت رفتن مهمات جنگى توسط امیرى محلى شوند.
سال 1917. در روسیه ، انقلاب کمونیستی در حال جهش است. استفان 'استیو' لاک کارگذار انگلیسی در روسیه است. وظیفه اصلی "استیو" متوقف کردن بلشویک ها به رهبری "ژوزف استالین" است که در پتروگراد پیمان جداگانه ای با ...
المر کین بامپین کانتری به عنوان بهترین بازیکن بیسبال به شیکاگو کابز پیوست. مهارت او تیم را به مسابقات جهانی می برد، اما در راه قهرمانی باید با قماربازان کج دست و پنجه نرم کند...