داستان فیلم درباره مردی به نام جو (نیکولاس کیج) است. او راننده کامیون است و بعد از دست دادن همسرش آدم گوشه گیری شده تا زمانی که با زنی به نام جولی آشنا میشود و…
داستان فیلم در مورد مردی سیاه پوست به نام “کالین” (با بازی دیوید دیگوس) می باشد که سه روز نهایی محاکمه اش را سپری می کند. او شاهد تیراندازی یک افسر پلیس به مظنون در حال فرار بوده است و همین موضوع باعث ایجاد دردسر برای او می شود. او به همراه دوست دوران بچگی اش مایلز، کار جا به جایی وسایل را انجام می دهند و با وجود موانعی که جامعه برای دوستی آن ها ایجاد می کند، با این حال باز هم سعی دارند این رابطه ی دوستانه را حفظ کنند و…
گروهی ماجراجو در یک فستیوال فیلمهای ترسناک شرکت میکنند. اما هنگامی که شرکتکنندگان این فستیوال میمیرند ، افراد این گروه که اطلاعات زیادی دربارهی فیلمهای ترسناک و شکست دادن شخصیتهای خیبث و مخوف دارند ، باید با استفاده از تواناییهای خود با این موجودات مبارزه کرده و نجات پیدا کنند و…
در یک شهر کوچک ساحلی، دو دختر دانش آموز توسط یک مرد میانسال در یک متل مورد آزار قرار می گیرند. میا، یک نوجوان که در آن شب در حال انجام کارش بود، تنها شاهد ماجراست و به خاطر ترس از دست دادن شغلش، تصمیم می گیرد که سکوت کند.
داستان درباره ی پدری مجرد به نام فرانک است که فروشگاه ضبط صدا و موسیقی دارد. او در تلاش است تا دخترش سم را به دانشگاه بفرستد در حالی که مجبور می شود مغازه اش را جمع کند و تصمیم می گیرد که به همراه دخترش آهنگی را بسازند و…
هیاما آتسوهیرو یک مکانیک اتومبیل و مهندس در کارخانه مسابقه سوپیکا است. هیاما نائوزومی یک راننده دردسرساز و در عین حال یک راننده جوان با استعداد برای کارخانه مسابقه سوپیکا است که امیدوار است به مسابقات رالی قهرمانی جهان صعود کند...
داستان فیلم دربارهی گروهی ماجراجو است که به هدف درست کردن ویدئویی دربارهی شکار شبح به صورت دزدکی به زندانی متروکه میروند. اما زمانی که آنها به آنجا میرسند ، یکی پس از دیگری ناپدید میشوند و…
این فیلم بر اساس داستانی واقعی باورنکردنی ساخته شده که ماجرای آن در دادگاه های ایتالیا بحث برانگیز شد. استیفانو کوچی برای جرم جزئی دستگیر میشود اما طی زمان بازداشتش اتفاقی مرموز رخ میدهد که...
داستان فیلم درباره زنی جنگجوست که برای رسیدن به قدرت، بدنبال " نیش خدا " که یک جسم شیطانی باستانی است که میتواند وحشت را به روی زمین بیاورد میگردد و...
جکی و جولز زوجی هستند که قصد دارند اولین سالروز در کنار هم بودنشان را در یک کلبه جنگلی که متعلق به خانواده جکی است، بگذرانند. اما نیمه تاریک و پنهان گذشته زندگی جولز باعث میشود تا اوضاع در بدو ورود به طور عجیبی خون بار دنبال شود…
داستان فیلم درباره شهرداری می باشد که برای کنترل شهر اجازه فعالیت به روس ها را میدهد. اما چیزی نمیگذرد که او متوجه میشود روس ها پایبند به قوانین نیستند و برای مقابله با آنها اجازه فعالیت به کارتل ها را هم میدهد. اما روس ها بعد از این اتفاق دختر شهردار را به گروگان میگیرند و اینجاست که بازی واقعی تازه شروع میشه...
جارد (لوکاس هجز) پسر مردی به نام مارشال (راسل کرو) که یک موعظه گر باپتیستی است و زنی به نام نانسی (نیکول کیدمن) می باشد و یک روز مجبور می شود تا در یک برنامه گفتگو محور که زیر نظر کلیسا درباره مسائل چالش برانگیز مطرح می شود شرکت نماید اما...
تایتو تازگی ها خواب آلود بنظر می آید و رویاهای از زن خون آشامی میبیند که می گوید که وجودش را به او می دهد، حتی بعضی اوقات او فکر می کند که در بیداری هم صدای او را می شنود. ولی بعد از جان سالم به در بردن از تصادفی که باید کشته میشد دنیای تایتو به شدت عوض میشه و متوجه میشود که رویا هایش بیش از چیزی که فکر میکرده واقعیت داره..
جونگ ست بیول دختری است با مهارت های شگفت انگیز در مبارزه که عاشق دوستان و خانواده خود است. چوی ده هیون صاحب مهربان و خوش قلب یک فروشگاه محلی است که تمام توجهات ست بیول را به خود جلب کرده است. سه سال پیش آنها با هم ملاقات کوتاهی داشته اند. از همان زمان به بعد این فرد برای ست بیول تبدیل به شخصی فراموش نشدنی میشود. تا اینکه ست بیول تصمیم میگیرد در فروشگاه چوی ده هیون مشغول به کار شود و …
هان ته جو در حین تحقیق درباره یک قتل سریالی دچار یه حادثه میشه. وقتی به هوش میاد، خودش رو در سال ۱۹۸۸ میبینه. او برای بازگشت به زمان حال، باید یک پرونده قتل رو حل کنه…
لی گونگ بوک (Kang Sung-Yeon) که زنیست با شخصیت فضول ، به عنوان نماینده املاک ، با آپارتمان های درحال ساخت همکاری دارد ، در همین حین متوجه اتفاقات عجیبی در یکی از ساختمان هایی که قرار است در آن ساخت و ساز انجام دهند میشود ، پس بخاطر شخصیت فضولش وارد آن مکان شده و…
توی دنیایی هستی که میتونی نویسندگان معروف تاریخی ژاپنی رو ببینی. توی گروهی که شامل بقیه نویسنده هاست، به درون کتاب های فاسد میری که پاکسازیشون کنی، رازها رو کشف کنی و همراه های جدید پیدا کنی.
جین کانگ هو (Cha Tae-Hyun) کاراگاه مشتاقیست که سعی میکند به هر طریقی که شده ، مجرمانی را که ایستگاه پلیس ، قادر به دستگیری آن ها نبوده دستگیر کند ، در این راه با افرادی آشنا شده و تیمی تشکیل میدهد و با کمک هم سعی میکنند تا مجرمان را دستگیر کنند و…
سرآشپز ایوان فانک، یک دانش آموخته همیشگی درست کردن پاستای خانگی، ایتالیا را برای داشتن اساتید تولید پاستا تحسین میکند، فانک سراغ اشکال و تکنیکهای منحصر به فرد درست کردن پاستا میرود تا روش های سنتی را زنده نگه دارد
این سریال درباره ی یک داستان عاشقانه بین شاه جونگ جونگ و ملکه اش دان کیونگ است که به فاصله یک هفته با وجود حزب سیاسی مخالف که قوانین شاه را کنتل میکرد تاجگذاری کرد… بر اساس افسانه ی تاریخی بعد از اینکه ملکه از مقامش خلع شد و از قصر اخراج شد ، شاه هر روز از قصر سلطنتی بیرون میرفت و در حالی که به کوهی که در مسیرش بود خیره میشد، آه میکشید… بعد از شنیدن این، ملکه در دامنه ی کوه مکان مورد علاقه اش که قصر رو هم در بر میگرفت؛ روی یک تخته سنگ در کوهستان خودش را نشان داد تا شاه بداند که سالم است و هنوز در حسرت اوست…
این سریال در مورد یک مرد کلاهبرداره که درگیر اتفاقات غیرمنتظره ای میشه؛ او در روز ازدواجش با کیم می یونگ متوجه میشه که با یک افسر پلیس ازدواج کرده است! از طرف دیگر، دختر یکی از فریب خوردگان، او را با تهدید، وادار به نمایندگی در مجلس ملی می کند…
داستان درمورد تاریخچهی جنگ جهانی دوم است. در 1 مه 1954 در برلین، در حالی که ارتش سرخ پرچمهای شوروی را بالای رایشکانزلی به اهتزاز در میآورد، گروهی از افسران نازی مراسمی رو اجرا می کنند. برای آنها، سلاخی در شهر چیزی نیست جز قربانی عالی برای مراسم تا محفل سیزده نیزه رو برگردانند که گروهی از ابر انسانها هستند که اومدنشون برای دنیا خرابی به بار میاره. سالها بعد، کسی نمیدونه این گروه از افسران آیا موفق شدن یا اینکه زنده موندن یا مردن. افراد کمی از وجودشون باخبرند و حتی اونایی هم که میدونستن با گذر دههها کمکم مردن. حالا در دسامبر ...
سرباز سابق، جووزو اینویی، تنها یه سوال براش مطرحه (کی اونو تبدیل به یه سایبرگ کرده و تمام خاطراتشو هم پاک کرده؟) بعد از پایان جنگ، سربازهای سایبرگ که به "گسترش یافته" معروف هستند، مرخص شدند. جووزو اینویی هم یکی از اونها بود، مردی که بدنش تبدیل شده بود و سرش هم با یک تفنگ عظیم جایگزین شده بود. بدون هیچ خاطرهای از زندگی گذشتش یا اینکه کی و چرا سرشو جایگزین کرده. اینویی توی خیابونهای تاریک به عنوان یه "حل کننده" هر پروندهای مرتبط با "گسترش یافته" ها به سختی زندگی میگذرونه. وقتی یه همرزم "گسترش یافته" تو دفتر اینویی سر و کلش پیدا میشه در حالیکه یه بچه رو گروگان گرفته و در حال فرار از دست سازمان امنیته. اینویی فقط باید طرفو از دفترش بندازه بیرون، اما وفاداری اینویی به یه برادر "گسترش یافته" مانع میشه مجبورش میکنه که پرونده رو قبول کنه. مراقبت از یه بچه اصلا کار آسونی نیست، اونم وقتی که همه دنبالشن، از گنگهای خیابونی گرفته تا شرکت مگا که یه مامور مخصوص رو فرستاده که کاملا هم میدونه چجوری با "گسترش یافته" ها دست و پنجه نرم کنه...
بعد از دانشگاه، ریکوئو اوزومی، پسری که تو زندگیش آرزو و هدف های زیادی نداره، توی یه سوپر مارکت استخدام میشه. زندگی بدون هیچ اتفاق خاصی برای ریکوئو پیش میره تا وقتی که همکلاسی و دوست دختر قبلیش رو می بینه، اما مخصوصا بخاطر هارو نوناکایِ عجیب و کلاغش...
داستان سریال Derek درون خانه سالمندانی را به دور از هیاهوی دنیای بیرونش به تصویر می کشد که در آن اتفاقات مختلفی در روابط بین اعضای این جامعه کوچک و افرادی که به دلایل مختلف به آن رفت و آمد می کنند روی می دهد که شخصیت اصلی ماجرا که عمده داستان از زاویه دید او بیان می شود مستخدم ساده,خوش قلب و دوست داشتنی به نام Derek Noakes است که فراتر از وظایف شغلیش با سالمندان مرکز رابطه احساسی و صمیمی برقرار کرده است و در واقع این مکان برای او تنها جایی است که به آن تعلق دارد چرا که در خارج از این آسایشگاه او را به دلیل ظاهر ساده و اوتیسمیش (نوعی بیماری روانی) طرد کرده و مورد تمسخر قرار می دهند...
سال 2030، ژاپن. ویروسی انسانهای سراسر جهان را آلوده کرده. افراد آلوده بر اساس سن، جنسیت و نژادشان به هیولاهای متفاوتی تبدیل میشوند. ویروس "جیبیا" نامیده میشود. بعد از فراگیر شدن جیبیا های متفاوت، در این هنگام، یک سامورایی و یک نینجا در چنین ژاپن پلیدی ظاهر شد. هر دو از اویل دوره اِدو راهی شده اند، همراه هم و به کمک دکتری که بدنبال یافتن درمانی برای جیبیاست، مبارزه میکنند. ماجراجویی خطرناک و مملو از دشمن، در برابر حملات پیاپی از طرف جیبیاها و طغیانگرانی که برای غذا به مسافران حمله میکنند را آغاز کرده اند.
تالار شهر داستانی است که در ژانر کمدی عاشقانه به مسائل سیاسی می پردازد و در مورد وقایعی است که بین یک شهردار زن جوان و یک مقام دولتی نخبه اتفاق می افتد. “جو گوک” یک مقام دولتی بسیار زیرک است. او به سرعت دوره ی عالی خدمات اجتماعی را پشت سر می گذارد و یک مرد تمام عیار است. اما جانشین شهردار بودن برای او کافی نیست و با رویای رئیس جمهور کره جنوبی شدن زندگی می کند. او باید به آسانی سریعا به اوج می رسید اما به خاطر یک حادثه ی غیر مترقبه به عنوان جانشین شهردار به یک شهرک ایالتی کوچک به نام “اینجو سیتی” که “شین می رائه” در آنجا کار می کند، اعزام می شود. “شین می رائه” یک منشی رده پایین در “اینجو” است، اما به امید اینکه جوان ترین شهردار شهر باشد کار می کند. آنها هنگام ملاقات یکدیگر، اجبارا درگیر مسائل شخصی و اختلافات اجتماعی هم می شوند.