همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
ناتان پرایس ( تیلور لاوتنر ) پسر جوانی است که مدتهاست احساس می کند در کالبد فرد دیگر در حال زندگی است و خودش نیست. این احساس زمانی رنگ حقیقت به خود می گیرد که وی با عکسی از دوران بچگی اش روبرو می شود و متوجه این موضوع تلخ می شود که خانواده واقعی او آن کسانی نبوده اند که وی تاکنون فکر می کرده. به همین دلیل ناتان شروع به یافتن خانواده واقعی خود می کند اما او به دلائل نامعلومی تحت تعقیب عده ای مزدور سازمان یافته قرار می گیرد و...
در پی یک حادثه عظیم و مخرب دنیا به پایان خودش میرسد. اما همه ساکنان آن از بین نرفتهاند. سه نفر که یک زن و دو مرد هستند زنده میمانند و اکنون این سه نفر در یک مثلث عشقی گیر افتادهاند. هر دو مرد عاشق این زن شدهاند و زن فقط یکی از آنها را باید انتخاب کند.
این فیلم داستان دو دوست را روایت می کند که هر دو مامور سازمان سیا هستند، به تازگی رابطه ای را آغاز کرده اند اما بزودی متوجه می شوند که هر دوی آنها عاشق یک دختر شده اند و اینجاست که جنگ بین دو دوست صمیمی آغاز می شود...
فیلم درباره موج سوای با نام بتانی است که در این زمینه دارای استعدادی خدادادی است. او مشغول تمرین برای مسابقات ملی است که با حمله کوسه ای عظیم الجثه مواجه می شود و دست خود را از دست می دهد...
فیلم "لوس آنجلس، از تو متنفرم" داستان سه نفر را در شهر لس آنجلس روایت می کند. یک شوهر ناامید که از همسر معلول خود متنفر است، برای قتل او قرارداد می بندد. اما پس از آن، پشیمان می شود و سعی می کند قتل را متوقف کند. اما این امر باعث اتفاقات غیرقابل تصوری می شود...
اوون جوان به یاد می آورد که چگونه در کریسمس سال 1983، زمانی که ده ساله بود، مادر وسواسی مرتب و پدرش که از دو عمویش میزبانی می کرد، دائماً به همسر سابقش و پسر ساکت موریس حمله می کرد و به بیرون می رفت...
هنگامی که یک خانم خانه دار ناراضی، جورجی، از فرصتی برای سرمایه گذاری در شهر کوچکشان می شنود، شوهرش راجر را تشویق می کند تا به آن بپرد. راجر به امید اینکه پول بتواند درمانی برای خانواده شان باشد، وارد دنیای تاریک پول های کثیف می شود...