کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
سزار دربان آپارتمان فردی بدبخت است که معتقد است بدون داشتن توانایی شادی ، به دنیا آمده است. وظیفه او این است که زندگی را برای همه اطرافیانش جهنم کند، ماموریتی که در آن موفقیت بزرگی دارد...
2 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 7 جایزه و نامزد دریافت 18 جایزه دیگر.
«رایل» پسربچه ای ۱۱ ساله است که به تازگی با چوب، دو دندان همكلاسي خود را شكسته است. بعد از این اتفاق، خانواده رايل براي دلجويي به خانه خانواده «هويل» ميروند و با رفتار بسیار محترمانه ای مواجه می شوند، اما رفته رفته خشونت در روابط آنها به وجود می آید و وضعيتي بسيار تاسفبار به وجود می آورد.
یک مرد، زندگی به ظاهر آرامی دارد تا زمانی که بسته ای در خانه دریافت می کند که زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد. او برای زنده ماندن و محافظت از عزیزانش باید در یک بازی مرگبار شرکت کند...
داستان فیلم به مبارزات جنبش ۲۶ ژوئیه به رهبری فیدل کاسترو و با همراهی ارنستو چگوارا که یکی از شمایل های قرن بیستم است پرداخته که به سرنگونی رژیم ژنرال باتیستا در کوبا انجامید …
داستان فیلم به مبارزات جنبش ۲۶ ژوئیه به رهبری فیدل کاسترو و با همراهی ارنستو چگوارا که یکی از شمایل های قرن بیستم است پرداخته که به سرنگونی رژیم ژنرال باتیستا در کوبا انجامید …
در 9 نوامبر 1989 (همان روز که دیوار برلین سقوط می کند)، نیکو یک پسر 12 ساله است که علاقه مند به فیلم برداری است، و به همراه مادرش زندگی میکند. یک شب، زمانی که یک طوفان 72 ساعته شروع می شود، نیکو یک صحنه خشونت آمیز از طریق پنجره در خانه همسایه اش، آنگلو پریتو را تماشا می کند و...
سرجیو یک قمارباز را دنبال می کند که پس از دریافت یک نکته به خانه شرط بندی باز می گردد و سعی می کند تمام پولی را که از دست داده است پس بگیرد، اما یک قمارباز دیگر با اسلحه وارد محل می شود و یک شلیک گلوله زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد...
در دهکدهای کوچک در لئون، اسپانیا، ماریا خوزه (ماکارنا گومز) پس از ناکامی در غلبه بر خودکشی پسر قلدرش ، آماده پایان دادن به زندگی خود میشود. همه چیز با ملاقات لوسیا، دختر کوچک عجیبی که می تواند با یک افسانه محلی در مورد توقف یک آخرالزمان قریب الوقوع مرتبط باشد، تغییر می کند...
پس از اینکه موجودی با منشأ مرموز جمعیت جهان را نابود می کند و باعث می شود کسانی که آن را نگاه می کنند جان خود را از دست بدهند ، سباستین و دخترش ماجراجویی بزرگ خود را برای بقا در بارسلونا آغاز می کنند...
بر اساس نمایشنامه یوردی والهو، گروهی از مردم را دنبال می کند که باید تصمیم بگیرند که آیا می خواهند اکنون 100000 یورو دریافت کنند یا ده سال صبر کنند تا یک میلیون دریافت کنند...
رامونا به تازگی با نامزدش، نیکو ، به مادرید آمده است و میخواهد زندگی جدیدی را شروع کند. او میخواهد بازیگر شود، مادر شود و در Lavapiés زندگی کند. اما وقتی متوجه میشود که نیکو کارگردان یک فیلم است که او برای نقش اصلی آن رقابت میکند، زندگی راحتش با نامزدش به چالش کشیده می شود ...
فیلم ماجرای چند بازیکن فوتبال دستی ست که در یک بار محلی زندگی میکنند و می خواهند به متصدی بار که مرد جوان درمانده ای ست کمک کنند تا دهکده اش را حفظ و قلب دختر مورد علاقه اش را به دست بیاورد و …
مه، 1987. در حین بازگشت از یک کلوپ شبانه و پس از مصرف مواد، دختر تازه وارد شهر سارا و دوستش رِبه عروسکی را پیدا می کنند که لباسی به تن دارد. از آن لحظه زندگی آنها تبدیل به جهنم می شود...
سباس یک پلیس تازه منصوب به عنوان نوازنده کیبورد در یک گروه موسیقی فلامنکو-ترپ به نام The Lolos مخفیانه کار می کند. هدف او کشف هویت یک قاچاقچی مواد مخدر بزرگ است که ...
یک دیجی رادیویی جوان به نام استف در شبکههای اجتماعی محبوب شده و هر شب برنامهای با تعداد زیادی از طرفداران دارد. یک شب، تماسی او را به لرزه در می آورد : یک غریبه بیرحم در رادیو زنده اعلام میکند که قصد دارد خودکشی کند و در وسط شهر منفجر شود. استف سعی میکند با وضعیت کنار بیاید: بمبگذار تهدید میکند که اگر دیجی او را در رادیو زنده سرگرم نکند، خودش را منفجر میکند...