همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
یک زن ایرلندی با وسوسه دست و پنجه نرم میکند. یک زوج اسرائیلی با مسائل مربوط به باروری و خانواده درگیرند. یک زن مجارستانی در پی عشق است. یک ملاقات مخفیانه از یک رقاصه متوقف میشود. یک نظافتچی در حال رسیدگی به پیامدها، به دنبال عشق و عاشقی میگردد.
"تیم اِمِت روورز در انتهای جدول لیگ قرار دارد و بعد از از دست دادن مربیشان، حالا با خطر از دست دادن زمین بازی خودشان هم روبرو هستند. شاید یک مربی جدید بتواند شانس کمی برای این تیم بیاورد."
این فیلم یک درام گانگستری تلخ است که در شهر بریکستون لندن اتفاق میافتد. جانی (وینی جونز) سعی می کند با یک «زندگی آرام» ساده از گذشته خشونت آمیز خود فرار کند...
"فیونا" ده ساله ، برای زندگی نزد پدربزرگ و مادربزرگش ، در روستای کوچکی در ایرلند ، فرستاده می شود . او به سرعت درباره افسانه ای که می گوید ، اجداد او با یک شیردریایی ، که می تواند خود را به انسان تبدیل کند ، ازدواج کرده اند ، می شنود و ...
فریل، تضاد بین زندگی عاطفی محدود و محصور گار با شخصیت اجتماعی پر جنب و جوش او را با به تصویر کشیدن او به عنوان دو شخصیت متمایز، یک خود عمومی و یک خود خصوصی، نشان می دهد...
سال 1975 در دهکده ای کوچک پسری هفده ساله به نام الیستر بر اثر اختلافات مذهبی یکی از همسایه های خودشان که پسری نوزده ساله به نام جو گریفین بود را به قتل می رساند. جیم که آن موقع یازده ساله داشته است شاهد قتل بوده و اکنون پس از سال ها نتوانسته ضربه ی روحی آن ماجرا را فراموش کند. الیستر به اعدام محکوم شد ، اما پس از دوازده سال آزاد می شود و اکنون الیستر سعی می کند تا به جبران این اشتباهش که او را سال ها آزار داده است بپردازد. اکنون می خواهد به ملاقات جیم برادر کوچکتر کسی که کشته است برود …
"فرانسی" (اوونز) و "جوئی" (بویل) مانند کودکان دیگر در دنیایشان به سر می برند. ولی با وجود پدری الکلی و مادری افسرده فشار زیادی به فرانسی وارد می گردد و ...
دو سال پس از مرگ همسرش، یک پدر ایرلندی دختر و دو پسرش را به خانه احضار میکند و باعث میشود همه از بدترین اتفاقات بترسند، اما او تنها کسی نیست که یک راز دارد.