یک وکیل جوان لهستانی برای یافتن قبر پدربزرگش به سفر می رود و در طول راه متوجه قسمت فراموش شده جنگ جهانی دوم از 1500 پناهنده لهستانی می شود که دور از سرزمین خود به لطف مهمان نوازی مکزیک و مهربانی مردمش بهشت امن را یافته اند...
کوینتو به خاطر سرقت از بانک متهم می شود و شش سال را در زندان می گذراند. هنگامی که او آزاد می شود، او مردی را که او را به زندان انداخته بود پیدا می کند و برنامه ریزی می کند تا همه چیز را از او بگیرد...
در اواسط قرن بیست و یکم، یک سفینه فضایی مسیر خود را گم میکند و فرمانده یک تیم فضایی دیگر که ظاهراً در یک پرواز بازرسی معمول است، تصمیم به بررسی موضوع میگیرد.
فیلم داستان سه زن است، "دورتا" 40 ساله که دادستان می باشد، "ماگدا" که یک دانش آموز جوان می باشد و "ترزا" که یک جراح برجسته می باشد. آنها در یک چیز به هم شباهت دارند، هر سه معتاد به الکل هستند ..
شش روز از زندگی نویسنده درخشان که دید بسیار فراتر از محدودها را داشت در سال های دهه سفت و سخت 70 روسیه شوروی. سرگئی داوالاتوف با حفظ استعداد و شایستگی خود با ...
داستان تکان دهنده یک مرد با استعدادهای فوق العاده که در پس زمینه رویدادهای دهه پنجاه توتالیتر قرار دارد. جان میکولاسک، یک گیاه شناس، عمر خود را به مراقبت از بیماران اختصاص داده است با وجود موانع بزرگی که در زندگی شخصی و عمومی خود با آنها روبرو بوده است. او که در آغاز قرن بیستم متولد شده است، شهرت و محبوبیت زیادی به دست می آورد به خاطر تشخیص و درمان بیماران با استفاده از گیاهان. او نه تنها مردم فقیر را درمان می کند، بلکه بسیاری از افراد مشهور و قدرتمند، از جمله رئیس جمهور چکوسلواکی، آنتونین زاپوتوکی، را نیز به عنوان بیمار خود دارد. اما...
پنج دوست در یک جشن مجردی دیوانه وار یکی از آنها شرکت می کنند. در همین حال عروس و دوستان زنش با رقصنده های مرد اوقات خوشی را سپری می کنند.این مهمانیها به طور کامل وحشی و خارج از کنترل میشوند...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 2 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
ویکتور (دانیل اولبریچسکی)، کهنه سرباز جنگ جهانی اول، پس از مرگ یک دوست نزدیک خود را در شهر غمگین و ناراضی می بیند. او برای تجدید قوا تصمیم می گیرد به املاک روستایی عمه و عمویش برود، جایی که تابستان های جوانی را در آنجا می گذراند...
داستان فیلم درباره مرد جوانی است که وارد منطقه می شود. جایی که ترس و درد دل انسان را پر می کند. به محض ورود، او تبدیل به یک استالکر می شود و به سرعت متوجه می شود که منطقه توسط بی تفاوتی و طمع اداره می شود.