⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
تورا سان می شنود که مادرش هنوز زنده است و برای ردیابی او به توکیو باز می گردد. او متوجه می شود که او یک گیشا است که فقط رابطه کوتاهی با پدرش داشته است. در حین دیدار با خانواده، او عاشق ناتسوکو، دختر یک معلم قدیمی می شود..
پس از پیروزی بزرگ در مسابقات، توراجیرو می خواهد عمه و عمویش را به سفری به هاوایی ببرد تا بخشی از بدهی بزرگ فرزندی را که احساس می کند به آنها بدهکار است بپردازد، اما این نقشه به مشکل می خورد...
فومیکو، مادر دو فرزند و همسر مردی خیانتکار که عزت نفس پایینی از خود نشان می دهد، زندگی خانوادگی خود را با شغل خواب خود به عنوان یک شاعره شریک می کند. شروع حرفه ادبی موفق او همزمان با طلاق و ابتلا به یک بیماری جدی است...
هنگامی که یک وکیل نه چندان درخشان به چیزی برای کمک به پرونده خود نیاز دارد، مجبور است برای شهادت به یک شاهد غیر متعارف تکیه کند. آیا دادگاه با شنیدن شهادت موافقت می کند و آیا در وهله اول شاهد حضور می یابد؟...
میتسوئو که از شغل جدیدش به عنوان فروشنده کفش ناراضی است، به جشنواره ای دعوت می شود و به خواهر یکی از دوستانش معرفی می شود. در همین حال تورا سان در تعطیلات سالانه به یک زن خانه دار مجروح کمک می کند...
پس از برخورد با پسر یاکوزا در حال مرگ و به اصرار خواهرش ساکورا، توراجیرو تلاش می کند تا سبک زندگی ولگردی خود را تغییر دهد و به یک کارگر صادق با شغلی ثابت تبدیل شود....
مردی در دفتر شرکت باله تاکایاناگی به صورت جسد پیدا شد. مظنون، که یک رقصنده در شرکت است، در همان اتاق بیهوش دراز کشیده است. به گفته مظنون، این مرد یک سارق بود که قصد داشت به او حمله کند. او اصرار دارد که برای دفاع از خود ضربه ای به سر او زده و او را کشته است...
توموکاوا مردی سرسخت است که تبدیل به پلیس بی حوصله شده است و بیشتر وقت خود را صرف نشستن زنان خانه دار تنها و مراقبت از نوجوان عقب مانده سوکماسا می کند...
پس از ترک تحصیل ، هیروشی در یک مدرسه دولتی ثبت نام می کند و با گروهی از اراذل و اوباش سر به سر می شود. او عاشق مهمانی های بی پروا، سیگار کشیدن و مشروب خوری است اما ...