با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
فیلمی که به پیامدهای مدرن فناوری و اینترنت، به ویژه ویدئو، می پردازد. هنگامی که ضبط ویدیویی شخصی یک فرد به صورت آنلاین فاش شده و بدون مجوز به طور گسترده در دسترس قرار می گیرد، فرد دچار فوبیای شدید با پیامدهای متعدد می شود. انتشار ویدیو، فرد را به مخفی شدن و ترس از فضاهای باز سوق می دهد.
یک پاندای پدر و پسرش برای پیدا کردن خانه از باغ وحش فرار میکنند و خانهای را در کنار یک دختر یتیم کوچک پیدا میکنند. پانداها تصمیم میگیرند پیش او بمانند و خانواده جدیدش شوند. سپس یک ببر سیرک گم شده را پیدا میکنند و به او کمک میکنند راهش را پیدا کند.
پسر بزرگ توکوگاوا ایمیتسو تاکهچیو توسط یک سپاه قاتل مورد حمله قرار می گیرد . هفت سامورایی که توسط لرد ساکورا هان، هوتا ماساموری استخدام شده بودند، به تاکهچیو کمک می کنند . این حمله به دلیل درگیری جانشینی شوگان بعدی صورت می گیرد ...
پس از یک عاشقانه شکست خورده، یک دوچرخهسوار جوان با خلق و خوی با یک دختر روستایی بیخیال در حالی که به زادگاه جزیرهایش میرود ملاقات میکند و او را در مورد موتورسیکلت سواری وسواسی میکند...
در آینده ای دور که نیروهای ماورا الطبیعی به آن حکمرانی می کنند، دختری جوان از یک شکارچی خونآشام درخواست کمک می کند تا خونآشامی که او را گاز گرفته از بین برده و از تبدیل شدن او جلوگیری کند...
در قرن بیست و یکم، نیروی پلیس از رباتهایی با هدایتگران انسانی بهره میگیرد. افسران پلیس، کن، النور و گورا، به همراه همکاران رباتیک خود، بلیدر، اسکنی و ویگوبوس، موظفند یک گروه مزدور را که یک تانک خودکار قدرتمند را به سرقت بردهاند، متوقف سازند.
وایولت اورگاردن وارد آموزشگاه دخترانهای میشود تا دربارهی اسلوب بانو بودن به ایزابلا آموزش دهد. ایزابلا به خاطر وارث خاندان یورک بودنش، احساس اسیر بودن در این دنیای ناراحت و جدید میکند. او هنوز غم تنها کسی که شادی برایش میاورد را در دل دارد و حالا تنها به او فکر میکند. آموزههای وایولت اندکی او را از افسردگی رها میکند و با نبود شادی چقدر درمان کامل طول میکشد؟