⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
خدمه کلاه حصیری در حال استراحت در یک ساحل هستند که متوجه می شوند کشتی آنها ربوده شده است. آنها با دو نفر به نام برادران دزد مواجه می شوند که به آنها می گویند دزدان دریایی ترامپ کیودای کشتی آنها را دزدیده اند. آنها نامی را در جزیره ترامپ کیودای ربوده و کلاه حصیری لوفی را نیز می گیرند. آنها برای نجات نامی و بازیابی کشتی و لوفی به جزیره ترامپ کیودای سفر می کنند.
لوفی پس از بیدار شدن، متوجه می شود که کلاه حصیری اش که برای او بسیار ارزشمند است، گم شده است. بنابراین، او به دنبال کلاهش می رود و تعقیب و گریز وحشیانه ای آغاز می شود.
لوفی و خدمه او به سرزمینی به نام آلاباستر سفر می کنند که توسط یک جنگ داخلی ویران شده است. آنها با یک کاربر قدرتمند میوه شیطانی به نام کروکودایل می جنگند و...
خدمه کلاه حصیری به جزیره درام می رسند تا نامی را که بیمار شده است درمان کنند. آنها با یک پادشاه ظالم روبرو می شوند که تمام پزشکان را از جزیره بیرون کرده است.
کلاه حصیری ها در راه یک بشکه روی آب میبینند و با فکر اینکه یک بشکه طلا است آنرا بالا میکشند ولی با بازکردن آن یک پیرزن از بشکه بیرون میآید . پیرزن به آنها وعده طلا میدهد ولی ...
اُهانا به زندگی پیش مادربزرگش در یک هتل کوچیک که چشمه ی آب گرم داره عادت کرده که یک روز سرو کله ی دختر رقیب هتل میاد و می خواد تو هتل اون ها آموزش ببینه و تبدیل به یه زن مهماندار خوب بشه و اُهانا هم تصمیم می گیره که بهش آموزش بده از طرفی اون موقع تمیز کردن یه آیتم خاصی را پیدا کرده که می خواد ازش سردر بیاره و ...
با این باور که دنیا بالاخره نابود خواهد شد سه بیمار روانی قصد بر سفری دسته جمعی گرفتند. آنها با هم به نقطه ای رفتند تا از آخرین لحظات کره زمین استفاده کنند و شاهد این واقعه باشند...
"کوهایاگاناوا مانبی" در حالیکه مقدمات ازدواج "آکیکو" بیوه پسر خود و "نوریکو" کوچکترین دخترش را مهیا می کند درگیر دیدار به معشوقه های سابق خود "تسونه" و "یوریکو" می شود که ممکن است دختر نامشروعش باشد...
جنگی بین یک مرد که توانایی کنترل کردن انسانها را فقط با یک نگاه دارد و مردی دیگر که همچین کنترلی را ندارد در میگیرد. و جنگ و بقا بین آنان در میگیرد و در این نبرد اجتناب ناپذیر کدامیک زنده میماند؟
داستان این کارتن در سال ۲۰۲۷ روایت می شود . یکسال پس از پایان جنگ جهانی چهارم در شهر نیویورک بمب هسته ای یافت شده که از بقایای جنگ میباشد . آرماکی شخصیت اصلی داستان مامور بررسی این موضوع میشود و تلاش دارد تا این بمب را پیدا کند و افرادی که با این جریان در تماسند را دستگیر کند اما ….
یک مرد جوان و خواهرش در مییابند که مردی که آنها همیشه فکر می کردند پدربزرگشان بوده، شوهر دوم مادربزرگشان است و پدر بزرگ واقعیشان یک خلبان بوده که در جنگ فوت کرده است...
“تارا” و “مایا” دو دوست جدانشدنی در هندوستان هستند.علاقه,عادتها و سرگرمیهای آنها مانند یکدیگر است.سالها بعد،آنها که تبدیل به انسانهای بالغی شده اند،دوستی خود را حفظ می کنند.”تارا” با شاهزاده ای به نام “راج سینگ” ازدواج می کند.پس از ازدواج “راج” از او خسته شده و به دنبال زن دیگری می گردد و ……
لوفی و خدمه اش به جزیره ای برای پیدا کردن شمشیر افسانه ای که گفته می شه گرون ترین شمشیر جهان هست رفته اند. در این حین که نیروی دریایی که دنبال این شمشیر بود و از دوستای زورو نیز بود، زورو رو به طرف خودش می کشه و زورو به دوستانش خیانت می کنه و به نیروی دریایی کمک می کنه.