در این مستند مردی را میبینیم که عشق و علاقه اش به گربهها، زندگی اش را برای همیشه دگرگون ساخته و بهترین دوست خود را در این موجودات دوستداشتنی یافته است.
تریش مک تاویش و همکارش کارل والاس در شرکت لیموناد سانی دی تلاش می کنند تا قوانینی را که مانع از راه اندازی غرفه های لیموناد توسط کودکان می شود، تغییر دهند. هدف آنها از این کار، بهبود وجهه عمومی برند شرکت است، اما تریش به این مسئله علاقه ای ندارد.
خانواده پریرا پس از فوت مادرشان، بعد از مدتی دوری دوباره متحد میشوند. خواهر کوچکتر خانواده، بقیه را متقاعد میکند که در مراسم سوزاندن مادرشان شرکت کنند. تعطیلات آنها به بحث و جدل بر سر خاکسترهای مادرشان سپری میشود.
یک شیء باارزش خانوادگی که برای جشن کریسمس ضروری است، دزدیده میشود. خانواده برای پس گرفتن آن، باید با فردی که به شکل وسواسگونهای به بابانوئل علاقه دارد، مقابله کنند و هر کاری لازم باشد، انجام دهند.
والدین تانیا، که جاسوسان روسی هستند و در آمریکای شمالی زندگی می کنند، چون ماموریتی ندارند، بیشتر وقت خود را به جای انجام ماموریت صرف جاسوسی از دخترشان می کنند.
یک تک تیرانداز با تجربه از گروه عملیات سیاه سعی میکند پس از شکست در ماموریت، از دست سربازان دشمن که برای انتقام جویی به دنبال او هستند، فرار کند. اما او نه تنها با آنها بلکه با چیزی شوم و هولناک که گرسنه و مصمم است، مواجه میشود...
کاسومی از عشق و احساسات عاشقانه بیخبر است،توسط مادرش مجبور به ازدواج میشود. در این ازدواج اجباری، او با مردی آشنا میشود که تنها به دوستی علاقمند است.
چاک در تلاش است تا شرکت نظافتی خود را در دوران همهگیری کرونا سرپا نگه دارد. در همین حین با کندی آشنا میشود که به دنبال کار است و دختر کوچکی به نام چو دارد.
یک خانواده توسط یک شیطان کریسمس به نام جک فراست مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و باید اسرار تاریک خانواده خود را که دلیل نفرین شدن آنهاست، کشف کنند. در این کریسمس، جک برای گرفتن انتقام از بازماندگان خاندان از هیچ کاری فروگذار نخواهد کرد.
گروهی از بازماندگان که قبلاً یک تجربه وحشتناک را در قطاری سپری کردهاند، مجبور میشوند مجدداً سوار همان قطار شوند. این بار، با تهدید جدیدی روبرو هستند و باید برای زنده ماندن مبارزه کنند.
شش سال پس از هولوکاست، رهبران آلمانی و یهودی برای جبران خسارات و آغاز روند بهبود روابط تلاش کردند. آنها به دنبال پاسخ به این سوال بودند که آیا مجرمان میتوانند مجازات شوند و آیا جبران خسارات میتواند عدالت را برای بازماندگان به ارمغان آورد.
یک مرد بازنشستهی ارتش در مجتمع مسکونی جنگل معبد در حومه پاریس زندگی میکند. همسایهی جوان او عضو یک باند محلی است که قصد دارد محمولهای را از کاروان یک شاهزاده عرب سرقت کند...