اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
سونیا و کیپ، که قبلاً با هم قرار میگذاشتند، برای کمک به ازدواج بهترین دوستانشان، در یک chalet برفی تزئینشده با سنتهای تعطیلات از سراسر جهان، با هم همکاری میکنند. آنها به زودی متوجه میشوند که هنوز هم عاشق یکدیگر هستند.
ژولیت برای کسب ارتقا، به همراه توم، صاحب یک مغازه شمع، اقدام به تولید شمعهای کریسمس کردند. توم در ابتدا به این پیشنهاد علاقهای نداشت، اما وقتی متوجه شد که پول حاصل از فروش این شمعها میتواند آرزوی کریسمس دخترش را برآورده کند، موافقت کرد.
کلر و جیمز ازدواج کرده اند و در یک گردهمایی مجدد در دانشکده پزشکی شرکت می کنند. در آنجا دوباره با مورگان که قبلاً در کلاس آنها بود ارتباط برقرار می کنند. مورگان نسبت به جیمز وسواس دارد و او را برای خودش می خواهد. او سعی می کند زندگی کلر را زیر و رو کند.
دان قاتل بازنشسته دولتی، پس از اینکه دشمنان گذشته اش او را پیدا می کنند ، مجبور می شود با خانواده خود به طور ناگهانی سفر جاده ای سراسر کشور به لاس وگاس را آغاز کند...
در اواخر دهه 90، جیمز بیشاپ با کمک صمیمی ترین دوستش با جدایی پیچیده ای دست و پنجه نرم می کند، در حالی که سعی می کند کتاب خود را قبل از آخرالزمان زامبی قریب الوقوع به پایان برساند.
یک زن فیلیپینی غیرقانونی، با تلاش فراوان، شغلی به عنوان پرستار یک پیرمرد در حال مرگ پیدا می کند. این شغل، فرصتی برای اوست تا زندگی بهتری را برای خود و دخترش فراهم کند. اما زمانی که او راز تاریک پیرمرد را کشف می کند، همه چیز به خطر می افتد. او باید بین دوراهی انتخاب کند: ادامه دادن به کار و حفظ شغلش، یا افشای راز و در معرض خطر قرار گرفتن خود و دخترش.
در شب کریسمس، یک طوفان برفی شهر را فرا میگیرد و چهار نفر متفاوت را در یک رستوران محلی گرفتار میکند. این چهار نفر با وجود تفاوتهایشان، در طول شب با هم آشنا میشوند و به یکدیگر کمک میکنند. در نهایت، آنها درک میکنند که حتی در سختترین شرایط هم میتوان عشق و امید را یافت.
کلمنس و رو، گربهاش، برای تعطیلات از پاریس به حومه شهر میروند. رو در حومه شهر از دیدن حیوانات و طبیعت لذت میبرد. او با کالین، گربه سفیدی که در جنگل زندگی میکند، دوست میشود.