جیمز فاکس پس از جلسات استماع کنگره به برزیل سفر میکند و مصاحبههای جدید و تأثیرگذاری از جمله مصاحبه با یک جراح مغز و اعصاب که با یک موجود فضایی ارتباط برقرار کرده است، انجام میدهد.
یک داستان عاشقانه شدید بین دوا و بیندو در جریان است. در طرف دیگر، مردی نقابدار که خود را خدا می نامد، شهر را با قتل های زنجیره ای وحشیانه اش تکان می دهد.
دومینیک، یک پلیس سابق بدنام که حالا کارآگاه شده، پروندهای به ظاهر ساده را برای یافتن صاحب یک کیف پول قبول میکند، اما این پرونده پرده از شبکهای تاریک از افراد گمشده، قتل، یک تعقیبکننده و رقصندهای مرموز به نام ناندهیتا برمیدارد.
جوناتان راس، ریچارد آیواد، کاترین رایان، نیک محمد، رویسین کاناتی و لو سندرز، جیمی کار، استاد پرسشگر را همراهی میکنند تا ببینند چه کسی در مورد سال گذشته بیشتر میداند.
گوجو و گتو که زمانی دوست بودند، باید از ریکو آمانای، که به عنوان قربانی ظرف پلاسمای ستارهای شناخته میشود، محافظت کنند. این جادوگران قدرتمند که توسط فرقهگرایان و کاربران نفرین شکار میشوند، با ماموریتی روبرو هستند که محدودیتهای آنها را آزمایش کرده و آیندهشان را شکل میدهد.
دختر ممتاز یک واعظ زمانی که یک تصادف تقریباً مرگبار او را مجبور میکند با رسواییهایی که امپراتوری مذهبی مرفه خانوادهاش را تکان میدهند، بیداری عمیقی را تجربه کند و ایمان از هم پاشیده جامعه را بازگرداند.
کریسمس نزدیک است، بنابراین رونجا و ملیسا برای جبران پدرشان که در بار محله مست است، وارد عمل میشوند. داستان «دروازه ستاره» بر اساس رمان اینگویلد ریشوی نوشته شده و تاریک، اما شاد، گرم و دلربا است.
گروهی متشکل از پنج دوست برای گذراندن آخر هفته به مکانی دورافتاده میروند. در طول اقامتشان در آنجا، از آنها خواسته میشود که تمام فناوریهای خود را برای مدت اقامت کنار بگذارند. یکی از دوستان با این الزام دست و پنجه نرم میکند، تسلیم میشود و سعی میکند بقیهی زمان را به خوبی بگذراند.
در پی یک حمله وحشیانه، سارا متیس نوع جدیدی از درمان با اندروید به نام رپتوس را سفارش میدهد و با غافلگیریهای پیچیده، راهی برای بهبودی را آشکار میکند.
یک مرد بیوه ثروتمند، دختری از یک شهر کوچک را برای زندگی در مهمانخانهاش استخدام میکند و وانمود میکند که یک شاهزاده خانم کارتونی معروف است تا دختر کوچکش را از افسردگی عمیقی که پس از مرگ مادرش گریبانگیرش شده است، بیرون بیاورد.
دو دوست قدیمی - یک متخصص محتاط ارزهای دیجیتال و یک کارآگاه بازنشستهی آزاداندیش - برای مقابله با یک سندیکای جرایم سایبری که شهر و خانوادهشان را تهدید میکند، تبدیل به گروهی خودسر میشوند.
"موندِین" یک سایبورگ است که سعی دارد خود را به عنوان یک انسان جا بزند، تا اینکه سازندهاش با ایدههای جدید برمیگردد و او را مجبور میکند که هویت واقعی خود را فاش کند.
وقتی یک نویسنده موفق متوجه میشود که دوست پسرش با دوست سابق دانشگاهش نامزد کرده است، این دو زن دوباره با هم ارتباط برقرار میکنند و با بهترین دوست نویسنده همکاری میکنند و یک خیانت دردناک را به سفری غیرمنتظره از دوستی و بهبودی تبدیل میکنند.
وقتی مایا وانمود میکند که یک غریبهی بیهوش دوست پسرش است، درگیر برنامههای کریسمس خانوادهی او میشود و در عین حال به پزشک او - که اتفاقاً دوست پسر سابقش است - علاقه پیدا میکند.
یک جستجوگر لوکیشنهای خسته، جادوی کریسمس را در میستلتو، شهری زیبا در کوهستان بلو ریج، کشف میکند، جایی که زندگیاش در یک مسافرخانه تاریخی به یک عاشقانه واقعی برای تعطیلات تبدیل میشود.