در شب هالووین ده نوجوان تصمیم می گیرند برای پارتی به خانه ای دور افتاده و متروک بروند. شایعه هایی درباره این خانه وجود دارد که خانه بر روی مسیری شیطانی و جریانی زیرزمینی ساخته شده است. آنها دور آینه ای جمع می شوند و با این کار خود نیروهای شیطانی را بیدار می کنند...
پس از یک رشته بدشانسی، یک جمع کننده بدهی چاره ای جز گذراندن شب در یک معبد خالی از سکنه ندارد، جایی که با یک روح زن وحشی روبرو می شود و بعداً برای نجات روح او از کنترل یک شیطان درختی شرور مبارزه می کند...
بر اساس یک افسانه سنتی ژاپنی چند صد ساله، یک زن و شوهر روستایی یک دختر بچه را در مقداری بامبو پیدا می کنند و او را به عنوان دختر خود بزرگ می کنند اما ...
هلن و بُن در یک جامعه آخرالزمانی زندگی میکنند که میخواهند از آن فرار کنند. آنها توسط جَیسون مرموز استخدام میشوند تا یک دیسک را بدزدند. این کار بسیار خطرناک است، اما در ازای آن، جَیسون قول میدهد که آنها را از آن جامعه خارج کند...
استان یک استاد دانشگاه و همسرش که به خانه ای نقل مکان می کنند که در آن روح معشوقه پدربزرگ دوستش زندگی می کند. شبح در تلاش است تا شبح همسر عزیزش را پیدا کند و در این راه ناخواسته با صاحبان جدید خانه نیز ارتباط برقرار می کند...
پروفسور آمریکایی تارل کابوت از طریق یک حلقه جادویی به سیاره گور منتقل می شود، جایی که باید به کشوری ستمدیده کمک کند تا پادشاه شرور و دژخیمان وحشی اش را سرنگون کند...
فرانک جوان که در کمد مدرسه در طول هالووین 1962 قفل شده است، شاهد روح دختری جوان و مردی است که سال ها پیش او را به قتل رسانده است. اندکی بعد او خود را تحت تعقیب قاتل می بیند و...
یک اثر باستانی جادویی به نام «استخوان اسکوون»، «قدرت تولهسگی» را به حیوانات میدهد. اما شخصیت شرور، «ماروین مکنستی»، آن را میشکند تا انسانها توانایی درک حیوانات را از دست بدهند. «تولهسگهای پناهگاه» سعی میکنند «قدرت تولهسگی» را باز پس بگیرند.