دوستان بامسه در پی زنگوله تندر هستند که او را نیرومند می سازد. ریچارد، روباه مکار، نقشه کشیده تا با قهرمان نمایی جای بامسه را بگیرد و عشق میکلینا را تصاحب کند...
هرج و مرج دو نفره مرگبار از آدمکشان دیوانه را پس از میزبانی یک تورنمنت وحشیانه و بدون محدودیت در داخل قفس فولادی شوم احاطه شده توسط سیم خاردارهای تیغی پس از اغوا کردن مدل های گرسنه و مشتاق به جنگل های کلمبوس، اوهایو با یک جایزه دنبال می کند. خوب است که درست باشد درست همانطور که آنها جریان را بر روی یکدیگر می چرخانند، یک زن مرموز و ترسناک خشن، به معنای واقعی کلمه با
داستان این فیلم اکشن و فانتزی دربارهی جوانی کشاورز به نام "لوکاس" میباشد که خانوادهش توسط مهاجمان وحشی در حومهی شهر کشته میشوند، اکنون او برای انتقام با یک اژدها و یک مزدور گروهی را تشکیل میدهند و
دانش آموز دبیرستانی آراتا کاسوگا هدف لیلیت، معلم یک مدرسه عرفانی می شود. به او سه انتخاب داده می شود تا به نجات پدیده فروپاشی جهان توسط نیروهای شیطانی کمک کند...
پس از مرگ پدرش، سفید برفی در رحمت نامادری خود دوستش قرار می گیرد. سفید برفی که توسط ملکه شیطانی در یک برج حبس شده است، بارها فرار می کند و مخفیانه به آهنگر پیر کمک می کند. او در آنجا با شاهزاده کیلیان آشنا می شود که بلافاصله عاشق او می شود. وقتی نقشه ملکه برای ازدواج سفید برفی با یک نجیب ثروتمند نتیجه معکوس میدهد، او نقشه میکشد که او را بکشد، اما سفید برفی توسط هفت کوتوله نجات مییابد، در حالی که شاهزاده کیلیان در سراسر پادشاهی به دنبال او میگردد. بازگویی پر اکشن افسانه معروف، با اشاره به بازی تاج و تخت...
دوروتی اوز را به کریسمس معرفی می کند و البته اوز چند عادت از خودش را اضافه می کند. بابانوئل می آید تا شادی تعطیلات و هدایایی را به همه برساند. جادوگر شریر بابانوئل را ربوده تا جادوی او را بدزدد...
در دنیایی که ابرشرورها در آن حاکم هستند دو دوست که از بچگی همدیگر را میشناسند در یک آزمایش درمانی مشترک شرکت کرده و قدرتی پیدا میکنند که با آن از شهرشان محافظت کنند ....
داستان مرد جوانی که از حقیقت در مورد دوران کودکی خود فرار می کند، برای تصحیح گذشته خود بازمی گردد، اما در نهایت متوجه جنبه ای از خود می شود که سرکوب شده است...
در خیابانهای پاریس، جاست آخرین خاطره افرادی را که فقط خودش میتواند ببیند، جمعآوری میکند، قبل از اینکه به آنها در زندگی پس از مرگ کمک کند. جاست یک روح است. اما یک روز آگاته او را می شناسد. وقتی زنده بود او را می شناخت.
داستان ما درباره یک سیاره ناشناخته و زیباست که تنها زنان در آن زندگی میکنند. این سیاره که در کهکشانی دور قرار دارد، محیطی آرام و بدون خطر برای ساکنانش فراهم کرده است. اما ماجرا با آمدن یک گروه تنبیهی به این سیاره پیچیدهتر میشود.