«جون وايلدر» (ترنر) به دعوت يک عرب بسيار پولدار به کشور او مي رود. «جک کالتن» (داگلاس) سعي مي کند خود را از اين قضيه دور نگه دارد، اما ناخواسته وارد ماجرا مي شود و به «جون» که در مخصمه گير افتاده، کمک مي کند...
چهار تن از نمادهای فرهنگی دهه 1950 در یک هتل با هم ملاقات می کنند.دو تن از آنها متوجه می شوند بسیار بیشتر از آنچه پیش بینی می کردند نقاط مشترک دارند و...…..
پنج دانش آموز دبیرستانی که هر یک اخلاق و خصوصیات های خاص خود را دارند در یکی از جلسات تنبیه با هم آشنا میشوند. آشنایی که زندگی همه آنها را عوض میکند و ...
«ويلي» (لوري) همراه دوستش، «ادي» (ادسن)، در نيويورک زندگي بي هدفي را مي گذارند و به همين دليل از ورود مسافر ناخوانده، «اوا» (بالينت)، دختر عموي مجارستاني خود به خانه اش راضي نيست. پس از ده روز «اوا» نزد عمه اش، «لوتي» (استارک) در کيلولند مي رود. «ويلي» و «ادي» سراغ «اوا» مي روند…
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
بيست سال پيش در کيپ کاد. «آلن بائر» پسر بچه ي هشت ساله، از قايق به درون آب پرت مي شود و پيش از نجات، يک پري دريايي را مي بيند. زمان حاضر، نيويورک. «آلن» (تام هنکس) که فکر مي کند نمي تواند عاشق شود، دوباره به کيپ کاد برمي گردد و بار ديگر پري دريايي (هانا) او را نجات مي دهد.
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 8 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
نويسنده ي موفق داستان هاي رمانتيک، «جون وايلدر» (ترنر) براي نجات خواهرش که به گروگان گرفته شده به کلمبيا مي رود. در اين جا يک ماجراجوي امريکايي به نام «جک کالتن» (داگلاس)، «جون» را از مخمصه نجات مي دهد و اين دو به اتفاق به دنبال گنج مي روند...
آمار نشان می دهد که تعداد داوطلبان ورود به دانشکده های پلیس بسیار کم شده است. به همین دلیل شهردار جدید تصمیم می گیرد تا به کسانی که به دلیل جرم های کوچک دستگیر می شوند، فرصتی بدهد تا به جای گذراندن دوره ی محکومیت شان، وارد دانشکده پلیس بشوند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
یک سیرک روسی به آمریکا می رود. یکی از اعضای آن می خواهد به آمریکا فرار کند اما جراتش را ندارد. او در یک فروشگاه بزرگ پناه می گیرد اما متوجه می شود کنار آمدن با فرهنگ آمریکایی بسیار سخت تر از چیزی است که تصور می کرده...
عتیقه فروشی چینی جانور کوچک و عجیبی به نام «موگ وای» را به پسر بچه ی نوجوانی (گالیگان) می فروشد، با این شرط که دور از نور شدید و آب نگه دارند و هرگز پس از نیمه شب به آن غذا ندهند. «موگ وای» آرام و دوست داشتنی است، تا این که به طور تصادفی کمی آب رویش ریخته می شود و پنج جانور مشابه – ولی کمی شیطان – از آن به وجود می آیند…….