ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
ابی (فچری البار)، تاجری که به دلیل توطئه رقیب تجاریاش، رضا (عارفین پوترا)، مجبور به زندگی در زندان است. پس از آزادی از زندان، او قصد انتقام دارد، یک سرقت بزرگ با هدف قرار دادن شرکت رضا.
نبرد نهایی علیه موزان کیبوتسوجی آغاز شده است. سپاه شیطان کش، از جمله تانجیرو، نزوکو و هاشیرا، به قلعه بینهایت کشانده شدهاند و در آنجا باید با شیاطین رده بالای بسیار قدرتمندی مقابله کنند. این نبردی سرنوشتساز و بیامان است.
دنیایی خیالی در اوایل قرن پانزدهم، زمانی که جنگی فرسایشی در جریان است. پانجی، جنگجوی که با وجود انتقام مرگ همسرش، به آرامش نرسیده است. او سعی میکند به زندگی خود پایان دهد، اما جادوی سیاهش مانع او میشود.
یک کارآگاه خصوصی منزوی توسط یکی از دوستانش متقاعد میشود که از مخفیگاهش بیرون بیاید تا به پیدا کردن خواهر گمشدهاش کمک کند، و این باعث میشود دوباره در دسترس کسانی قرار بگیرد که میخواهند خانوادهاش بمیرند.
هر بدنی از تعداد بیشماری سلول تشکیل شده که مثل یک ارتش منظم عمل میکنند. هر کدام از این سلولها وظیفه خاص خود را دارد. هدف نهایی و هماهنگ همه این سلولها این است که کل بدن یا موجود زنده بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و زنده بماند.
در ۹ آوریل ۱۹۴۰، سرهنگ بیرگر اریکسن ۶۴ ساله فرماندهی دژ اسکارسبورگ، یک ایست بازرسی کلیدی که همه کشتیها هنگام عزیمت به اسلو باید از آن عبور کنند، را بر عهده دارد.
این داستان که ادای احترامی صمیمانه به فرهنگ هواداران است، ساگار، یک هوادار سرسخت را دنبال میکند که زندگی، روابط و هویتش حول تحسین او از الگوی سینماییاش، سوریا کومار، «پادشاه آندرا»، میچرخد.
گوجو و گتو که زمانی دوست بودند، باید از ریکو آمانای، که به عنوان قربانی ظرف پلاسمای ستارهای شناخته میشود، محافظت کنند. این جادوگران قدرتمند که توسط فرقهگرایان و کاربران نفرین شکار میشوند، با ماموریتی روبرو هستند که محدودیتهای آنها را آزمایش کرده و آیندهشان را شکل میدهد.
دو دوست قدیمی - یک متخصص محتاط ارزهای دیجیتال و یک کارآگاه بازنشستهی آزاداندیش - برای مقابله با یک سندیکای جرایم سایبری که شهر و خانوادهشان را تهدید میکند، تبدیل به گروهی خودسر میشوند.
یک جنگجوی افسانهای از زندگی ساده و فروتنانهاش ظهور میکند تا نیروهای قدرتمندی را که سرزمینش را تهدید میکنند، به چالش بکشد، در حالی که پیشگوییهای باستانی و پیوندهای خانوادگی، سفر او را شکل میدهند.
زندگی آرام ریتا در پوندیچری زمانی که خانوادهاش درگیر خشونتهای گروهی میشوند، از هم میپاشد. او باید با هوش و شجاعت خود از آنها در برابر جنایتکاران خطرناک محافظت کند.
لونا اصلان (یولانته کابائو) یک مامور مخفی است که با کمک همکارش نیلز (تیجس بورمنز)، پس از یک ماموریت خونین، تبهکار ارشد، باریس (موردا)، را دستگیر میکند.
گابریل و ادریس، دوستان دوران کودکی، مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفتهاند: اولی بازرس پلیس شد، در حالی که دومی به جرایم سازمانیافته پیوست. آنها زمانی که عشق اولشان در یک تصادف جادهای مشکوک درگیر میشود، دوباره به هم میپیوندند.