لس آنجلس، سال 1997. «کارآگاه هريگان» (گلاور) و گروه ضربت ضد مواد مخدرش، در ميانه ي زدو خورد شديد بين دارو دسته ي قاچاقچي هاي جاماييکايي و کلمبيايي گير افتاده اند. هنگام درگيري با دارو دسته ي کلمبيايي ها، موجود مرموزي وارد صحنه مي شود و قاچاقچي ها را قتل عام مي کند. جاماييکايي ها با استفاده از اين فرصت، به رئيس قاچاقچي هاي کلمبيايي حمله مي کنند ولي آنان نيز به دست آن موجود نيمه نامرئي به قتل مي رسند...
در دنیای پسا آخرالزمانی پر از جهش یافته های وحشتناکی که به نام گارگویل شناخته می شوند، بازماندگان آخرین مستعمره انسان با غارگویل های متجاوز چند مایلی زیر سطح زمین نبرد می کنند...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 8 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
سال 2084 سیاره ی مریخ به مهاجرنشین زمینیان تبدیل شده است. «داگلاس کوایید» (شوارتسنگر)، کارگر ساختمانی، همراه همسرش «لوری» (استون)، زندگی مرفهی دارد؛ اما هر شب کابوسی در مورد سفرش به مریخ می بیند…
دار، جنگجویی که با حیوانات حرف میزند، مجبور میشود به زمین بیاید تا جلوی برادر شرورش را بگیرد که میخواهد با دزدیدن بمب اتمی، سرزمین بیابانیشان را به بیابانی بدتر تبدیل کند.
داستان فیلم در آستانه هزاره سوم و در زمان یک فاجعه جهانی دامنگیر است، که مرد و زنی، با بازی ویلیام هرت و سولویگ دامارتان، را دنبال میکند که در سراسر جهان به خاطر دستگاهی که میتواند تجربههای زیستی را ضبط کند و به رؤیاها و خوابها نمود دیداری بدهد، تحت پیگرد هستند...
بیگانگان یکی را از خودشان برای تنبیه به زمین می فرستند این بیگانه بسیار خشن بوده و وقتی بدنی را که تسخیر کرده است آسیب می بیند، مجبور است بدن دیگری را برای تسخیر کردن پیدا کند...
گزارشگر مدرسه، راجر اسمیت، با یک انسان نمای زیبا به نام ویکتوریا ملاقات می کند. آن ها عاشق یکدیگر می شوند اما راجر باید ابتدا او و مدرسه را از دست یک سنجاب غول آسای جهش یافته، ترومی، نجات دهد...