کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
کارلو و سیلویا پس از دو دهه زندگی مشترک از هم جدا میشوند و هر کدام روابط جدیدی را تجربه میکنند. رابطه سیلویا با یک نئوفاشیست جوان و خشن، تغییری در وضعیت آنها ایجاد میکند.
یک مرد و زن در حالی از خواب بیدار می شوند مه خود را گرفتار در یک سرداب می بینند.در حالیکه رباینده آنها از نظر روانی آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهد نکته مبهم این آدم ربایی آشکار می شود…
وینکه و ورستیوف بهترین کارآگاهان اداره پلیس آنتورپ هستند. آنها با قتل توسط یک مجری برجسته روبرو می شوند و تمام تلاش خود را برای دستگیری قاتل به کار می گیرند...
راهبی که به بدنساز تبدیل شده و موهبت دیدن سرنوشت مردم را دارد، با یک مأمور زن پلیس رفیق میشود و از موهبت خود برای تغییر نیروی کارما و سرنوشت او استفاده میکند...
«سیلویا بروم» (نیکول کیدمن)، زن سفیدپوستی که در افریقا به دنیا آمده و بزرگ شده، در سازمان ملل مترجم است. یکی از زبان هایی که «سیلویا» به آن آشنایی دارد، «کو» است و یک روز در تالار مجمع عمومی سازمان ملل به طور اتفاقی از حرف های مردی که به زبان «کو» صحبت می کند با خبر می شود که بر ضد جان «زوانی» (کامرون) حاکم مستبد ماتوبو توطئه ای در جریان است و …
کنت بیانکی، یکی از دو قاتل و متجاوز زنجیرهای که در اواخر دهه 1970 منطقه لسآنجلس را به وحشت انداختند، در حال مصاحبه با روانپزشک سامانتا استون در ایستگاه پلیس است. سامانتا مجبور به یادآوری جنایات هولناک این قاتل میشود...
کارن اوکانر ، روزنامه نگار جوانی که به خاطر چهره های مشهور ، به دنبال کشف حقیقت پشت یک حادثه طولانی است که زندگی و حرفه تیم وینس کالینز و لانی موریس را تحت تأثیر قرار داد.
کریستین اسلیتر نقش یک کشیش دنیوی و شهری را بازی میکند که وقتی به بیگناهی کشیش جوان متهم به قتل باور میکند، مجبور میشود زندگی راحت خود را به عنوان یک پزشک کلیسایی به چالش بکشد...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 23 جایزه و نامزد دریافت 68 جایزه دیگر.
وینسنت (تام کروز) که یک آدمکش حرفه ای است وارد شهر لس آنجلس شده تا ۵ نفر را که برای کارفرمایش مزاحمت ایجاد کرده اند به قتل برساند. او به منظور رفتن به نقاط مختلف شهر و از بین بردن قربانیانش نیاز به یک تاکسی دارد. ماکس که یک راننده تاکسی است بی اطلاع از هدف وینسنت ، خود و تاکسی اش را در اختیار او می گذارد و امیدوار است در پایان شب دستمزد خوبی از وینسنت بگیرد. ماکس وینسنت را به محل سکونت اولین قربانی می رساند و منتظر او می شود…
زندگی جس زمانی تغییر می کند که شوهرش رایان و برادر شوهرش رومن پس از تصادف به کما می روند. با این حال، رومن از خواب بیدار می شود و معتقد است که رایان است و این باعث می شود جس در مورد آینده نگران شود...