کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
گوشه نشین سادیست مجنون کسانی را که در قسمت او از جنگل گم می شوند، تعقیب می کند و اسیر می کند. زن جوانی که ماشینش خراب شده می خواهد بفهمد که بعداً با آنها چه می کند....
یک دختر یتیم جوان که وسواس زیادی برای یافتن پدرش دارد توسط یک کلیسای سیار به فرزندی پذیرفته می شود. او بزرگ می شود و نامزد می کند، اما وسواس او برای یافتن مکان پدرش در شرف مرگ است...
هنگامی که دختری که از مافوقهای روسی فرار میکند، یک دیسک کامپیوتری دزدیده شده را روی تامی لی میکارد، کارشناس هنرهای رزمی ناخواسته خود را درگیر وحشتناکترین ماجراجوییاش میبیند....
کاپیتان بوید که ترفیع خوبی گرفته حالا به یک قلطعه مرموز اعزام شده که در آنجا مردی نجات یافته داستان وحشتناک و آزاردهنده ای در باره آدم خوار ها برایش تعریف می کند …
یک وکیل دادگستری قدرتمند نیویورک، که برای دفاع از قاتلی که انتقام مرگ پسر جوانش را گرفته بود استخدام شده است، با خواسته های خود برای موفقیت در مقابل خواسته های اخلاقی موکلش مبارزه می کند تا راه حقیقت را انتخاب کند....
دو پیک پول برای گروه مافیا به نامهای فرانکی و تونی، آخرین بستهشان به مبلغ یک میلیون دلار را توسط دو کلاهبردار زن به نامهای دانا و مارسیا به سرقت میبرند و این دو مرد باید قبل از اینکه هدف قرار بگیرند، آن زنان را پیدا کنند تا پول را پس بگیرند.
گروهی از نوجوانان در سانفرانسیسکو لانهای از هیولاهای قاتل را کشف میکنند که در برجی از پل گلدن گیت زندگی میکنند، اما وقتی میخواهند به مقامات بگویند، هیچکس آنها را باور نمیکند...
یک دختر نوجوان توسط 3 پسر ربوده شده و به خانه متروکه ای به عنوان برده برده می شود . او به زودی متوجه می شود که یکی از اسیرکنندگانش شیفته او شده است و از این احساسات برای زنده ماندن استفاده می کند...