کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
کاراگاه “لی جونگ جائه” طی عملیاتی به یکی از بزرگترین باند های گانگستری و تبهکاری کشور نفوذ میکند پس از ورود او رئیس این باند کشته میشود و در این بین درگیری هایی ایجاد میشود
کلر و جیمز ازدواج کرده اند و در یک گردهمایی مجدد در دانشکده پزشکی شرکت می کنند. در آنجا دوباره با مورگان که قبلاً در کلاس آنها بود ارتباط برقرار می کنند. مورگان نسبت به جیمز وسواس دارد و او را برای خودش می خواهد. او سعی می کند زندگی کلر را زیر و رو کند.
گروهي تروريست عرب به رهبري «نقي حسن» (سوکت)، يک هواپيماي 747 را با چهار صد مسافر مي ربايند. «ستوان آستين تراويس» (سيگال)، مأمور اطلاعاتي امريکايي، مطمئن است که اين يک هواپيما ربايي معمولي نيست.
یک زن فیلیپینی غیرقانونی، با تلاش فراوان، شغلی به عنوان پرستار یک پیرمرد در حال مرگ پیدا می کند. این شغل، فرصتی برای اوست تا زندگی بهتری را برای خود و دخترش فراهم کند. اما زمانی که او راز تاریک پیرمرد را کشف می کند، همه چیز به خطر می افتد. او باید بین دوراهی انتخاب کند: ادامه دادن به کار و حفظ شغلش، یا افشای راز و در معرض خطر قرار گرفتن خود و دخترش.
همسر یک مرد متوفی به یک نقاشی مرموز شبیه او علاقه مند می شود. وقتی نقاشی شروع به ارعاب او می کند، باید تصمیم بگیرد که آیا نقاشی تسخیر شده است یا اینکه او دارد دیوانه می شود.
دو دوست در شب مادران، در کلبه ای که در تپه ای قرار دارد، چوب درختی نفرین شده ای را می سوزانند که ارواح تاریک را بیدار می کند. آنها مجبور می شوند برای زندگی خود بجنگند.
یک افسر پلیس تازه کار داوطلبانه آخرین شیفت را در یک ایستگاه پلیس تازه از کار افتاده انجام می دهد تا رابطه مرموز بین مرگ پدرش و یک فرقه شرور را کشف کند...