جم ییلماز، کمدین سنگین وزن ترکیه، در این ویژه برنامه پویا، روی صحنه استندآپ کمدی میرود و همه چیز را از فرهنگ لغو کنسرت گرفته تا خالکوبیهای پشیمانی پوشش میدهد.
فیلیز، تنها دختر یک خانواده ثروتمند، قرار است ازدواج کند و نوه داشته باشد. فیلیز که حاضر به ازدواج نیست، به مرت که برای کار درخواست داده، پیشنهاد ازدواج دروغین میدهد. مرت قبول میکند و این نمایش ادامه پیدا میکند.
ماوی (Mavi) یه آشپزه که با پدر و مادر طلاقگرفتهش زندگی میکنه. چون بیکاره، میره سراغ رستوران آسیم عزیزاوغلو (Asim Azizoglu). شرط استخدامش اینه که با پِلین (Pelin)، نوهی لوس و پررو آقا آسیم، رفیق بشه. ماوی هم قبول میکنه و کار رو شروع میکنه.
آسلی (Asli)، نِکو (Neco)، اینجی (Inci)، چینار (Cinar) و چاپراز (Capraz) یه باند خلافکارن. اینجی برای آخرین کارشون از شرکت پول میدزده؛ نگهبان امنیت رو مقصر میدونن و اونم میمیره. اینجی از عذاب وجدان داره میترکه، میخواد بره پلیس خودش رو تحویل بده، اما یهو میفهمه که حاملهست.
وکیلی به نام توگچه توسط معشوقش فورکان رها شده است. با توجه به اینکه اوضاع کسب و کارشان خوب پیش نمیرود، توگچه موافقت میکند که فورکان را برگرداند در عوض اینکه فورکان موکل دردسرسازش، اردم، را نجات دهد. با این حال، همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
جواهر، تبهکار معروف و مورد نفرت کارتلها، برای انتقام خانوادهاش که در حادثهای عمدی کشته شدهاند، اقدام میکند و در این مسیر به طور ناخواسته درگیر توطئهای بزرگتر میشود.
شرف بیک، سرآشپز آلبانیایی (که شخصیتی حساس و در عین حال مصمم دارد)، برای شروعی تازه به ترکیه میرود، جایی که با اتفاقات غیرمنتظره و احتمالاً یک عشق جدید مواجه خواهد شد.
شرکت «پرستیژ موزیک» که توسط حلمی توپالاوغلو تأسیس شد، در دههٔ ۹۰ ستارههای مهمی را به موسیقی ترکیه معرفی کرد. این فیلم، زندگی واقعی ستارههایی مانند اوزجان دنیز و ماهسون قرمزیگُل را در این شرکت روایت میکند.
فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد دوم (فاتح) در قرن پانزدهم، سرآغاز حرکت عثمانیها به سمت اروپا بود. هدف سلطان گسترش اسلام در اروپا با استفاده از اخلاق نیکوی مسلمانان وقت بود.
گروهی در حال فرار از افراد اورهان، در الازیغ گیر افتاده و در مزرعه مرتضی آقای ظالم و خسیس مشغول به کار میشوند. پس از دریافت تماس اضطراری از همسر عبدی، آنها مجبور میشوند با عجله به سمت کاستامونو فرار کنند. در هنگام فرار، این گروه پولهای مرتضی آقا را میدزدند و دخترش را میربایند.
فیلم «کوستَبِکگیلَّر: نگهبانان بذر اجدادی» دربارهی گروهی است که برای نجات سرزمینشان از خطر بحران غذا مبارزه میکنند. دلیل این بحران، نابودی بذرهای ارگانیک و بومی به دست پروفسور علی جنگیز کاپکارا است. این گروه با کمک دو انسان به نامهای دنیز و آردا، مأموریت دارند تا آخرین بذر باقیمانده را از چنگ این پروفسور شرور پس بگیرند.
در ادامه این فیلم ترسناک ترکی، یک مرد، با آوردن مادر سالخوردهاش به خانه، خود و خانوادهاش را در معرض آزار و اذیت نیروهای شرور ماوراءالطبیعه قرار میدهد.
چهار خواهر که زندگیهای جداگانهای داشتند، پس از مرگ پدرشان در مهمانخانهای که به ارث بردهاند، دور هم جمع میشوند. بودن دوباره در یک مکان پس از سالها، اولین قدم برای درک و بخشش یکدیگر است.
پس از مدتی دوری، اولوی و جواهر به دلیل درگیر شدن اولوی در پروندهای جنایی، دوباره به یکدیگر میپیوندند. جواهر برای یافتن قاتلانی که در روستا مرتکب قتل شده و اولوی را —که حتی قصابی هم بلد نیست— به اشتباه متهم کردهاند، دست به کار میشود.