کارلا ده ساله یک معمای کامل برای حل دارد و باید سریع آن را حل کند: او شدیداً می خواهد که تمام خانواده اش دور هم جمع شوند تا کریسمس را جشن بگیرند - اما این کار آسانی نیست، به خصوص وقتی والدین شما طلاق گرفته اند...
زنی ناپدید میشود، شوهر او وارد یک فضای عجیب و غریب از سوالات بی پاسخ میشود، آیا زنش او را ترک کرده؟ آیا زنش مرده ؟ درحالی که او به دنبال جواب میگردد ، به دنیایی از کابوس و خشونت قرو میرود...
راسموس با ماری آشنا میشود و به این باور میرسد که عاشق شده است. در ابتدا همه چیز به خوبی پیش میرود، اما به مرور زمان، ماری رفتارهای تاریک و تسلططلبانهای نشان میدهد و شروع به ترساندن راسموس میکند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 21 جایزه و نامزد دریافت 34 جایزه دیگر.
کریستین یک موزه دار با سابقه و مورد احترام در یک موزه ی هنر های معاصر است یک مرد طلاق گرفته و پدر دو بچه است اما در زندگی اش مشکلاتی بوجود می آید که نیازمند یادآوری انسانیت و مسئولیت پذیری است …
یک زن، کارلا، از کاترین دعوت می کند تا تعطیلات را با او بگذراند، به این امید که آنها بهترین دوستان شوند. همانطور که معلوم است، هیچ چیز طبق برنامه پیش نمی رود، اگرچه کارلا با مردی به نام جوناس ملاقات می کند و برای اولین بار عاشق می شود...
تابستان در دانمارک با روزهای بلند و شبهای خنک سپری میشود. در این میان، احداث تونلی برای اتصال دانمارک به آلمان در حال انجام است. در این بین، سه نفر با یکدیگر ملاقات میکنند و سپس هر کدام به مسیر خود ادامه میدهند.
کریستیان، فارغالتحصیل تازهی دبیرستان و ۱۸ ساله، عاشق سانِه، مادر مجرد ۳۶ سالهای میشود که در کار تابستانی او وی را اغوا میکند. رابطهی پرشور آنها باعث میشود که او جنبههای جدیدی از وجود خود را کشف کند.
نیل، استادکار، برای نصب آشپزخانه جدید سوش می آید. آنها بلافاصله به یکدیگر علاقه مند می شوند. این علاقه برای آنها که در روابط پرمشکل خود هستند، یک راه فرار شیرین است...