در یک جامعه کوچک در دلتای دانوب که بین سنت های قدیمی و آرزوهای مادی جدید در نوسان است، یک نوجوان به نام رینا، در جستجوی هویت خود، قیمت سنگینی را می پردازد...
در سال 6470، یک تیم زن و شوهر یک سیگنال پریشانی مرموز دریافت کردند. آنها پسر خود را در سفینه رها می کنند تا به دنبال فضانورد گم شده بگردند، اما سرنوشت دخالت می کند، سفینه آنها سقوط می کند و پسرشان را تنها می گذارد..
تاک، گورکنی کهنهکار، با آگاهی از مرگ قریبالوقوع خود، آرزوی برگزاری یک مراسم تشییع جنازه باشکوه را در ذهن میپروراند. او برای تحقق این آرزو، از مدتها قبل مکانی زیبا را در قبرستان انتخاب کرده است و اکنون که مرگ به او نزدیک شده، همه چیز برای برگزاری این مراسم مهیا میشود.
رادو بعد از یک سال از ایتالیا برگشته و متوجه می شود که همسرش کاملاً تغییر کرده است. آنها شب را صرف تلاش برای کشف دوباره خود می کنند. دوری بین آنها بی اعتمادی و سردرگمی ایجاد کرده است اما رادو امیدوار به شروعی جدید است...
فلیسیا انتظار دارد خواهرش او را به فرودگاه برساند تا به آمستردام برود. خواهرش ناامید میشود و زنجیرهای از مشکلات پیچیده را به وجود میآورد که باعث میشود فلیسیا با مادر خود، که بسیار محافظ و در عین حال فرد خوبی است، در فرودگاه منتظر بماند...
داستان فیلم دربارهی خانوادهای است که پس از بازگشت خانم خانه از پاریس، زندگی آنها دوباره شروع میشود. چریتا، خانم خانه، به همراه نگهبان و خدمتکارانش، نگرشهای جدید خود را به خانواده و کسانی که با آنها کار میکنند، معرفی میکند...
مردی در جست و جوی دراکولا باید از مسیرهای پر پیچ و خم و خطرناک بگذرد و در این مسیر با جنگجوی صلیبی زیبا به نام آلینا که شباهت قابل توجهی به همسر به قتل رسیده اش دارد آشنا می شود...