پس از فوت پدر و به جا ماندن مبلغ قابل توجهی پول در بانک، دو خواهر تصمیم میگیرند اختلافات خود را کنار بگذارند. آنها با هم متحد میشوند تا با قانون شریعت مقابله کنند، قانونی که به برادرشان اجازه میدهد دو برابر سهم آنها از ارث را تصاحب کند.
ژان، دختر یتیم پانزدهساله، از نزدیک شاهد فیلمبرداری اقتباس سینمایی قصهی پریان «ملکه برفی» میشود. او شیفتهی بازیگر نقش اصلی، یعنی کریستینا، میگردد؛ بازیگری که درست مثل شخصیتی که ایفا میکند، مرموز و اغواگر است.
النا، کارگردان تئاتر، در سن ۳۲ سالگی متوجه میشود که نمیتواند به طور طبیعی باردار شود. او که در تلاش برای درمان است و نمیتواند همسرش لئون را متقاعد کند که در بلغارستان با او بماند، یک برنامه تئاتر برای کودکان یتیم راهاندازی میکند.
سربازان اوکراینی یک پناهگاه تحقیقاتی مخفی شوروی را پیدا میکنند که در آن آزمایشهای انسانی انجام میشد. آنها متوجه میشوند که این مرکز متروکه نیست، بلکه پر از مردگان متحرک است.
یک سفر ماهیگیری با ناپدید شدن لیندا کارمن در دریا و رها کردن پسرش ناتان برای روزها، به فاجعهای ختم میشود. نجات او سوالاتی را در مورد قتل پدربزرگش مطرح میکند و نبردی بر سر ارث و میراث را شعلهور میکند که منجر به افشاگریهای تکاندهندهای میشود.
۱۹۳۴. میراندا گرین، یک کارآگاه خصوصی، در حال بررسی قتلی است که در سفارت بریتانیا در قاهره رخ داده است. در این قتل، یک سند فوق سری به سرقت رفته و کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر انداخته است.
یک فیلمساز در طول تعطیلاتشان در یک کلبه دورافتاده در جنگل، پاراسومنیا (اختلال خواب) شدید دوستش را مستند میکند و با بدتر شدن خوابگردی او، فیلمساز معتقد است که علت آن ممکن است چیزی بسیار شومتر باشد.
یک زوج جدا شده سعی میکنند قبل از طلاق، آخرین کریسمس را با فرزندانشان جشن بگیرند. با این حال، دوست جدید شوهر به جشنها میپیوندد و باعث ایجاد تنش و هرج و مرج در طول تعطیلات میشود.
این روایت، مبارزات لورنز هارت با اعتیاد به الکل و اختلالات روانیاش را بازگو میکند؛ وضعیتی که هنگام تلاش او برای حفظ ظاهر در شب گشایش نمایش «اوکلاهما!» به اوج میرسد.
داستان درباره دو برادر دوقلوی همسان با ارزشهای متضاد است که در مسیر پرپیچوخم زندگی، پس از عبور از دنیای جرم و جنایت، با مفاهیمی چون خیانت و رستگاری مواجه شده و سرشت عمیق انسان را آشکار میسازند.
همزمان با رقابت جهانی برای مواد معدنی حیاتی، یک مسیر تجاری جدید در حال تغییر آفریقای مرکزی است. فیلم «در مسیر لوبیتو: سفری به مرزهای جدید آفریقا» کاوشگر دواین فیلدز - با همکاری ارائهدهنده خدمات تلفن همراه پان-آفریکن، آفریکل - را از اقیانوس هند تا اقیانوس اطلس در امتداد کریدور لوبیتو دنبال میکند و تأثیر مبارزات قدرت جهانی را بر زندگی محلی ردیابی میکند. این فیلم از طریق صداهایی در محل، بررسی میکند که آیا کریدور لوبیتو پیشرفت واقعی را به همراه خواهد داشت یا صرفاً تعادل کنترل را تغییر میدهد.
الا در ۲۶ سالگی میخواهد از مادر یونانی سلطهگر و زندگی بیحاصلش فرار کند. وقتی مادرش میمیرد اما به صورت روح برمیگردد، الا احساس میکند که در دام افتاده است تا اینکه نیک، عشق سابقش، دوباره ظاهر میشود و امیدی برای عشق و استقلال در او زنده میشود.
یک مدیر اجرایی برای تضمین خرید یک برند شامپاین مشهور قبل از کریسمس به فرانسه سفر میکند، اما برنامههایش زمانی که درگیر یک رابطه عاشقانه ناگهانی با یک پاریسی جذاب میشود، به هم میریزد - و درمییابد که او پسر بنیانگذار آن برند است.
یک خواننده و ترانهسرای منزوی، وقتی که اتفاقی با یک دانشجوی پرستاری خجالتی آشنا میشود و این اتفاق الهامبخش آنها برای خلق یک آهنگ متحولکنندهی زندگیشان میشود، صدای خود را دوباره کشف میکند و درهایی را به روی آنها میگشاید که هرگز تصورش را هم نمیکردند.
داستان دربارهی زنی در دههی هشتاد زندگی است که پس از ورود به مرکز مراقبت سالمندان، تلاش میکند با تضادهای درونی و روابطش کنار بیاید؛ این درگیریها با کاهش حافظه و تغییر هویت سنیاش پیچیدهتر میشود.