فرانک، پدری مطلقه، متوجه می شود که شوهر جدید همسر سابقش آن چیزی نیست که از خودش نشان می دهد. او برای محافظت از پسرش دنی به تحقیق درباره آن مرد می پردازد...
یونگمین، نویسندهای است که به قصد انجام کاری به روستا میرود. در آنجا، با دختر جوانی به نام یومی آشنا میشود. بین این دو رابطه عاطفی برقرار میشود؛ اما این رابطه، مرز میان واقعیت و خیال را مبهم میسازد.
راستی تالوک بعد از اینکه حریفش را در یک مسابقه بوکس میکشد، از این کار کنارهگیری میکند و برای همیشه به جاده میزند. او راننده کامیون میشود و از دعوا کردن دوری میکند، چرا که از زدن مشت دیگری وحشت دارد. در حالی که راستی ورشکسته شده و در آستانه از دست دادن خانهاش است، همسایه جذابش او را استخدام میکند تا قاتل شوهرش را پیدا کند. راستی برای به سرانجام رساندن این مأموریت خطرناک، باید با گذشته خود روبرو شود و بر ترسهایش غلبه کند.
این داستان، روایتی عمیق، امیدبخش و در عین حال سنگین از دوران رشد کودکی است که در اواخر دهه ۱۹۳۰ در کشور لتونی زندگی میکند. محور اصلی داستان، شکلگیری شخصیت و رابطه این کودک با دنیای اطرافش است که مخاطب را به تفکر وامیدارد.
به نظر می رسد تابستان برای همیشه ادامه خواهد داشت. خواهران میا و لیکی از آن بهترین استفاده را میکنند، اما نشانههایی که مشکلی برای والدین وجود دارد، زندگی شاد آنها را مختل میکند...
یک مبلغ مذهبی ۲۶ ساله به جزیره دورافتاده سنتینل شمالی سفر میکند، مصمم است تا یک قبیله منزوی را به دین خود دعوت کند، در حالی که مقامات تلاش میکنند قبل از وقوع آسیب احتمالی مداخله کنند.
میلیسنت ردموند، زنی قدرتمند و سرد، رهبر غیررسمی گروهی از زنان است که در یک تابستان در نزدیکی ساحل زندگی می کنند. میلیسنت از دستکاری دوستانش با سوء استفاده از نقاط ضعف آنها لذت می برد...
این فیلم بر اساس رمان کلاسیک موراساکی شیکیبو که بیش از 1000 سال پیش نوشته شده است. جنجی، پسر امپراتور، به خاطر جذابیت و ظاهر زیبایش در میان اشراف کیوتو شهرت پیدا کرده است، اما نمی تواند خود را از تعقیب یک هدف باز دارد...