همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
جک به دلیل رابطه با همسر یک مافیا، مجبور به فرار میشود. او با بهترین دوستش، پایلوت ، راهی سفری پرماجرا میشود که شبیه به سفر قهرمانان کتاب «در جاده» است....
استان در مورد دختری به نام “اما” (Madeleine Stowe) هست که به مدت 20 سال نابینا می باشد. او با استفاده از نوع جدیدی از عمل جراحی چشم، تا حدودی بینایی خود را به دست می آورد. گاهی اوقات او آنچه را که دیده است، به یاد نمی آورد. یک شب با سر و صدای طبقه بالا بیدار می شود و زمانی که از پله ها بالا می رود و به در خانه می رسد ...
هنری پس از دریافت مدال جنگ جهانی دوم پدرش، تصمیم میگیرد تا دربارهی مرگ مرموز او تحقیق کند. با این حال، این سوال مطرح است که آیا او برای مواجهه با حقیقت آماده خواهد بود یا خیر.
در یک شهر کوچک، یک پسر پانزده ساله که چاقی مفرط دارد، در حالی که برای وفق دادن خود با زندگی دشوارش تلاش میکند، مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. در نهایت، وقتی مدیر مدرسه متوجه مشکلات او میشود، او پرتوی از امید را پیدا میکند.
هنگامی که یک فرد مسلح پنج کودک آمیش را کشت و به نفر دیگر در یک مدرسه ، در پنسیلوانیا در اکتبر سال 2006 شلیک کرد ، توجه رسانه های جهانی به سرعت از این مورد جلب شد...
برنده 3 جایزه ساعات پربیننده همچنین دریافت 18 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 31 جایزه دیگر.
بیابان وینستون چرچیل سالها قبل از جنگ جهانی دوم، زمانی که فقط او میتوانست تهدیدی را ببیند که آدولف هیتلر و یک آلمان دوباره مسلح شده برای اروپا ایجاد میکردند....
داستان در مورد یک نقاش است ( آنتونیو باندارس ) که بطور همزمان عاشق دو خواهر می شود. او برای حل این مشکل تصمیم می گیرد یک شخصیت جدید بعنوان برادر دوقلوی خودش بوجود می آورد و …
در اکتبر 1989، بخشی از محلهی کرویتسبرگ در برلین غربی به نام SO 36، به مدت 28 سال به دلیل دیوار برلین از بقیهی شهر جدا شده بود. دانشجویان، هنرمندان، بوهمیان و مشتریان دائمی بارها، در میان ساختمانهای فرسوده رونق گرفته بود...