یک زن جوان که دچار آسیب روحی شده، در جلسات هیپنوتیزم به دنبال بازیابی خاطراتش است. او نام "تومی" را به طور مکرر تکرار میکند، اما نمیداند این نام از کجا آمده است.
"ایچیکو" در یک شهر بزرگ زندگی می کند، اما تصمیم گرفته تا به زادگاه کوچکش کوموری بازگردد. این روستای کوچک بر روی یک کوه در منطقهی توهوکو قرار دارد. او دختری خودکفا است، انرژی زندگی اش را از طبیعت می گیرد و از غذاهای فصلی موجود در کوهستان تغذیه می کند...
ایچیکو در یک شهر بزرگ زندگی می کرد ، واقع در کوهی در منطقه توهوکو او خودکفا است. ایچیکو از انرژی زندگی در میان طبیعت و خوردن غذاهایی که از مواد فصلی تهیه می کند برخوردار می شود.
Kyutaro (Kazuki کیتامورا، شمشیر زن که توسط مردم در یک زمان می ترسیدند شده است. در حال حاضر، او فقیر است و بی سر و صدا زندگی می کند به تنهایی. Kyutaro نمی داند که چگونه برای کسب پول بدون استفاده از شمشیر خود را.
یک زن جوان دمدمی مزاج که عاشق عتیقه جات است، با دوستان عجیب خود وارد ماجراجوییهای مخاطرهآمیز و تلاشهای تجاری میشود و تلاش میکند کالای منحصربهفردی را به دست آورد که ...
زلزلهای عظیم و متعاقب آن طوفانهای مهیب، توکیو را در معرض خطر نابودی قرار میدهند. سازمان آتشنشانی و امدادگران برای نجات شهر وارد عمل میشوند، اما حادثهای ناگوار در انتظار آنهاست.
ماتسوکو، دختری که از شهر کوچکی به توکیو آمده، در تعمیرگاهی مشغول به کار میشود که متعلق به مردی تندخو به نام سوزوکی است. همسر و پسر سوزوکی با ماتسوکو مهربان هستند و او به سرعت با آنها صمیمی میشود.
داستان 3 «دامجین» (افراد بیفایده)، که کار نمیکنند و زندگی خود را صرف هیچ کاری نمیکنند. آنها در واقع نمی خواهند کار کنند. وقتی می شنوند "در هند می توان بدون کار زندگی کرد" آن را جدی می گیرند. آنها شروع به جمع آوری پول برای رفتن به هند با انجام هر کاری می کنند...
سوزومه کاتاگورا یک زن خانه دار بی حوصله است که روزهایش را با انجام کارهای روزمره و مراقبت از لاک پشت خانگی شوهرش می گذراند. یک روز او آگهی تحت تعقیب جاسوسان را می بیند. با امید به هیجان، تصمیم می گیرد با آنها تماس بگیرد...