بیل کاپا ، روانپزشک کوررنگ ، پس از تصاحب گروه درمانی دوست کشته شده اش ، توسط یک قاتل ناشناخته تحت تعقیب قرار می گیرد ، که همه آنها با یک زن جوان مرموز ارتباط دارند و...
یک مرد بی خانمان توسط گروهی از افراد ثروتمند بعنوان راهنما در کوهستان به کار گرفته می شود. بعد از مدتی می فهمد که این افراد آدمکش هایی هستند که برای تفریح آدم می کشند و او طعمه ی جدید آن هاست...
یک بیوه بعد از اینکه شوهر تاجرش به طور مشکوکی در یک سانحه هوایی در مکزیک جان خود را از دست داد، شروع به تحقیق در مورد معاملات مالی پیچیده او می کند، که همه آنها قانونی نبوده اند ...
ریک به دلیل کمک به محکومیت یک مامور FBI که فروشنده مواد مخدر است، توسط FBI هویت جدیدی دریافت می کند. مراقب اف بی آی او با یک مامور فاسد جایگزین می شود که به فروشندگان مواد مخدر و همدستش کمک می کند تا او را پیدا کنند...
شاهزاده جهنا توسط ساحر دستگیر شده است ، بنابراین تارامیس ملکه شر (که میخواهد به قربانی جهنا و تاج و تخت را برای همیشه) می پرسد از کانن برای یافتن او و او را به قلعه. کانن می پذیرد ، چرا که تارامیس دارای قدرت های جادویی و در نتیجه او تنها فردی است که قادر به عشق مرده خود را در زندگی به ارمغان می آورد...
یک مزدور با شمشیر سه تیغه اش متوجه می شود که آینده سلطنت شاهزاده خانوم سرزمینش در خطر است و جادوگر قدرتمند سرزمین قصد تخریب او را دارد. از همین رو او می خواهد برای کمک به شاهزاده یکسری نقشه بکشد ...
پیش درآمدی برای بوچ کسیدی و ساندنس کید (1969) که زندگی این دو قانون شکن را در سالهای قبل از رویدادهایی که در فیلم سال 1969 به تصویر کشیده شد، روایت میکند...
«سِر ادوارد ماترسن» (گرینجر)، بانکدار ثروتمند، «سرهنگ آلن فاکنرِ» با تجربه (برتن) را به همکاری میخواند تا «جولیوس لیمبانی» (نتشونا)، رئیسجمهور یک کشور آفریقائی را از اسارت دیکتاتوری به نام «ژنرال ندوفا» برهاند. «فاکنر» در این مأموریت، «شان فین» (مور)، «رافر جاندرز» (هریس)، همکاران قدیمیاش، «پیتر کوتزی» (کروگر)، اهل آفریقای جنوبی، وجوخهای از سربازان کار کشته مزدور را با خود همراه میکند. عملیات نجات با موفقیت انجام میشود،
"جک کراب" در آغاز فیلم 121 ساله است.شخصی از او می خواهد داستان گذشته خود را بازگو کند.او داستان خود از دستگیر و بزرگ شدن توسط هندیها،تبدیل شدن به یک هفتیرکش،ازدواج با دختری هندی،مشاهده قتل او توسط ژنرال "کاستر"و تبدیل شدن به پیش آهنگ او را تعریف می کند...
«ستوان ورجیل تیبز» (پواتیه) از اراده پلیس سن فرانسیسکو، عازم بازگشت به خانه، نزد همسرش، «والری» (مکنر) و دو فرزندش است که تلفنی خبر قتل دختری را به او میدهند و این که «پدر لوگان شارپ» (لندا) - یک کشیش محلی و از مبارزان حقوق اقلیتها - هنگام خروج از خانه دختر دیده شده است. در بازجوئی، «شارپ» میگوید که از آپارتمان بازدید کرده تنها به این دلیل که دخترک از مریدانش بوده است. «تیبز» و همکارش، «کِنِر» (شاینر) در تحقیقات بعدی، به مظنونان دیگری میرسند که....…
تنها بازمانده یک ماموریت نجات بین سیاره ای ، در جستجوی آخرین بازمانده های ماموریت قبلی به سیاره ای وارد می شود که در آن یک میمون بر شهر زیرزمینی انسانها حکومت می کند …
داستان فیلم در مورد دو دزد و راهزن به نامهای «بوچ» و «ساندنس» است که به قطارها دستبرد میزنند. اما یکی از سرقت هایشان طبق برنامه پیش نمی رود و گروهی از مردان قانون تا دندان مسلح، شروع به تعقیب آن دو می کنند. وقتی آن دو می فهمند که این گروه تصمیم ندارند دست از تعقیب بردارند، تصمیم می گیرند به بولیوی بروند.
داستان این سریال در واقع ادامه همان سریالی است که در دهه 90 میلادی بسیار محبوب بوده است و روایتگر یک خانواده از طبقه متوسط جامعه است که همگی شاغل هستند .
سریالِ "غرب وحشی" داستانِ دو مامور مخفی "جیمز تی وست" و آرتموس گوردون" می باشد ، آن ها مامور هستند تا از هر خطری که جانه رئیس جمهور را تهدید میکند ، جلوگیری کنند و ...
جورج گریگ که فرمانده یک سفینه فضایی است به دست نیرو که از سیاره ای دیگر آمده نابود می شود همانروز از وی بچه ای به دنیا می آید که نامش را جیمز می گذارند جیمز وقتی بزرگ می شود به خدمت سفینه فضایی در می آید تا جای پدر را بگیرد از آن طرف نیرو با ماده ای که اختراع کرده سیاره ای را نابود می کند و اکنون قصد دارد با همان ماده به جنگ زمین بیاید اما سفینه اینتر پرایز که جیمز نیز در آن است قصد دارد جلوی این کار را بگیرد...
این مجموعه دربارۀ فضانوردی به نام استیو آستین (با بازی لی میجرز) است که در یکی از مأموریتها سقوط میکند و به کما میرود و دستها و پاهای او بهشدت آسیب میبینند، طوری که تقریباً از بین میروند. دانشمندان، طی یک عمل جراحی سرّی، دستها و پاهای او را با اعضای مصنوعی (مکانیکی) عوض کرده و حتی یکی از چشمهایش را بهصورت مصنوعی کار میگذارند. بدین ترتیب “استیو” دارای قدرت فوقالعادۀ فراانسانی میشود…