داستان ماریون هستینگز، فردی که سالها در خانه استرالیایی خود در مجاورت رودخانه رانگل در کنج عزلت به سر می برد. در حالی که تحصیلات خود را در اروپا به پایان می رساند، نامه ای از دیک دریک، سرکارگر مزرعه پدرش دریافت می کند که از او می خواهد فوراً به خانه بازگردد...
مدیر کل NBG در حالی که شکایات زیادی راجع به برنامه هایشعشده است با کارمندان خود دست و پنجه نرم می کند. اگر DG بتواند توطئه عوامل شرارت را خنثی کند، می تواند روند کار را تغییر دهد...
“ادوارد لاینهارت” به عنوان بزرگترین بازیگر نمایشهای شکسپیر حال حاضر شناخته می شود. به تشویق دخترش “ادوینا” او تصمیم می گیرد همه منتقدانی که بازی او را مورد تمسخر قرار داده و جایزه بهترین بازیگر را به او ندادهاند را به قتل برساند…
مردی انگلیسی در اتاق خواب هتل از خواب بیدار می شود که از فراموشی رنج می برد و به دنبال یافتن هویت خود می شود. او همسرش را ردیابی می کند اما به زودی متوجه می شود که شغلی که هر روز صبح او را برایش بلند می شد وجود نداشته ...
"ایاگو" با موفقیت "اوتلو" را متقاعد می کند که همسرش به او خیانت می کند. او شخصیتی شرور با خواسته های شخصی خود است. برداشتی مملو خشم و حسادت از داستان کلاسیک "شکسپیر" !
یک مرد انگلیسی که برای گذراندن تعطیلات در یک پادشاهی خیالی به نام «روریتانیا» به سر میبرد، به طور اتفاقی وارد یک ماجرای سیاسی میشود. او به دلیل شباهت بسیار زیاد به پسرعموی خود، پادشاهی که قرار است به زودی تاجگذاری کند، مجبور میشود نقش او را بازی کند. این اتفاق زمانی میافتد که پادشاه توسط دشمنانش مسموم و ربوده میشود.
یکی از کارمندان بانک که بر حمل و نقل شمشهای طلا نظارت می کند به همراه یکی از همسایگان عجیبش تصمیم می گیرند دست به سرقت طلا زده و آنها در قالب ماکت برج ایفل به خارج کشور قاچاق کنند...
در قرن شانزدهم در انگلیس، امبر سینت کلیر یک دختر روستایی است که قصد دارد به طبقه ی اجتماعی اشراف زادگان برسد. او موفق می شود اما در این مسیر عشق واقعی اش را از دست می دهد...
در دوران جنگ جهانی دوم،سرویس مخفی متفقین به اطلاعاتی دست می یابد که نشان می دهد آلمانها بر روی انرژی هسته ای تحقیق کرده تا به ساخت بمب اتمی دست پیدا کنند.دانشمندی به نام "آلوا جسپر" توسط دفتر سرویسهای استراتژیک فراخوانده می شود تا همکار قدیمی اش "دکتر کاترین لودور" را به آمریکا ببرد.اما ماموریت او شکست خورده و...
مردی که از جنایت های ارتش نازی برعلیه روستای نروژی اش به ستوح آمده، به انگلستان فرار میکند و در عوض با یک نیروی ویژه کماندو به سراغ ظالمان بازمیگردد...
قرن نوزدهم،هندوستان.سه سرباز بریتانیایی و یک بومی باید احیای قیبله ای قاتل را پیش از اینکه آنها در سرتاسر سرزمین شروع به وحشت افکنی کنند متوقف سازند...