«والت» (گرگ کینیر) و «باب تنور» (مت دیمن) دوقلوهای به هم چسبیده در رستورانی مشغول کارند و در شهرک ساکت و دل چسب شان زندگی بی دغدغه ای دارند. تا این که رهسپار هالیوود می شوند به امید این که «والت» به رؤیای بازیگر حرفه ای شدن خود جامه ی عمل بپوشاند…
داستان در مورد گروهی از دوستان دبیرستانی است که در تمام سال های دبیرستان در امتحانات خود تقلب می کنند اما در سال آخر یک مراقب سفت و سخت به آنجا می آید و...
«سالی» و «گیلین اوون» دو خواهر هستند با قدرت های ماورای طبیعی، اما داشتن این قدرت ها برای آن دو بهایی نیز داشته است: بخاطر طلسمی که در زندگی این دو وجود دارد، هر مردی عاشق آن ها شود، بزودی جانش را از دست می دهد …
سام (برادریک) در شهر کوچکی در ایالت نیوانگلند زندگی میکند او از زندگی خود راضی نیست. روزی نامزدش، لیندا (پرستن) به او میگوید به شخص دیگری علاقهمند شده است و میخواهد به نیویورک برود. سام از این حرف او بسیار متعجب میشود و نمیخواهد لیندا را از دست بدهد. برای همین پس از این که لیندا به منهتن میرود او هم به دنبالش به منهتن میرود...
داستان زوجی به نام های لیزت و همسرش چینو که با مشکلات زناشویی روبرو هستند. لیزت از بچه ها خسته شده و در کنارش چینو نیز از مشکلات شغلی رنج می برد. مادر چینو، رزاریا، از لیزت متنفر است و وقتی چینو به زندان می رود اوضاع به گونه ای متفاوت برای لیزت تبدیل می شود ...
فیلم در مورد دختربچه ای بنام «وادا» است که مادرش هنگام بدنیا آمدن او مرده است و پدرش در قبرستان کار می کند. بهترین دوست وادا پسری بنام «توماس» است که به همه چیز حساسیت دارد...
رناتا بلا احساس می کند در زندگی و حرفه خود شکست خورده است. اما وقتی رناتا در یک سمینار فروش املاک شرکت می کند، سرانجام عشق واقعی را پیدا می کند. سام شارپ، در حالی که یک فروشنده موفق و درجه یک است، بسیار بزرگتر از رناتا می باشد و ...
داستان مردی که ناگهان قسمتی از عضو بدنش زبان به سخن گشوده و با حرف هایش، بر روی افکار او تاثیر گذاشته و وی را در موقعیت های ناخوشایند قرار می دهد. همین سبب میشود که دیگران او را دیوانه پندارند...
دو قهرمان غواصي به نام هاي «ژاک مايول» (بار) و «انتسو موليناري» (رنو) که از کودکي با يک ديگر رقابت داشته اند، هنوز در پي اثبات برتري و کسب عنوان جهاني هستند...
یک وکیل مالیاتی اهل نیویورک در یک روز تمام زندگی اش زیر و رو می شود، آن هم زمانی که یک زن آزاده که به او گفته بود برای رفع جرمش به کمکش بیاید، را همراهی کرد...
«پل هکت» (دان) یک شب محیط امن آپارتمانش را در منهتن ترک می کند و برای ملاقات با دختری به نام «مارسی» (آرکت) به محله های پایین شهر نیویورک می رود. در طول شب مجموعه ای از حادثه های عجیب و غیر مترقبه به او ثابت می کند که بهتر بود و در خانه اش می ماند و تلویزیون تماشا می کرد.
دو دانشجوی امریکایی – «دیوید کسلر» (نوتن) و «جک گودمن» (دان) – در سفری تفریحی به لندن، در بیشه زاری خلوت مورد حمله ی گرگی قرار میگیرند. «جک» از پا در میآید و «دیوید» به سختی مجروح و در بیمارستان بستری میشود. «جک» با حالتی تغییر شکل یافته به ملاقات «دیوید» میآید و به او میگوید که پس از چندی به گرگ نما بدل خواهد شد.
چارلز یکی از مدد کاران اجتماعی سالت لیک سیتی است. او در محل کارش با لارا ملاقات می کند و آن ها سریعا به هم وابسته می شوند. متاسفانه لارا هنوز وابستگی های دیگری دارد اما او تقریبا از همسرش جدا شده است. چارلز با خوشبینی این رابطه را ادامه می دهد اما شرایط به دست اطرافیانش دشوار تر و دشوار تر می گردد. آن ها با وجود این شرایط دشوار عاشق یکدیگر می شوند اما دوستان و خانواده شان برایشان مشکلاتی ایجاد می کنند...
چهار روزنامهنگار زن که هر حرکت رژه نامزدهای ریاستجمهوری ناقص را دنبال میکنند، دوستی، عشق و رسوایی پیدا میکنند که میتواند نه تنها ریاستجمهوری بلکه کل دموکراسی ما را در این راه از بین ببرد.
داستان این سریال در مورد چهار دوست می باشد که درگیر ماجرایی رازآلود می شوند زمانی که یکی از همکلاسی های قدیمی دوره کالج شان بصورت ناگهانی ناپدید می شود...