داستان فیلم ماجراهای مربوط به یک زن و شوهر را دنبال میکند که پس از یک حادثه غمانگیز دچار افسردگی شدهاند. در حالی که شوهر این خانواده (با بازی کریس اودوود) تصمیم میگیرد تا در تنهایی با وضعیت خود کنار بیاید، خانم خانواده که لیلی نام دارد (با بازی مککارتی) در خانه میماند تا از باغچهای که ساختهاند مراقبت کند. اما مشکل بزرگ مربوط به یک پرنده سار سیاه است که از این باغچه خوشش آمده و تصمیم گرفته لانهاش را در آنجا بسازد...
داستان در هم پیچیده در اطراف یک میزبان تلویزیونی (جولیا رابرتز)، یک زن مطلقه (جنیفر آنیستون) به دنبال عشق و یک زن (کیت هادسون) کسی که می خواهد برای تقویت رابطه خود را با مادرش ...
داستان فیلم درباره چهار خواهر و برادر است که پدرشان را از دست داده اند. آنها از زندگی بزرگسالی خود خسته شده و می خواهند کودکی خود را در خانه ای که در آن زندگی می کردند زنده کنند. این چهار نفر تصمیم می گیرند به مدت یک هفته در خانه ی کودکی خود به همراه مادرشان کنار همدیگر زندگی کنند و...
این انیمیشن داستان زندگی یک آفتاب پرست است که به طور اتفاقی از یک اتومبیل به درون صحرایی خشک و بی آب و علف پرت میشود. او با راهنمایی یک آرمادیلو خردمند به شهر کوچکی میرسد که مردم آن در خشکی و بی آبی به سر میبرند. رنگو با داستانهای خیالی که برای مردم شهر تعریف میکند و نیز کشته شدن اتفاقی یک عقاب بهدست او، به کلانتر و منجی شهر تبدیل میشود. او سرانجام میتواند با کمک تعدادی از مردم، این شهر را از بیآبی و فقر نجات دهد…
«جان» (آلکس پتیفر) ظاهرا نوجوانی معمولی هست که مانند دیگر همسن و سالانش به مدرسه می رود. اما جان نه یک نوجوان معمولی، بلکه یک بیگانه فضایی است که از سیاره ای به نام «ماگادور» گریخته و به زمین پناهنده شده است. او در واقع چهارمین نفر از 9 نفری (که اصطلاحا به آنها ماگادوریان می گویند) است که از این سیاره خارج شده و به زمین آمده؛ 3 ماگادوریان قبلی کشته شده اند و حالا جان تنها کسی است که باید از میان برداشته شود و ماگادوریان ها هم قصد دارند برای نابودی او به زمین بیایند...
در یک شهر کوچک بعد از اینکه سمی مرموز منبع آب شهر را آلوده می کند، ساکنان شهر با خوردن آب دچار جنون شده و بعد از مدتی می میرند. در این شرایط عدهای از ساکنان که هنوز آلوده نشدهاند، برای زنده ماندن می جنگند.
"بیل" خوشبخت نیست.او با "جس" دختر یک بانکدار ازدواج کرده و شغلی بی هدف در بانک دارد.وقتی "جس" دست به خیانت می زند،"بیل" پا در مسیری برای پس گرفتن همسرش می گذارد و...
یک کهنه سرباز از سفر کامل خود در عراق بازمی گردد، اما زمانی که ارتش به طور خودسرانه دستور بازگشت به خدمت میدانی را دریافت می کند، زندگی خود را زیر و رو می کند...
آدمکشی که تنها با نام «مامور ۴۷» شناخته شده است، توسط سازمانی بی نام و نشان به کار گرفته شده تا یک ترور را در روسیه انجام دهد. اما او خیلی زود پی می برد که گرفتار یک توطئه سیاسی شده، و پلیس بین الملل و همینطور نظامیان روسیه در تعقیب او هستند.
یک گروه تروریستی که اصل عملکرد آن ها بر روی اینترنت است وارد به مرکز کنترل کل نیویورک شده و به نوعی تمام تلوزیون، آب و برق و گاز و مخابرات شهر را تحت کنترل خود در می آورد و دیگر هرگونه عکس العمل را از دیگران سلب می کند. افسر پلیس «جان مکلین» به همراه هکر جوانی سعی در نفوذ در این گروه و جلوگیری از خراب کاری های این گروه را دارد.
رئیس یک گروه حرفه ای مواد مخدر به زندان می افتد. یک مرد تنها و مرموز جای او را می گیرد. رئیس قبلی در زندان با ستاد مبارزه با مواد مخدر همکاری می کند تا از این طریق رئیس جدید را شکست دهد..
وقتی یک سفینه فضایی مرموز روی زمین سقوط میکند، یک زن جوان و گروهی از سربازان تاکتیکی به کشفی سرنوشتساز میرسند که آنها را رو در رو با بزرگترین تهدید سیاره زمین قرار میدهد.
یک گلفباز سابق که دوران اوجش گذشته و از کارش اخراج شده، بعد از اینکه همسرش ترکش میکند، در مربیگری یک نوجوان نابغه و مشکلدار بارقه امیدی میبیند. او آیندهاش را بر موفقیت این جوان شرط میبندد.
پخش سريال Justified، در سال 2010 شروع شد و به سرعت محبوبيت بسيار زيادي پيدا كرد سبك اين سريال اكشن/وسترن و بسيار خوش ساخت هست . Marshal كه يك كارمند مدرسه در ايالت ميامي هست ، به زادگاه مادريش كه شهري كوچك و فقير نشين در شرق كنتاكي هست منتقل ميشود . در آنجا دوست دوران جوانيش را ملاقات ميكند كه در گذشته با يكديگر در معدن ذغال سنگ كار ميكردند . او اكنون يكي از فعالان نژادپرستي است و به تازگي در يكي از كليساهاي سياه پوستان بمب گذاري كرده است...
این داستان، زندگی یک خانواده مسلمان آمریکایی را در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی دنبال میکند که باید یاد بگیرند چگونه در موقعیتهای مختلف، لحن و رفتار خود را تغییر دهند تا بتوانند با شرایط گوناگون کنار بیایند.
یک جنگجو از آینده ای پسا آخرالزمانی به سال 1997 سفر می کند تا از یک دانشمند هوش مصنوعی که توسط یک سایبورگ بی احساس - و نابود نشدنی - شکار شده است، محافظت کند.
داستان این سریال درباره گروهی کارمند هستندکه در شرکتی مشغول به کارند. هر یک از این افراد عیبی منحصر به فرد دارند و در راس آنها رئیس آنهاست که بیش از دیگران عیب دارد.
در سرویس سازمان اطلاعات بین المللی (ایسا) که یک دفتر جاسوسی بین المللیه، بحران های جهانی فرصتی هستش برای کارمندای رده بالای این شرکت تا به هر نحوی همدیگه رو بپیچونن و بهم خیانت کنن. وسط این همه بریز و بپاش یه جاسوس ماهر و شیک به اسم “استرلینگ آرچر” وجود داره…
رایلان گیونز که 15 سال پیش از کنتاکی خارج شده بود، اکنون در میامی زندگی میکند و زندگی او را به عنوان مارشال ایالات متحده و پدر نیمه وقت یک دختر 15 ساله متعادل میکند. موهایش خاکستریتر، کلاهش کثیفتر، و جادهی مقابلش ناگهان بسیار کوتاهتر از جادهی پشت سرش میشود. یک برخورد تصادفی در بزرگراه متروک فلوریدا او را به دیترویت می فرستد. در آنجا او با...
داستان Deadwood در شهری کوچک در جنوب ایالت داکوتای فعلی در اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی روایت می شود. از سراسر امریکا برای یافتن طلا مهاجران بساری کوچ می کنند که با یافتن طلا یک شبه ره صد ساله را بپیمایند. این شهر که در ابتدای تاسیس خود بدون هیچ قانونی اداره می شود و همه کاره ان شخصی است به نام “سورنجن” که صاحب بار و فاح شه خانه ای در “ددوود” می باشد که قانون را از طریق خود اجرا می کند. سورنجن با کاریزمایی شبیه بیل قصاب دارو دسته های نیویورکی شاید جذاب ترین شخصیت “ددوود” باشد .شخصیتی بی رحم اتشین مزاج و گاهی شوخ طبع. و این را بگویم که وجود این شخصیت در این سریال کافی است که شما را به دیدن این سریال ترغیب کند...
داستان درباره یک کارشناس خرید مسکن به نام شیلا (Drew Barrymore) در لس انجلس است که می میرد و دوباره زنده می شود. شیلا پس از زنده شدن متوجه میشود علاقه زیادی به گوشت و خون انسانها پیدا کرده است. حال شوهر او جوئل (Timothy Olyphant) تصمیم دارد در راه تهیه گوشت و خون انسان به همسرش کمک کند...