فیلم در دهه 80 میلادی روایت میشود. گروهی از پسران لس آنجلسی سعی دارند تا راه صد ساله را آن هم با کلاهبرداری یک شبه طی کنند و به ثروت عظیمی دست بیابند اما اوضاع قرار نیست بخوبی پیش برود…
یک دختر بیست ساله به نام لیزا داخل روستایی در پنسیلوانیا به دام افتاده و غرق در عشق و مواد مخدر شده، هنگامی که او باردار میشود تصمیم میگیرد تغییرات جدیدی در زندگی اش ایجاد کند و...
در اعماق صحرای عربستان، جوانان جویای هیجان در اردوگاه بوت جهادی برای سرنگونی دولت عربستان سعودی ثبت نام می کنند. آنها سه خودروی بمب گذاری شده وحشتناک را در مجتمع های غربی در مرکز شهر ریاض منفجر می کنند و درگیر بازی موش و گربه با نیروهای دولتی می شوند...
داستان عاطفی کین هادر که از دوران کودکی دلخراش و تصادف نزدیک به مرگ جان سالم به در برد تا به یکی از بزرگترین و محبوب ترین نمادهای ترسناک فیلم تبدیل شود...
داستان درباره دو کشیش به نام های پدر توماس رایلی و پدر جان تورنتون است که در پاییز سال 1960 توسط واتیکان برای بررسی یک رخداد معجزه گونه که در یک خانه ایرلندی اتفاق افتاده فرستاده شدند اما آنها چیزی بسیار وحشتناک کشف میکنند که...
پدری از جان گذشته؛ بعد از وقوع یک حادثه آخرالزمانی و اسرارآمیز، تلاش میکند تا قبل از اینکه همه چیز به هرج و مرج و آشوب کشیده شود کنار همسرش که حامله است بازگردد و…
داستان درباره کارآگاهی است که یک قتل را مورد بررسی قرار میدهد و میفهمد که قربانی کسی نیست جز خودش. خیلی زود او نسخه های متعددی از خودش را پیدا میکند اما برخورد همه آنها دوستانه نیست و...
داستان دربارهی گروهی از افراد نجاتیافته از حمله ی بیگانگان میباشد. آنها پس از مدتی متوجه میشوند که یک قدم از دشمنانشان جلوتر هستند، پس بدین ترتیب اگر متحد شوند و با هم همکاری کنند میتوانند شانس دوبارهای برای یک زندگی عادی داشته باشند و…
سِری کیوکی تمام تلاشش اینه که یه زندگی روزمره عادی مدرسهای داشته باشه، اما بجاش میشه دستیار یه همکلاسی عجیب غریبش به نام کابوتو هانادوری. کابوتو یه دبیرستانی توهمیه که خیال میکنه یه شوالیه در سفره که ادعا میکنه با برداشتن چشمبندش یه شخصیت تاریکی از خودش آزاد میشه که بهش مایکل آفِنبارونج دانکِلهایت میگه. سِری مصممه که تسلیم خواستههای کابوتو نشه، اما عمل کردنش سختر از چیزیه که بنظر میاد.
داستان این سریال درمورد دختر بچهای پنج ساله است که یک سال بعد از تولدش پدر و مادرش را از دست داده و عمهاش سرپرستی او را بهعهده میگیرد. در واقع داستان از روزی شروع میشود که عمه «دتا» کاری در شهر فرانکفورت پیدا کرده و دیگر نمیتواند از «آدلاید» که همه او را هایدی مینامند نگهداری کند بنابراین تصمیم میگیرد که او را به نزد پدربزرگش که تنها فامیل اوست ببرد تا او مسئولیت سرپرستی از هایدی را به عهده بگیرد.
دنیا توسط ارواح، گابلین ها و بقیه موجودات عجیب الخلقه حکمرانی میشه. انسان ها مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. روزی یک گالم و یک انسان دختر تنها همدیگه رو میبینن. این داستان عضوی از یک نژاد تخریب شده و یک نگهبان جنگله. این انیمه داستان سفرهایی که این دختر و پدر با همدیگه دارن رو روایت میکنه.
این ناول داستان ریچارد راناشینا دورپیان، یه ارزیاب جواهرات بریتانیایی خوشتیپ، و سیگی ناکاتا، یه دانش آموز ژاپنی پر جنب و جوش رو دنبال میکنه. در این پرونده های دو نفره ی مرتبط به جواهرات، دیدگاه های روانشناختی صاحبشون که توی الماسشون نهفته، فاش میشه.
آساکوسا میدوری قصد ساخته انیمه داره، ولی اون برای برداشتن قدم های اول اینکار زیادی ناامیده. تا اینکه اون یک روز به طور اتفاقی با میزوساکی سوبامه، یه دختر اجتماعی آینده دار که آرزوی انیماتور شدن داره آشنا میشه. اونها به همراه دوست پول پرستشون، کاناموری سایاکا، کم کم برای تبدیل «دنیای خارق العاده ـشون از رویا به واقعیت قدم برمیدارند!
"کاروتا" یک بازی کارتیه که در اون شرکت کننده ها باید با به خاطر سپردن شعرهای نوشته شده روی کارتها، با سرعت زیاد و با عکس العمل مناسب، کارت مورد نظر رو بردارند. در نتیجه علاوه بر حافظه ی قوی، انعطاف بدنی هم نقش موثری در این بازی داره.بزرگترین رویای دختری به اسم “چیهایا” اینه که روزی خواهر بزرگترش رو به عنوان بهترین مدل ژاپن ببینه. اما یک روز پسری به اسم “آراتا” به اون میگه که، رویای هر فرد باید برای خودش باشه و هر کس برای رسیدن به رویای خودش باید تلاش کنه. “چیهایا” که از انعطاف بدنی خوبی برخورداره، متوجه میشه که به بازی “کاروتا” علاقه پیدا کرده و به همراه “آراتا” و دوست قدیمیش “تایچی” سعی میکنه توی این بازی پیشرفت کنه.
پارک سائه روی (پارک سئو جون)، جوانیست که در در روز اول مدرسه، همکلاسی خود جانگ گئون وون (اهن بو هیونگ) را که درحال قلدری برای دیگر دانش آموزان بود، کتک میزند. از طرفی مدیر همان مدرسه و رئیس رستورانی که پدر پارک سائه روی در آن کار میکند، پدر جانگ گئون وون است. او از پارک سائه روی میخواهد از پسرش عذرخواهی کند اما او قبول نمی کند به همین خاطر او را از مدرسه و پدرش را از رستوران اخراج می کند. کمی بعد پدر پارک سائه روی در تصادفی با جانگ گئون وون کشته می شود و پارک سائه روی نیز از روی عصبانیت جانگ گئون وون رو کتک میزند و کمی بعد دستگیر شده به زندان می افتد. بعد از آزاد شدن از زندان پارک سائه روی تصمیم میگیرد از خانواده جانگ، با راه اندازی رستوران خودش در ایتوان سئول، انتقام بگیرد …
اوه هیون جه (Jang Hyuk) کاراگاه با سابقه ایست که با مهارت فوق العاده خود، بسیاری از پرونده ها را تاکنون حل کرده است اما به یکباره زندگی او با کشته شدن نامزدش توسط یک قاتل سریالی نابود شده و بعد از آن افسرده و خانه نشین میشود. از طرفی ، چا سو یونگ (Soo young) افسر پلیس یک روستاست اما به خاطر نشان دادن مهارت های خود و همچنین توانایی اش در به خاطرسپردن هرآنچه که دیده، به عنوان کاراگاه تازه کار انتخاب میشود. تا اینکه به طور غیرمستقیم و اتفاقی با اوه هیون جه همکار میشود…
افرادی وجود دارند که می توانند به ذهن دیگران نفوذ کرده و حافظه شان را کنترل کنند. از این قدرت برای از بین بردن اسرار و یا بدتر از آن برای قتل به کار گرفته می شد. پتانسیل قدرت گفته شده به اندازه ای قوی هست که ذهن افراد را نابود کند، ولی می تواند نتیجه معکوس داده و قلب خودشان را نابود کند. برای مقابله با این، از زنجیر استفاده می شود تا از قلب های ضعیف و خطرناکشان محافظت کند. به خاطر بالا رفتن ترس و تحقیر فرد، آنها نهایتا "پت" یا حیوان خانگی نامیده شدند.
کانگ سان هیوک (Park Hae-Jin) جوان خوشتیپ و زیباییست که در گروه امداد و نجات کار میکند و کودکی خود را به یاد نیاورده و آرزو دارد که دارایی هایش به پیش از 5 میلیون دلار برسد ، از طرفی جانگ یونگ جائه (Jo Bo-Ah) پزشک زیباییست که به یک جنگل مرموز فرستاده شده و سعی میکند تا درد و مشکلات مردم آن جنگل را برطرف کند ، طی اتفاقی آن دو در جنگل بایکدیگر ملاقات کرده و مجبور میشوند باهم زندگی کنند و…
داستان گروهی از زنان و مردان ارتش آمریکا که در پایگاهی در افغانستان خدمت می کنند، آنها از نژاد و قومیت های متفاوتی هستند ولی در کنار هم با مشکلات مبارزه می کنند .
کیم تائه پیونگ (Taec Yeon) مردی خوش قلب و خوشتیپ و مهربانیست که با نگاه کردن در چشم دیگران ، میتواند زمان مرگ آن ها را بفهمد ، اما یک روز پس از آشنایی با جون یانگ (Lee Yeon Hee) کاراگاهی که در ایستگاه پلیس یونگسان فعالیت می کند ، متوجه میشود که نمیتواند زمان مرگ او را ببیند ، طی اتفاقی آن دو بایکدیگر در پرونده یک قتل همکار میشوند و سعی میکنند تا آن موضوع را حل کنند…
بانکی که دولت کره در آن سهام زیادی دارد در آستانه ورشکستگی است و سران کشور دچار نگرانی رخ دادن اتفاقی مشابه بحران مالی سال 1997 هستند از این رو اعضای کمیسیون خدمات مالی در تلاشند تا چنین اتفاقی رخ ندهد. در این مسیر ، چائه یی هون (Go Soo) که فرزند بهترین اقتصاددان کره جنوبیست و این هویت را مخفی میکند ، رئیس دفتر سیاست اقتصادی در کمیسیون خدمات مالی است و سعی میکند تا اقتصاد را از بحران نجات دهد ، در این راه هِئو جائه (Lee Sung-Min) ، که فردی جاه طلب است و بحران مالی قبلی را تجربه کرده ، سعی میکند تا به هر قیمتی شده این شرایط را بهبود دهد ، از طرفی لی هی جون (Shim Eun-Kyung) که در بحران قبلی یک نوزاد بود و خانواده اش دوران سختی را سپری کردند ، اکنون کار خود را در دفتر بین المللی امور مالی وزارت اقتصاد و دارایی آغاز کرده و آرزوهای خود را دنبال میکند…
این سریال داستان مهمانانی را نشان میدهد که برای مدت طولانی در هتل بهشت اقامت دارند. بوک مک ری (Yoon Yeo Jung) صاحب هتل است و مهمان های زیاد و مختلفی را از نظر جنسیت ، سن و حتی جایی که بزرگ شده اند در هتل خود، پذیرفته است…
چا جونگ هیوک (Joo Sang-Wook) آرایشگر محبوبیست که در راه رسیدن به کمال و موفقیت ، دچار بدهی های بسیار شده و بیکار میشود ، از طرفی هان سو یئون (Kim Bo-Ra) سال هاست که کاراموز رشته مدلینگ است تا اینکه بالاخره یک روز در برنامه ای شرکت میکند اما اتفاقات مرموزی که در آنجا میوفتد ، نظر هان سو یئون را به آن ها جلب کرده و همین امر باعث میشود تا از برنامه جا بماند تا اینکه…