شش مأمور فدرال که پس از حمله تروریستی لسآنجلس در مخفیگاه به سر میبرند، کمکم به یکدیگر مشکوک میشوند؛ چرا که متوجه شدهاند عامل این حمله ممکن است یکی از خودشان باشد.
۲۲ سال پس از اینکه تس و آنا یک بحران هویت را پشت سر گذاشتند، حالا آنا یک دختر و یک دخترخوانده در شرف ازدواج دارد. در حالی که آنها با چالشهای ناشی از ادغام دو خانواده کنار میآیند، تس و آنا درمییابند که ممکن است ماجرا دوباره تکرار شود.
انتقامجویان حتی تو بدترین موقعیتهای کیهانی همیشه یه جورایی پرچم امید دستشون بود، کسایی که میتونستن کل روز مبارزه کنن و کیف کنن. ولی تاندربولتسها؟ اونا کلاً یه چیز دیگهن! این فیلم جدید مارول یه تیم عجیب و غریب رو جمع کرده، نه قهرمانای خوشرنگ و لعاب، بلکه یه سری آدم غرغرو و ناسازگار. یلنا بلووا، قاتل بیوهی سیاه که طعنههاش باحاله، باکی بارنز، سایبورگ روس که قبلاً مامور مخفی بود، جان واکر که کاپیتان آمریکا رو ضایع کرده، گوست که دشمن تغییرشکلدهندهست، رد گاردین، سرباز قدیمی شوروی، تسکمستر که هر حرکتی رو میتونه کپی کنه و یه شخصیت مرموز به اسم «باب». باور کن، اینا اصلاً تیمی نیستن که بخوای واسه نجات دنیا روشون حساب کنی!
شی میاونا (Shi Miaona)، یه معلم، و دانشآموز شیطونش وانگ کیانگ (Wang Qiang) به طور مرموزی جاشون با هم عوض میشه. با نزدیک شدن یه مسابقه مهم تدریس، میاونا داره با زمان مسابقه میده تا قبل از اینکه دیر بشه، برگرده به بدن خودش.
دختری جوان که از پدر ومادرخواندۀ خود تقاضای آزادی و ماجراجویی بیشتری میکند را گروهی مذهبی به دیدن پیشوای دینی خود میبرند، باید دید قدرت مرموز The Phantom Stranger میتواند به مارسی کمک کند که حقیقت زندگیاش را پیدا کند یا خیر؟
سه ماه پس از زنده ماندن از یک حمله تروریستی در یک اغذیه فروشی، میا هنوز آسیب دیده است و قادر به یادآوری وقایع آن شب نیست. او در تلاش برای حرکت رو به جلو، خاطراتش را بررسی می کند و قدم هایش را دوباره دنبال می کند..
پس از دریافت فراخوانی غیرمنتظرهای از اجداد راهنمای خود، موآنا باید به دریاهای دوردست اقیانوسیه و آبهای خطرناک و از دست رفتهای سفر کند تا ماجراجوییای را تجربه کند که هیچگاه با آن روبرو نشده است.
لوسیوس، پس از تسخیر خانهاش توسط امپراطوران جدید، به کولوسئوم فرستاده میشود و امیدوار است با یادآوری گذشته، قدرت لازم برای بازگرداندن شکوه رم را پیدا کند.
آرتور فلک، که در حرفه کمدی توفیقی نیافته بود، در بیمارستان روانی آرکهم به سر میبرد. در آنجا با زنی به نام هارلی کویین که عشق زندگی او میشود، ملاقات میکند. فلک پس از آزادی از بیمارستان، به همراه هارلی، سفری عاشقانه اما پرماجرا و در نهایت ناگوار را آغاز میکنند.
داستان درباره پسربچهای است که میتواند با نقاشیهایش اشیا را زنده کند. وقتی بزرگ میشود و خودش را به دنیای واقعی میآورد، با چالشهای زندگی واقعی روبرو میشود.
جهان پس از فاجعهای هولناک رو به نابودی است. انسانهای اندکی که باقی ماندهاند برای بقا تلاش میکنند و در جستجوی معنای زندگی در دنیایی رو به مرگ هستند.
فیلم داستان جوانی آشفته به نام چان لوک-کوان را دنبال میکند که به طور اتفاقی وارد "شهر محصور" میشود. او در میان آشفتگی این شهر، نظم حاکم بر آن را کشف میکند و در طول مسیر درسهای مهمی در مورد زندگی میآموزد.
سالها پس از فرمانروایی سزار، میمون جوانی راهی سفری میشود که او را به واکاوی آموزههایش درباره گذشته وادار میکند. انتخابهایی که او در این سفر انجام میدهد، آینده میمونها و انسانها را برای همیشه تغییر خواهد داد...