یکی از شهرهای کوچک آلاسکا که در آن به مدت ۳۰ روز از نور خورشید خبری نیست، مورد حمله عدهای از خون آشامها قرار می گیرد که بطرز وحشتناکی تشنه خون هستند.
بعد از حادثهای که بلا را تا پای مرگ می کشاند، ادوارد او را ترک می کند. در نبود ادوارد، بلا درگیر یک رابطه فراطبیعی دیگر میشود، اینبار با گرگینهای بنام «جیکاب بلک».
در حالی یک سلسله از قتلها در حال وقوع است، بلا، در حال نزدیک شدن به زمان فارق التحصیلی اش است و باید بین ادوارد که خون آشام است و جیکاب که یک گرگ نما است یکی را به عنوان عشقش انتخاب کند و …
این فیلم که ادامه ای است بر سری فیلم های «گرگ و میش»، داستان ازدواج «بلا»ی فناپذیر با «ادوارد» خونآشام را روایت می کند كه پس از آن صاحب دختری نیمه انسان، نیمه خونآشام به نام «رنسمی» میشوند، اما...
بعد از بدنیا آمدن «رنزمه» دختر «بلا» و «ادوارد»، خانواده کالن تصمیم می گیرند دیگر خانواده های خون آشام را با خود متحد کنند تا بتوانند در مقابل خطری که از جانب ولتری آن ها را تهدید می کند، مقاومت کنند...
آبراهام لینکلن (شانزدهمین رئیسجمهور ایالات متحدهٔ آمریکا) که قبل از ورود به دنیای سیاست، مادرش توسط خون آشام ها به قتل رسیده بود در پی انتقام از آن ها بر می آید، در شرایطی که برده داران از برده های خود به عنوان غذای خون آشام ها استفاده می کردند...
در جهان بیرحم زیرزمینی یاکوزا،هیچکس افسانه ای تر از رئیس Kamiura نیست.ناگهان شایع می شود که او یک خون آشام است!Kamiura حقیرترین فرد وفادار به خود را که Kageyama باشد انتخاب می کند تا....
توضیحات : زبان این فیلم ژاپنی می باشد.
رز یک دمپایر است ( دمپایر ها از ازدواج خون آشام و انسان به وجود آمده اند.) او نگهبان لیزا که پرنسس آینده ی خون آشامان است می شود ولی بنا به اجبار مدتی است که از آکادمی که محل زندگی خون آشامان و دمپایر ها است فرار کرده اند و …
ست گکو (جرج کلونی) و برادر کوچکترش (کوئنتین تارانتینو) پس از اینکه سرقت مسلحانه خونینی را در تگزاس انجام می دهند، تصمیمی دارند از مرز گریخته و وارد مکزیک شوند. آنها یک کشیش و دو فرزندش را گروگان می گیرند تا آنها را از مرز عبور دهند. آنها غروب آن روز و پس از عبور از مرز به یک کلوب می رسند که افراد مشکوکی در آنجا هستند. آنها تصمیم می گیرند شب را در آنجا سپری کنند اما پس از مدتی پی می برند که صاحبان آنجا عده ای خون آشام هستند و اکنون برای نجات جانشان بایستی با آنها مقابله کنند.
خون آشامی خردسال به نام (ابی) از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند…
"پروفسور آبرونیسیوس" محقق سالخورده خفاشها به همراه دستیارش "آلفرد" به دهکده ای دورافتاده در ترانسیلوانیا می روند تا خوناشامها را پیدا کنند."الفرد" عاشق "سارا" دختر جوان صاحب مسافرخانه می شود. اما او مورد علاقه کنتی عجیب است که در قلعه ای تاریک خارج از دهکده زندگی می کند و...
« دکتر داسکیل » ( میک ) ، اعلام میکند که قتل مرموز « سر کارل بوروتین » در قصرش در بوهم کار خون آشام هاست. « بازرس نویمان » ( اتویل ) که از پراگ آمده با کمک « پروفسور زلن » ( باریمور ) ، متخصص خون آشام ها شروع به تحقیق در این باره میکند.
دختر بچه ای در یک روستا به طرزه وحشیا نه ای توسط یک خون آشام کشته می شود ، مردم برای انتقام به قلعه او حمله می کنند و او را جرم قتل اعدام میکنند ، ولی او به آن ها گفته بود که روستا را نفرین میکند و تمام فرزندهایتان را نابود می کند تا اینکه پانزده سال بعد ...
"کنت دراکولا" در چهره یک ارباب جنگ به دهکده ای دورافتاده در چین سفر می کند تا شش خوناشام که پس از کشته شدن هفت عضو گروهشان روحیه خود را از دست داده اند حمایت کند.در همین حین شکارچی مشهور خوناشام "ون هلسینگ" در کشور حضور دارد و...
مراسم تدفین ریش سفید یک روستا با زنده شدن جسد و تبدیل شدن به یک خونآشام به هم می ریزد. در این بین یک کشیش تائو به همراه دو شاگردش قصد دارند جلوی این فاجعه را بگیرند...
در آینده ای دور که نیروهای ماورا الطبیعی به آن حکمرانی می کنند، دختری جوان از یک شکارچی خونآشام درخواست کمک می کند تا خونآشامی که او را گاز گرفته از بین برده و از تبدیل شدن او جلوگیری کند...
دی پسر کنت دراکولا پادشاه افسانه ای خون اشام ها است . او نیمه خون اشام و و نیمه انسان است زیرا مادرش انسانی معمولی بوده. دی به عنوان شکارچی خون اشامان به شکار خون اشام های خبیث میپردازد...
سن فرانسيسکو. «لوييس» (پيت)، خون آشام دويست ساله، خاطرات خود را براي خبرنگاري به نام «دانيل مالوي» (اسليتر) بازگو مي کند: اين که چگونه در لوييزياناي قرن هجدهم به دست «لستات» (کروز) به خون آشام تبديل شده...
«جک کرو» (وودز)، سر دسته ی سرسخت و خشن یک گروه حرفه ای خون آشام کش است که از طرف کلیسا حمایت می شود. پس از شکار نه خون آشام به دست گروه، سرکرده ی قوی و بسیار خطرناک خون آشام ها، «والک» (گریفیث)، به مهمانی شبانه ی خون آشام کش ها حمله می کند و محبوبه ی «جک»، «کاترینا» (لی) را می گزد و همه ی افراد او، جز دستیارش، «مونتویا» (بالدوین) را می کشد…
خون آشام كوچك، براساس شخصيت هاي پرفروش ترين رمانِ آنجلا سومر بودنبرگ، دايتان رادولف خون آشامي ١٣ ساله را روايت ميكند كه توسط شكارچي خون آشام ها تهديد ميشود. با توني كه هم سن و سال او و ناميراست آشنا ميشود كه به قلعه ها، قبرستان ها و خون آشام هاي قديمي علاقه ي خاصي دارد. توني به رادولف كمك ميكند تا...
شکارچی به زمین بازگشته است.اما پیش از آنکه به کار اصلی خود برای قضاوت زنده ها و مردگان مشغول شود، او مجبور است با ارتشی از خوناشامهایی که در نور روز می توانند راه بروند روبرو شود...
اسکوبی و دوستانش برای بررسی علت ناپدید شدن مردم در جشنواره موسیقی، به استرالیا میروند تا اینکه یک خون آشام همه چیز را بر هم میزد. آنها به دنبال کشف هویت این خون آشام هستند تا بتوانید از آنجا فرار کنند…
داستان در مورد یک شکارچی خون آشام است که به تازگی سومین دستیارش توسط خون آشام های اروپایی کشته شده و او یک دستیار جدید گیرش میاد و تصمیم میگیرد دوک رو شکار کند . دوک پنجمین شاهزاده از ملت خون آشام هاست و با وجود خون اصیلش باعث بوجود اومدن دوره ای تاریک میشه که ....
دانش آموز جدید "مونامی" گذشته و رازی پنهان دارد که "میزوشیما" را گرفتار می کند. او "میزوشیما" را فریب داده و شکلاتی که به خون خود آغشته است را به خوردش می دهد و او را وارد دنیای خطرناک خوناشامها می کند و...
درن شان، پسر نوجوانی است که برخلاف میلش و برای نجات جان دوستش مجبور به انجام کاری می شود که زندگی اش را به کلی تغییر می دهد. و آن کار چیزی نیست جز، تبدیل شدن به یک خون آشام!
شکارچی خوناشام "سایا" توسط رابط خود "دیوید" در شب هالووین در قالب یه دانش آموز نوجوان به پایگاه هوایی "یوکوتا" فرستاده می شود تا خوناشامها را شکار کند.او از "دیوید" می خواهد تا شمشیر جدیدی به او بدهد و...
"تیم چونگ" که از حمله خون آشام ها مصون می باشد به یک سازمان مخفی به اسم «گروه پاکسازی خونآشام ها» می پیوندد تا با یک خون آشام قدرتمند با نام "گونگ سی" مقابله کنند...
خون آشامی از خانواده خود دور شده ، به امید اینکه آرامش خود را بدست آورده ، و یک بتواند دوباره شکار کند ، ولی در عوض شبی را تجربه خواهد کرد که هیچ وقت فراموش نخواهد کرد..
دیویس یک پسر عادی هست ، که ناگهان در مدرسه همه به این باور می رسند که او خون آشام است و کامرون متخصص خون آشام به او کمک می کند تا او مانند خون آشام واقعی عمل کند...
دکتر “جف برتون” زمانیکه ویروسی کشنده را در داخل آزمایشگاه خود ایجاد می کند، از کشف آن غافلگیر شده و اتفاقا اولین نفر راه به این ویروس مبتلا میکند و ...
اسکوبی در یک فستیوال خوناشام شرکت می کند اما انگار یک خوناشام واقعی وجود دارد که قصد دارد جشن را خراب کند.مشکل اصلی اینجاست که خوناشام Dephne را به عنوان عروس خود انتخاب کرده است