همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
گروهی از نژادپرستان پی میبرند که زمین یک سیاهپوست بر روی مخزنی بزرگ از نفت قرار دارد. آنها به او فشار میآورند که زمینش را به آنها بفروشد، اما او امتناع میکند. نژادپرستان خشمگین شده و جان او را تهدید میکنند.
ده سال پس از آخرین ملاقاتشان در جولیارد، پیانیست چیره دست، آلن اسپنسر، و لیانا باکمن جذاب، بهطور تصادفی یکدیگر را ملاقات میکنند و جرقههایی زده میشود. عشقی که زمانی انکار شده بود، تبدیل به عشقی برآوردهشده میشود، اما آنها بهزودی میفهمند که شور و اشتیاق هزینهای دارد. آنها که از دست همسر لیانا و گذشتهی آزاردهندهی آلن فرار میکنند، به یک خانه ساحلی زیبا پناه میبرند، جایی که عشقشان شکوفا میشود... اما.
پیکر ۱۵۰۰ ساله یکی از شوالیههای معبد در زیر متروی نیویورک کشف میشود. به زودی، یک خادم اهریمنی و یک شوالیه معبد مدرن به سوی اسرار آن کشیده میشوند. بدین ترتیب، نبردی برای سرنوشت کل جهان آغاز میگردد...
ادی یک سرباز کهنه کار و خسته از زندگی است . او به صحرا می رود و در آن جا سرگردان می شود در نزدیکی یک شهر با چند ارازل و اوباش روبه رو می شود و آن ها هم موتور او را می گیرند و هم او را به حد مرگ کتک می زنند. حالا او می خواهد انتقام خودش را از آن ها بگیرد...
یک نمایش سنتی خنیاگر با بازیگرانی تماماً سیاهپوست. این نمایش، آوازخوانی یک گروه کر و اجرای وودویل یک گروه کمدی دونفره را نشان میدهد. همچنین با استفاده از برخی کلیشههای نژادی، انتقادهایی را متوجه طبقه اجتماعی خاصی از جامعه آفریقایی-آمریکایی میکند.
“سباستین” قصد دارد تا قبل از پیدا کردن عشق واقعیش با هیچ دختری رابطه نداشته باشد. به همین منظور او با خواهر ناتنیش “کاترین” شرط بندی می کنند که اگر سباستین نتواند روی تصمیمش بماند باید جگوارش را به کاترین بدهد و اگر سباستین برد، کاترین را بدست می آورد …
اگرچه قلبها، اهداف و آرزوها برای هر کسی در شهر هوشی مین که از نظر فرهنگی در حال تغییر است، متفاوت است، داستانهای چهار فرد جداگانه، تصویری واضح از گذشته، حال و آینده شهری را ترسیم میکند که به سوی عصری جدید گام برمیدارد.
داستان فیلم در مورد «آنتون» است که یه روز صبح از خواب بیدار می شود و می بینید که خانواده او تبدیل به دکوراسیون های بدون سر ِ هالووین شدند و او متوجه می شود که دست راست او تسخیر شده است و …