در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۸۲، بیلی به همراه خانواده و همسایگانش با اتفاقات و حوادث متعددی روبهرو میشوند. این ماجراها نشاندهنده شیطنتها و دردسرهایی است که معمولاً از پسرها انتظار میرود.
یک خبرنگار برای تهیه گزارش از پناهجویان ویتنامی به مالزی میرود. او در این مأموریت، شاهد جنایات زیادی میشود و برای افشای شرایط بد اردوگاههای پناهندگان اقدام میکند.
تدی براون که به کریکت عشق میورزد، متوجه میشود دوستانش در حال ترک این ورزش و ادامه زندگیشان هستند. او برای حفظ تیم، با یادآوری عشق مشترکشان به کریکت، آنها را به سمت یک ماجراجویی بزرگ هدایت میکند.
دو پدر به صورت غیرقانونی از رود دانوب عبور میکنند. یک رومانیایی به دنبال دختر قاچاق شدهاش در کوزوو است، در حالی که یک صربستانی به دنبال پسر مردهاش در رومانی میگردد. یک قایقران نیز از روستاییانی میگوید که تلاش میکنند یک کلیسا را روی یخ جابهجا کنند.
سونامی شهر مالیبو را غرق میکند و دستهای از کوسههای جنمانند ماقبل تاریخ را که در آبهای عمیق زندگی میکنند، رها میکند. این کوسهها، یک گروه از نجاتغریقها را که در ایستگاه نیمهغرقشده خود در تپهها گیر افتادهاند، و همچنین گروهی از کارگران ساختمانی را که در خانهای غرقشده به دام افتادهاند، هدف قرار میدهند.
این داستان، یک روز از زندگی ۱۲ نفر از ساکنان یک محله چندفرهنگی در حومه شهر ملبورن را دنبال میکند که همگی به یک گروگانگیر پیر سر میزنند. در طول یک روز، زندگی آنها به هم گره میخورد و انگیزههایشان بررسی میشود.
گرتا که در آستانه ورود به 15 سالگیست حس میکند تمام درهای دنیا به رویش بسته شده است. او همچنان نمی تواند از دنیای کودکی اش دل بکند. تا اینکه بالاخره والدین گرتا در جشن تولدش 15 سالگی اش، او را سورپرایز میکنند و...
داستان فیلم درباره ی پسربچه ای ماجراجو به نام دیلِن می باشد که در مسابقات قهرمانی جهان هواپیماهای کاغذی ، که در کشور ژاپن برگزار می شود ، شرکت می کند. اما……
یک زوج برای فرار از دیوانگی زندگی مدرن به یک باغ میوه استرالیایی که توسط بوتهزارهای طبیعی احاطه شده است، نقل مکان میکنند؛ اما توسط «ناظر» مرموز مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
نوجوان استرالیاییِ سردرگمی برای اقامت نزد دوست مادرش به ساحل فرار میکند، اما در آنجا کشف میکند که بزرگسالانی که با آنها روبهرو میشود، به اندازهی خودش گیج و گمراهاند.
یک گزارشگر جوان، پس از تحقیق درباره خانهای متروکه، دچار یک بیماری مرموز میشود. این خانه به خاطر داستانهای کودکان گمشده و آدمخواری احتمالی مشهور است، و نوجوانان محلی یکدیگر را به دزدکی وارد شدن و گشت زدن در آنجا به چالش میکشند. با کنجکاوی بیشتر گزارشگر و گشت و گذار دوستانش در خانه، او ارتباطی با افسانه کوه جهنم پیدا میکند.
ماجراهای چهار پسر که سیدنی را ترک میکنند و برای یک تعطیلات آخر هفته برای موجسواری و ماجراجویی به بیرون شهر میروند. متاسفانه تفریح آنها با یک چرخش جدی روبرو میشود، وقتی ناخواسته درگیر یک قتل میشوند.
داستان فیلم درباره ی مردی به نام رِی می باشد که به دلیل دفاع از نامزدش ، دست به قتلی غیر عمد می زند و به زندان می افتد. رِی در آنجا از لحاظ ذهنی و روحی ، توسط رئیس روانیِ زندان ، به چالش کشیده می شود و…
خانواده اى كه در يك منطقه روستايى و دور از شهر به زندگى كسالت بار خود ادامه مى دهند اكنون كه دو فرزند آن ها در بيابان گم شده اند به چالشى بزرگ كشيده شده اند و اين موضوع به گذشته آن ها مربوط مى شود.در حالي که گرد و غبار قرمز و تاريکي بر شهر حکمفرما است، مردم محلي و از جمله افسر پليس اين شهر کوچک، سعي مي کنند به او کمک کنند اما خيلي زود متوجه مي شوند که اگر به اين زن کمک کنند، ممکن است براي خود آنها نيز اتفاقاتي وحشتناک رخ دهد...
هاندو (راسل کرو) و دیوی (دانیل پولاک) رهبران یک باند جوانان نژادپرست هستند که شب های خود را با حمله به مهاجران آسیایی در بخش ناهموار ملبورن می گذرانند. در حال فرار پس از باخت بد در مبارزه با صاحبان ویتنامی جدید میخانه محلی خود، این زوج با نوجوانان ارتباط برقرار می کنند...
داستان فیلم در آستانه هزاره سوم و در زمان یک فاجعه جهانی دامنگیر است، که مرد و زنی، با بازی ویلیام هرت و سولویگ دامارتان، را دنبال میکند که در سراسر جهان به خاطر دستگاهی که میتواند تجربههای زیستی را ضبط کند و به رؤیاها و خوابها نمود دیداری بدهد، تحت پیگرد هستند...