داستان دو دوست در جزیرهای کوچک روایت میشود که پس از کشف جسد برنده بختآزمایی و یافتن بلیت برنده، تصمیم میگیرند با فریب دادن اهالی روستا، خود را به جای برنده جا بزنند و جایزه بزرگ را به دست آورند.
ادیسه، پس از بیست سال دوری از خانه، به ایتاکا بازمیگردد و با مشکلات بزرگی روبهرو میشود. همسرش اسیر شده و پسرش در خطر است. او باید با استفاده از قدرت و هوش خود، خانوادهاش را نجات دهد و به پادشاهی خود بازگردد.
این فیلم روایتی عمیق و سرشار از احساسات از روزگار همراهی فیلمساز با پدرش است. داستانی که هم از دلِ تجربههای شخصی او برمیخیزد و هم با نگاهی موشکافانه و بیطرفانه روایت میشود. همچون یک عشق پایدار، انتخابی برای زندگی و شیوهای خاص از بودن در جهان.
مانون، دختری نوجوان و پرانرژی، برای پیدا کردن پدر گمشدهاش و تحقق رویای بازی در لیگ حرفهای هاکی، خانه و کاشانهاش در آلپهای سوئیس را ترک میکند. در این سفر پرهیجان، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود و تجربیات جدیدی کسب میکند.
صدایی که ادعا میکند متعلق به یک اسب آبی است. صدایی که مفهوم گذر زمان را درک نمیکند. پپه، اولین و آخرین اسب آبی کشته شده در قاره آمریکا، داستان خود را با همان شیوایی و روانی زبان گفتاری مردم این نواحی روایت میکند.
داستان درباره یک وکیل جوان به نام آوریل است که برای نجات جان سگی که بارها مرتکب تخلف شده و به اعدام محکوم شده است، تلاش میکند. در این مسیر، این سگ به آوریل کمک میکند تا خودش را بهتر بشناسد و پیچیدگیهای طبیعت انسانی را بپذیرد.
یک مرد بازنشستهی ارتش در مجتمع مسکونی جنگل معبد در حومه پاریس زندگی میکند. همسایهی جوان او عضو یک باند محلی است که قصد دارد محمولهای را از کاروان یک شاهزاده عرب سرقت کند...
موسیقی جاز و مبارزه علیه استعمار در جریان جنگ سرد، درهم تنیده شدند. این پیوند زمانی به اوج خود رسید که دو هنرمند جاز، در اعتراض به قتل یک رهبر آفریقایی، جلسه شورای امنیت سازمان ملل را برهم زدند.
این داستان زندگی آنتونیا، عکاس جوان اهل کورسیکا است که در دوران آشوبهای سیاسی جزیره، از دهه هشتاد تا اوایل دهه دو هزار، تجربههای مختلفی را در زندگی شخصی و اجتماعی پشت سر میگذارد. او در این مدت، شاهد تغییرات و تحولات نسل خود بوده است.
آنتوان، مدیر منابع انسانی یک شرکت بزرگ، وقتی همسرش برای تعطیلات میرود و مسئولیت مراقبت از چهار فرزندشان را به او میسپارد، تصور میکند که از پس این کار به راحتی برمیآید. اما او نمیداند که قرار است با چه آشفتگی و هرجومرجی روبرو شود.
در اوج فصل زمستانی و در پیست اسکی مورزین-اووریاز، کنستانس ویویه، افسر پلیس کوهستان فرانسه، و آندریاس مایر، افسر پلیس سوئیس، به بررسی مرگ مشکوک نوجوانی میپردازند که پس از فرو رفتن در کما بر اثر مصرف بیش از حد الکل، جسد بیجانش بر روی شیب کوه پیدا شده است.
دو فیلمساز در بوداپست با پسربچهای شیطان و باهوش به نام سانی آشنا میشوند. آنها بیش از یک دهه زندگی سانی را در یک آپارتمان کوچک فیلمبرداری میکنند و رشد و تغییرات او را به تصویر میکشند.
والاس با ساختن یک گنوم هوشمند، وابستگی خود به اختراعاتش را بیشتر میکند. اما این گنوم رفتارهای عجیبی از خود نشان میدهد و مشخص میشود که یک دشمن قدیمی در پس این ماجراست. گرومیت برای نجات والاس و توانایی او در اختراع کردن، باید با نیروهای شر مبارزه کند.
یک گروه دزد آنارشیست به طور اتفاقی با نوجوان منزویای که شیفتهی پهپادهاست روبرو میشوند. آنها این نوجوان را وارد ماجراجوییهای خطرناک خود میکنند و او را در چندین سرقت بزرگ شرکت میدهند.
آل و الکس بعد از پانزده سال زندگی مشترک، به جای اینکه با ناراحتی از هم جدا بشن، تصمیم گرفتن با یه جشن بزرگ این اتفاق رو جشن بگیرن. این کارشون همه رو متعجب کرد.