ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک پیرمرد و پیرزن هر کدام دختری دارند. تحت تأثیر پیرزن، پیرمرد دختر خود را بیرون محو کرده و او را به دنیای بیرون فرستاده است. به خاطر فضایل او، او از جمعه عظیم الشأن یک صندوق پر از ثروت به دست می آورد. دختر پیرزن نیز به دلایل حسادت، خانه را ترک می کند و سعی می کند او هم هدیه ای از جامعه عظیم الشأن بگیرد، اما خودش در مشکلات بسیار بزرگی قرار می گیرد...
یک پلیس جوان به نام کریستی سعی میکند تعادل بین دو بخش متضاد از هویت خود را پیدا کند: بخشی که مردی است که در یک محیط سلطهگر و مردسالار کار میکند و بخشی که...
پسری به نام پاکالا پس از سفر به سراسر جهان با یک کامیونت و حیوانات خود به خانه باز می گردد. در این فیلم، پاکالا با مشکلات و ماجراهای زیادی روبرو می شود...
مهاجرت یکی از بارزترین مسائلی است که جامعه رومانیایی پسا کمونیستی با آن مواجه است. این فیلم با فیلمنامه ای الهام گرفته از زندگی جامعه رومانیایی در قبرس، داستانی دردناک و شخصی را در دنیایی روایت می کند که در آن تنها از اعداد و ارقام برای صحبت در مورد مهاجرت، فحشا و رنج استفاده می کنیم که آماری ناگوار است...
یک معمار نابغه هم از نظر حرفه ای و هم در مورد مسائل قلبی بازنده است. فیلمی درباره آشفتگیهای درونی که ظاهر میشوند، درباره آزادی فکر و عمل، اصالت، ناسازگاری و هر چیزی که مخالف این چیزهاست...
یک نویسنده معترض میفهمد که شوهرش به مدت ۲۰ سال یک خبرچین سکوریتاته (پلیس مخفی رومانی) بوده است. این ماجرا تیتر اخبار میشود. در ۲۴ ساعت جهنمی، این زوج زندگی خود را دوباره ارزیابی میکنند تا تصمیم بگیرند چطور و آیا میتوانند به زندگی مشترک ادامه دهند.
همسر یکی از رهبران حزب، نامه عاشقانه ای را که از معشوقش، بخشدار دریافت کرده بود، از دست می دهد. این نامه توسط یک نماینده اپوزیسیون پیدا می شود که تهدید می کند آن را منتشر می کند مگر اینکه برای یک سمت در مجلس ملی نامزد شود...
در حین کار بر روی یک قطعه یادبود برای یک همکار مرده، یک گزارشگر خبری معروف مسیر داستان تلویزیون را گم می کند و بخشی از رابطه پدر و دختری با نوجوانی می شود که پشت سر گذاشته شده است...
ویکتوریتا از دست سرباز مزدوری که به خانواده اش حمله کرده بود می گریزد و پس از آن لباس مردانه می پوشد و به سوی قانون شکنان می دود. آنها به همراه رهبر قانون شکنان، خواهرش را از دست پسری که او را خریده بود، نجات می دهند...