⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
گابو و می یک گرگ سفید و یک گوسفند هستند که دست سرنوشت آن ها را در کنار هم به عنوان دوست قرار داده است. از طرفی، اخلاق های خاص گابو باعث می شود تا لحظات سختی را پشت سر گذاشته و از طرفی دیگر، گله ی می می خواهند تمامی تلاش خود را برای برگرداندن وی بکنند و ...
دزدان دریایی کلاه حصیری در جزیره تاج فرود می آیند، جایی که چوپار توسط حیوانات به عنوان پادشاه جدید مورد پرستش قرار می گیرد. با این حال، چوپار می خواهد به دوستانش بپیوندد و به آنها کمک کند تا با کنت باتلر، شکارچی شاخ انسانی که می خواهد گنج جزیره را بخورد تا به قدرت بی اندازه ای برسد، مبارزه کنند.
در ژاپن, سرهنگ "یوکی" پیشنهاد ایجاد یک مدرسه جاسوسی را می دهد, در همین حین "کاتو" که با مجازات اعدام مواجه هست سعی می کند به هر صورت ممکن خود را وارد این مدرسه کند او موفق به انجام این کار می شود و بعد از آموزش های سخت حال باید اولین ماموریت خود را با موفقیت پشت سر بگذارد و ...
سه دوست تصمیم میگیرند به بیرون بروند و فارغ التحصیلی پیش رویشان را جشن بگیرند. اما ناگهان سر و کلهی ماهیهای عظیم الجثه در شهر پیدا میشود و آنها مجبور میشوند روی خیلی از ارزش هایشان پا بگذارند تا زنده بمانند...
پس از تلاش برای نجات جان یک مرد بر روی ریل های مترو دو نوجوان در یک اتاق که تحت سلطه یک کره مرموز سیاه است بیدار می شوند که آنها را به شکار کردن و کشتن بیگانگان مخفی بر روی زمین می فرستد…
پسری جوان که تنها ۱۵ سال سن دارد به ۱۲۰۰ سال پیش باز می گردد. جایی که به دنبال پیدا کردن تقدیر ناشناخته ی خود در زمان جنگ انسان ها و شیاطین دیده می شود و...
داستان در آینده و در شهر متروسیتی اتفاق می افتد. یک دانشمند به نام تنما ربات جوان با قدرت های باورنکردنی را خلق می کند. پسری به نام آسترو که بسیار شبیه انسان است و با ارتباط با اطرافیانش در حال یادگیری احساسات و عواطف است تا اینکه خطری بزرگ توسط شر و دوستان او را مورد تهدید قرار می دهد و اکنون آسترو باید با تمام نیرویش شهر را نجات دهد...
دزدان دریایی وونان که تقریباً یک سوم طلای جهان را به دست آورده بود، ناپدید شد و افسانه ای شکل گرفت که او با طلایش به جزیره ای دور افتاده رفته است. لوفی و خدمه اش در تلاش برای پس گرفتن گنج خود، با ال Drago که به دنبال جزیره وونان است، روبرو می شوند. در این مدت، خدمه لوفی از هم جدا شده اند و باید راهی برای جلوگیری از اینکه ال Drago طلای وونان را به دست آورد، پیدا کنند.
ساتان، خدای شیاطین است، اما فقط یک چیز هست که او ندارد، و اون ماده ایست که در جهان انسان ها وجود دارد که باعث بیشتر شدن قدرتش می شود!! به همین هدف، او رین را بوجود می آورد، اما این پسر، بچه یک انسان نیز هست، اما ...
مدرسه پسرانه ای که « مدرسه کلاغ ها » نامیده می شود از مدارس بسیار سطح پائین از لحاظ علمی و همچنین خشونت خیز ترین مدرسه در کشور است . دانش آموزان مدرسه «کلاغ» نامیده می شوند . آنها گروه های مختلف تشکیل داده و دائما بر سر قدرت درحال مبارزه هستند . ولی همه آنها یک هدف مشترک دارند ، هدفی که تا کنون محقق نشده است : وحدت
سرباز "آلیسا" سربازان خود را وارد قلعه "کیسی" می کند تا آشیانه را تحت کنترل گرفته و بازماندگان احتمالی را نجات دهند.تیم آلفا بدون مقاومت زیادی از طرف حشرات فرود می آیند و با سربازان باقیمانده برخورد می کنند و...
«تام» یک سال بعد از آشنایی با «وایولت» به او درخواست ازدواج می دهد، اما اتفاقاتی غیر منتظره باعث می شود دوران نامزدی آن دو بیش از حدی که فکرش را می کردند طول بکشد…