الکس و اِوا تصمیم میگیرند در همان جایی که برای اولین بار با هم ملاقات کردند، ازدواج کنند. اما یک سری اتفاقات غیرمنتظره باعث میشود که مراسم آنها با مشکل مواجه شود....
فیلم داستان یک مقام منطقهای فاسد را روایت میکند که در شب سال نو، در آستانه سقوط، با احضاریهای از سوی دادستانی مواجه میشود. او همراه با اطرافیان خود، در گردابی از وقایع قرار میگیرد که سرنوشت او را رقم میزند...
جنی پس از مرگ مادربزرگ اوراسیاییاش، مادر و خواهرش را متقاعد میکند که به بالی بیایند تا پیشینه خانوادگی خود را کشف کنند و بتوانند در خانواده و زندگی عاشقانه خود شادی پیدا کنند.
زوجی آمریکایی که قصد فرزندخواندگی دارند، در تعطیلاتی پردردسر در روستاهای ایتالیا، بدون دسترسی به حمل و نقل و آشنایی با زبان، با مشکلات رابطهشان دست و پنجه نرم میکنند.
ممکن است دوستی هیزل و دیزی بر سر پسری به نام جیجی، که جیمی هم صدایش میزنند، به جدال کشیده شود. او مردِ خوشقیافهای از یک کشور دیگر است. اما قلبش را کدامشان به دست خواهد آورد؟...
یک زن و شوهر که پنج سال است ازدواج کردهاند، با هم یک اسباببازی به نام اودونگ-اودونگ را در کارناوال اداره میکنند و تمام روز را به سرگرم کردن و مراقبت از بچههای دیگران میگذرانند، در حالی که خودشان فرزندی ندارند. در میان دخالتهای فامیل، شک و تردیدهای شخصی و یک رویارویی پر سر و صدا، آنها دلیل اینکه چرا هنوز فرزندی ندارند را کشف میکنند.
این یک داستان عاشقانه بامزه، تلخ و غیرمعمول است؛ روایتی از دو شخص که در مرز زندگی قرار دارند. آنها از طریق ارتباطی غیرمنتظره، هدف و عشقی را مییابند و از تاریکی میگریزند تا به سوی نور حرکت کنند.
سه دوست که برای گذراندن آخر هفته به کلبهای در کنار دریاچه رفتهاند، با ورود یک مزاحم ناشناس، درگیر یک بازی موش و گربه میشوند، اما به زودی مشخص میشود که هویت واقعی مزاحمها آن چیزی نیست که در ابتدا تصور میکردند.
سارا، رقاصِ گوجهفرنگی، و تینا، زنِ روسپی، در لاسوگاس توسطِ یک خرگوشِ غولپیکر و اهریمنی موردِ حمله قرار میگیرند. آنها برایِ نجاتِ جانِ خود، باید با این هیولا روبرو شوند.
داستان فیلم حول محور یک معلم و دو جوان اهل بلفاست میگردد. این سه نفر با استفاده از موسیقی هیپ هاپ و زبان ایرلندی، تلاش میکنند تا زبان مادری خود را از فراموشی نجات دهند.
پس از اخراج بیرحمانهای که زنجیرهای از وقایع ناگوار را به دنبال داشت، فیلو نقشهای دقیق برای انتقام از مادر مولی، غول خردهفروشی، میکشد. او قصد دارد امپراتوری او را نابود کند و انتقام نهایی را بگیرد...
یک راکون پس از بلعیدن یک ماده مخدر مصنوعی رها شده، دچار جهش ژنتیکی میشود و به موجودی خشن و خونخوار تبدیل میگردد. این حیوان با حمله به یک جامعه کوهستانی، کمپزدهها، گردشگران و ساکنان را به وحشت انداخته است. هیچکس از حملات وحشیانه این راکون جهشیافته در امان نیست.
الیزابت و خوان فیلیپه حدود 40 سال سن دارند و 15 سال است که با هم قرار می گذارند. خوان فیلیپه احساس می کند که دارد پیر شده است و زمان بچه دار شدن و تشکیل خانواده فرا رسیده است، اما الیزابت می خواهد به موفقیت های حرفه ای خود ادامه دهد...