یک خانواده بزرگ در یک آپارتمان سه اتاقی در حومه شهری خسته کننده به سختی زندگی می کنند. دوازده نفر، به زودی توسط فرزند گمشده و مجرم خانواده، که به تازگی از زندان آزاد شده، به آنها ملحق می شود. به تدریج تلویزیون، صندلی و یخچال از بین می روند، که این مسئله را برای آنها سخت تر می کند...
در ادامه «کِوِده» و «سووی»، شخصیتهای همان داستان به میانسالی رسیدهاند. همه زندگی آرام خانوادگی دارند به جز کییر، خیاطی که یک بار دیگر تصمیم میگیرد کشاورز شود و ازدواج کند.
نین چوی سان، شمشیرزن ماهر، به خواهران ماه و باد کمک میکند تا پدرشان را که به اشتباه متهم به جنایتی شده است، نجات دهند. اما آنها در ادامه با شیطانی مواجه میشوند که قصد دارد آنها را ببلعد...
یک گردشگر آمریکایی به خاطر شانس خود و کار در یک رستوران مکزیکی در استرالیا، توسط یک وارث استخدام می شود تا به عنوان یک دوست پسر جدید نفرت انگیز ظاهر شود تا پدرش را مجبور کند دوست پسر فعلی خود را بپذیرد...
وقتی یک کارآگاه پلیس فکر میکند در حال مرگ است و میفهمد که اگر در حین انجام وظیفه بمیرد، بیمه عمرش بیشتر پرداخت می شود ، سعی میکند این اتفاق بیفتد...
زمانی که گراهام مارشال (مایکل کین)، مدیر تبلیغاتی با تجربه، ترفیع شغلی به مردی جوانتر را از دست میدهد، وضعیت ناخواسته او را به تصادف در مترو سوق میدهد که در آن یک مرد بیخانمان کشته میشود. مارشال با کشف این که هیچ عواقبی برای این حادثه وجود ندارد، شروع به توطئه می کند...
افسری که در حین کار کشته شده است به عنوان یک روح به زمین باز می گردد تا قتل خودش را پیدا کند و با کمک یک پلیس تازه کار و جادوی بد بو به دنبال عدالت باشد...
پس از اینکه یک تاجر برای ساخت یک ساختمان مسکونی جدید، هزاران مار را در یک چاه به قتل میرساند، ساکنان ساختمان به عنوان انتقام، مورد حمله هزاران مار قرار می گیرند ...
مارک پسری باهوش اما خجالتی است که به تازگی به آریزونا آمده است. والدینش یک رادیوی کوتاه برد به او داده اند تا بتواند با رفقایش صحبت کند، اما او از این رادیو استفاده متفاوتی می کند...