نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
موشها و موش های فاضلاب که در اصلیترین راز نیم (Secret of N.I.M.H.) هوشیاری فکری بیشتری داشتند، به دره تورن (Thorn Valley) برگشتهاند تا رهبر قدرتمند خود، تیمی بریسبی جوان را اصلاح کنند ...
داستانی جذاب دربارهی گربهای است که پس از آنکه صاحبش یک جفت چکمهی سحرآمیز به او میدهد، به مردی متشخص و زیرک بدل میشود و برای احیای نام و ثروت اربابش، سفری را آغاز میکند.
بازسازی داستان کلاسیک شکسپیر، که کارگردان، کنت برانا، آن را به سبک موزیکالهای کلاسیک دهه ۱۹۳۰ فیلمبرداری کرده است. این فیلم داستان چهار دوست صمیمی را روایت میکند که قسم میخورند از عشق دوری کنند.
خفاش دوستداشتنی بارتوک (هنک آزاریا) به ماجراجویی خود میپردازد و با یک مار صورتی، یک خرس نازک، شاهزاده ایوان رومانوف (فیلیپ ون دایک) و جادوگر شیطانی بابا یاگا (آندره مارتین) که سعی دارند بر تمام روسیه حکومت کنند، ملاقات میکند...
داستان درباره یک خواننده جوان است که از کودکی به موسیقی علاقه داشته است. او پس از سال ها تلاش و کوشش به یک خواننده حرفه ای موفق تبدیل می شود. اما دشمن قدیمی خانواده او که از موفقیت او حسادت می ورزد، سعی می کند او را نابود کند.
داستان هنرمندی به نام ژان میشل باسکیا که پس از مرخص شدن از بیمارستان، در منهتن سرگردان شد و سعی کرد آثار هنری بفروشد تا پول درآورد و مکانی برای اقامت خود پیدا کند...
گرینچ که حال و حوصله نداشت و به دنبال شرارت میگشت، از خانه خارج شد. او در راه با گربه کلاه به سر روبهرو شد و تصمیم گرفت زندگی را برای آن گربه تلخ و آزاردهنده کند.
یک دختر روستایی در جستجوی دلنواز دانشگاهی خود از توکیو بازدید می کند. در آنجا او با دانشآموزان جدید و یک استاد روانشناسی در جستجوی نظریه شرم و یوشیکا که به هیچکس دانشگاه تبدیل شده، ملاقات میکند...
داستان در منطقه اوکلوهاما و خارج شهر "کلیمور" ، در سال 1906 اتفاق می افتد و قصه گاوچرانی به نام "کرلی مکلین" و رابطه عاشقانه او با "لری ویلیامز" ، دختری مزرعه دار را روایت می کند ...
رامکیشن و ممتا دارای سه پسر ویوک ، پرم و وینود و یک دختر سانگیتا هستند. این خانواده بخشی از یک خانواده مشترک است که پیوند نزدیک آنها با سوء تفاهم به چالش کشیده شده است.
این نسخه از داستان از دیدگاه B.A.H. هومبوگ پس از اینکه ابنزر اسکروج از کمک به فقرا یا صرف شام کریسمس با برادرزادهاش امتناع میکند، روح شریک تجاری و دوست سابق خود، جیکوب مارلی، از او دیدن میکند. مارلی به او می گوید که راهش را تغییر دهد و اسکروج این را رد می کند و آن را دیوانگی می داند. سپس سه روح از او دیدن میکنند، همه کسانی که همه را بخوانید