همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
یک زندانی (یانینگس) که در آستانه آزادی است، سرگذشتش را برای رئیس زندان تعریف میکند: نام مستعارش “رئیس هولر” و در کار نمایش و سرگرمی بوده است. روزی دختری شهرستانی (دپوتی) را نزدش میآورند که میخواهد بهعنوان رقصنده کار کند. “هولر” با آنکه همسر و فرزند دارد، به دختر دل میبازد و با هم فرار میکنند. آن دو بهعنوان آکروباتباز در سیرک بهکار میپردازند و با آکروباتباز دیگری بهنام “آرتینلی” (وارد) گروهی سهنفره را تشکیل میدهند. پس از مدتی، “رئیس” به خیانت دختر پی میبرد و نفر سوم را میکشد و به زندان میافتد…
« فیلیپ مارلو » ( بوگارت ) ، کارآگاه خصوصى ، مأمور میشود تا درباره ى حق السکوت بگیرى که عکسهاى نامناسبى از دختر یک ژنرال بازنشسته و ثروتمند در اختیار دارد ، تحقیق کند .
در تلاشی برای تحت تعقیب قراردادن قاچاقچیان هروئین در مرز کشورهای ایران-افغانستان... یک گروه ار مامورین مبارزه با مواد مخدر که برای سازمان ملل کار می کنند... ترکیبی از رادیو اکتیو را درون محموله ای از تریاک تزریق می کنند... به این امید که توزیع کننده های اصلی را در اروپا شناسایی کنند.
در اواخر دهه 60، "استفان بروکنر" آلمانی پس از فارغ التحصیلی در رشته ریاضیات، بدون داشتن پولی تصمیم می گیرد به پاریس برود. او با "چارلی" در بین راه آشنا شده و همراه او به یک مهمانی می رود و...
طی سرقت موفقیتآمیز بانکی در یک شهر ساحلی فرانسوی «مارک آلبوآ» (پوسه)، یکی از سارقان، کارمندی را میکشد و خود بهشدت مجروح میشود. رئیس گروه، «سیمون» (کرنا) ، «آلبوآ» را در یک کلینیک در پاریس مخفی میکند. بازرس پلیس، «ادوار کولمان» (دلون) به پیگیری این سرقت علاقهمند میشود …
داستان درباره کسی است که تصمیم دارد مدت زمان کوتاهی دست به قاچاق مواد مخدر از ترکیه به ایتالیا بزند . اما این زمان کوتاه بیشتر و بیشتر میشود ، تاجایی که مجبور میشود هرکسی برسر راهش قرار میگیرد را حذف کند.
دولمایت دلالی می باشد که توسط ویلی گرین و پلیس ها استخدام شده بود تا محموله ای قاچاق شامل مواد مخدر و اسلحه را منتقل کند، اما حین ماموریت دستگیر شده و به 20 سال زندان محکوم میشود. پس از مدتی سر و کله چند نفر پیدا میشود که به او وعده بیرون آوردنش از زندان را میدهند و...
یک کارمند ترسوی بانک پیش از رسیدن سارقان، پول های بانک را می رباید. وقتی سارقان متوجه ماجرا می شوند، کارمند بانک را ردیابی کرده و وارد یک بازی خطرناک برای پیدا کردن او می شوند...
«فرایدی» و «استریبک» دو مامور پلیس هستن که معمولا پرونده هایی عجیب و غریب به آن ها سپرده می شود، مانند سرقت یک قایق، یا دزدیده شدن یک مار ۳۰ فوتی و یک شیر از باغ وحش...
"ساحل" جوان خوشگذرانی است که علاقه زیادی به "ایشا" دارد در صورتی که "شیتل" هم به ساحل علاقه دارد.پدرخوانده ساحل شب پس از مشاجره با او در مهمانی به قتل میرسد و ساحل به اتهام قتل زندانی میشود...
وقتی لرد یک قبیله قدرتمند به دخترش بیشتر از پسرش اهمیت می دهد، کل خاندان به خطر می افتد. "اوگامی ایتو، جلاد سابق شوگان برای جلوگیری از این اتفاق بزرگ استخدام می شود. اما ابتدا باید توانایهای خود را با کشتن پنج تن از بهترین آدمکشان قبیله ثابت کند...
تفنگداری از هنگ وروشیلف، داستانی معمولی درباره دوران پس از فروپاشی شوروی ، سه مرد جوان یک دختر نوجوان بیگناه را فریب داده و به آپارتمان خود می آورند و سپس به او ...
مجری تولزیونی برنامه کودکان «رندالف رنگین کمان» ( رابین ویلیامز ) با بی احترامی کامل از کارش اخراج می شود. مجری جایگزین او «اسموچی کرگدن» ( ادوارد نورتون ) خیلی زود پیشرفت می کند و به شهرت می رسد. اما شلدون تصمیم می گیرد به کارش باز گردد...
چهار دوست، با وجود اختلاف نظر و عقاید در خانواده هایشان، کنار هم و در سال های خسته کننده دهه ی 70 بزرگ می شوند. اما با گذشت زمان، هر کدام مسیر جدایی را برای زندگی اش دنبال می کند. اما طولی نمی کشد تا این چهار دوست، تبدیل به رقبای هم در دنیای جرم و جنایت می شوند...