نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
ژانگ یائو، که خانوادهاش قربانی جریانات شوم قاچاقچیان مواد مخدر شده بود،با همکاری فرمانده پلیس مبارزه با مواد مخدر، تصمیم میگیرد تا انتقام خون خانوادهاش را بگیرد و با نابودی سرکردههای اصلی این باند، به فعالیتهای مجرمانه آنها پایان دهد.
یک وکیل در مکزیک، ماموریتی خطرناک و غیرمنتظره برای کمک به یک رئیس کارتل دریافت میکند. او باید با تغییر هویت، به این فرد کمک کند تا از دنیای جنایتکارانه بگریزد.
داستان دو برادر جنایتکار در جریان یک طوفان سهمگین که در حال فرار به یک خانه کشاورزی متروک پناه می برند. با به اسارت گرفتن خانواده ساکن، آنها متوجه می شوند که خانه اسرار تاریکی دارد...
دو برادر دوقلو در سفری مرموز قرار میگیرند و در طول مسیر با فردی ناشناس و مرموز روبرو میشوند. این فرد با معرفی خود به عنوان "قاتل"، ترس و وحشت را در دل برادران میاندازد. پس از این اتفاق، یکی از مهمانان به قتل میرسد و این آغاز یک راز هولناک میشود.
یک تفنگدار نیروی دریایی در تلاش برای آزادی پسرعمویش از زندان، با پیچیدگیهای فساد در یک شهر کوچک روبهرو میشود. هنگامی که این تلاش به رویارویی خشونتباری با فرمانده پلیس محلی میانجامد، ماجرا ابعاد تازهای مییابد.
دیابولیک و جینکو توسط یک باند جنایی بیرحم دستگیر و در یک سلول زندانی میشوند و هیچ راه فراری برای آنها وجود ندارد. دیابولیک گذشته مرموز خود را برای بازرس فاش میکند. در همین حال، اوا کانت و آلتئا به شدت به دنبال مردان خود هستند.
مورگان، رپر هپیستری که با نام رازکلان نیز شناخته میشود و یکی از نویسندگان مجله فوربس است، به همراه همسرش لیختنشتاین پس از متهم شدن به توطئه برای پولشویی تقریباً ۱۲۰ هزار بیت کوین دستگیر شدند.
سه زن از گروههای اجتماعی مختلف به طرز مرموزی ربوده میشوند. پلیس در تلاش است تا دلیل این ربوده شدنها را پیدا کند. این سه زن در شرایط اسارت، با هم دوست میشوند و این دوستی به آنها کمک میکند تا زنده بمانند.
آرتور فلک، که در حرفه کمدی توفیقی نیافته بود، در بیمارستان روانی آرکهم به سر میبرد. در آنجا با زنی به نام هارلی کویین که عشق زندگی او میشود، ملاقات میکند. فلک پس از آزادی از بیمارستان، به همراه هارلی، سفری عاشقانه اما پرماجرا و در نهایت ناگوار را آغاز میکنند.
یک پلیس در تعقیب سارق الماس، آنقدر درگیر پرونده میشود که زندگی شخصیاش را فراموش میکند. در نهایت، او و مظنون اصلی با هم روبرو میشوند و حقیقت ماجرا آشکار میشود.