کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
یک زوج متاهل در حالی که در هائیتی تعطیلات خود را سپری می کنند، با یک دوست قدیمی دکتر که در آنجا زندگی می کند ملاقات می کنند. دکتر ویلیامز فرمول دارویی جدیدی را اختراع کرده است و ...
باند خلافکارانی که در یک شهر متروکه پنهان شده بودند، ناگهان خود را درگیر یک درگیری با یک ولگرد مرموز که بومرنگ پرتاب میکرد و یک مرد بیوه شدند که هر دو به این شهر ارواح آمده بودند.
زن بیوه ای که شوهرش را در جنگ از دست داده، به دیدار مادر شوهرش می رود و در یک کولاک برف گیر می افتد. او در این مدت، رازهای پنهان و وحشتناکی را از خانواده شوهرش کشف می کند.
زنی که از مرگ برادرزادهاش سالها گذشته، با تماسهای تلفنی عجیبی از او مواجه میشود. این تماسها با مرگهای پیاپی در خانواده همراه است و زن را در ترس و وحشت فرو میبرد.
دو زن میانسال بعد از این که پسران خود از دست می دهند، تصمیم می گیرند به هاییود، کالیفرنیا بروند و یک مدرسه رقص برای کودکان مشتاق باز کنن تا راه را برای ستاره شدن باز کنند و …
یک زن استرالیایی برای جستجوی خواهرش که متوجه می شود با یک باند قاچاق هروئین درگیر است، وارد لندن می شود. خود این باند مورد حمله یک رقیب ناشناس قرار می گیرد که به طور روشمند با شلیک گلوله به سر آنها را ترور می کند...
پس از نجات یک پلنگ سیاه از دست چند پلیس نژادپرست، یک مرد سیاهپوست روسپی با کمک جامعه محروم و چندین عضو سرخوردهی گروه هلسانجلز، از دست "مردان قدرتمند" فرار میکند.