کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
لوسی هاربین پس از کشتن شوهرش و معشوقه اش، 20 سال را در بیمارستان روانی سپری می کند. پس از آزادی، او با دخترش کارول زندگی می کند که در کودکی شاهد قتل ها بود...
"ایزابل" مدلی جوان توسط مرد اسرارآمیز نقابداری به قتل می رسد. وقتی دوست پسرش به قتل مشکوک می شود، دفتر خاطرات او که حاوی مدارکی است که او را به قاتل مرتبط می کند ناپدید می شود و قاتل شروع به از بین بردن همه مدلها می کند تا دفترچه را پیدا کند...
جانت یک دانش آموز جوان در یک مدرسه خصوصی است. شبهای او با رویاهای وحشتناکی که مادرش را میبیند که در واقع در یک دیوانخانه محبوس شده است، او را تعقیب میکند. جانت که به دلیل کابوس های مداومش اخراج شده است، به خانه فرستاده می شود، جایی که کابوس ها ادامه دارد...
قاتلی که فقط به افرادی ضربه می زند که مستحق آن هستند، فریب خورده تا یک مرد بی گناه را بکشد. او سپس به دنبال انتقام از افرادی است که او را به کار گرفته اند...
"مارک" قماربازی متقلب پس از رابطه با همسر رئیس مافیا در نیویورک برای نجات جانش پا به فرار می گذارد.او در پناهگاه مردم فقیر مخفی شده و با "باربارا" زنی ثروتمند آشنا می شود."باربارا" او را به عنوان راننده خود استخدام می کند.در عمارت "ملیندا" برادرزاده "باربارا" به او علاقه مند می شود و...
کنت دراگو درب قلعه اش را بروی مردم باز میکند تا باعث سرگرمی و تفریح شود ولی آنچه مردم نمیدانند این است که کنت در قلعه اش مومیائی هایی از انسان ها و حیوانات دارد...
طنز جاسوسی در دوران جنگ سرد. پس از مرگ یک سازنده تسلیحات، گروهی بینالمللی از جاسوسان برای به دست آوردن پتنتهای نظامی ارزشمندی که توسط بیوه دوستداشتنی به ارث رسیده است، وارد نبردی پرمخاطره میشوند...
یک خفه کننده در یک املاک بریتانیا آزاد است، و او نه تنها قربانیان خود را خفه می کند، بلکه قبل از اینکه سر قربانیان را جدا می کند و علامت "M" را روی پیشانی آنها می زند...
سه نفر که برای دیدن بازی تیم بسکتبال داجرز درحال حرکت به سمت نیویورک هستند با مشکل اتومبیل روبرو میشوند و در یک حیاط قدیمی خراب شده ماشین را کنار میزنند و در آتجا توسط یک دیوانه خونخوار و دوست دخترش اسیر میشوند...