ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
کارلا که به دنبال شهرت در رسانههای اجتماعی است، در یک آپارتمان متروکه وانمود میکند که با ارواح روبرو شده است. وقتی او به طور تصادفی یک روح شیطانی واقعی را احضار میکند، تسخیر شدنش مرز بین محتوای واقعی و محتوای ساختگی را برای بینندگانش محو میکند.
زن و مردی بیرون از سالن سینما ملاقات می کنند، به عنوان رمان نویس و فضانورد در یک کافه دنیایی فانتزی می سازند، هر پنجشنبه همدیگر را ملاقات می کنند، عاشق هم می شوند و باید در واقعیت حرکت کنند.
یک نوازنده ویولنسل جوان و بااستعداد از یک خانواده اشرافی سقوط کرده، وقتی پدر قدرتمند بهترین دوستش راه حلی برای وضعیت ناامیدکننده خانوادهاش ارائه میدهد، باید دست به انتخابی غیرممکن بزند.
وقتی پدرش فوت میکند، الیسر مسئولیت خواهر ناتنیاش را به عهده میگیرد. تصمیم به عدم پذیرش مسئولیت، او را مجبور به انجام ماموریتی میکند تا دختر را به پایتخت ببرد تا مادرش را که در کودکی او را رها کرده بود، پیدا کند.
این فیلم که در مزارع قهوه آمریکای لاتین اتفاق میافتد، از نگاه جوزفینا مورنو، دختر ۱۸ سالهای که قهوه میچیند و حس بویایی نادر و شگفتانگیزی دارد، روایت میشود.
کلارا پس از ۷۶ روز قرنطینه خانگی به دلیل بحران سلامت روان، هیچ کاری جز گوش دادن به برنامه رادیویی مورد علاقهاش انجام نمیدهد. او با خود فکر میکند که آیا ممکن است عاشق کسی شود که صدایش را از رادیو شنیده اما هرگز او را ندیده است؟
یک بازیگر زن که نقش خودش را بازی میکند، برای ایفای نقشی در تئاتر به جزایر آزور سفر میکند و با افراد محلی آشنا میشود که شخصیتهای شکسپیر را منعکس میکنند. واقعیت و خیال در فیلم با هم ادغام میشوند و ارتباط بین زندگی، هنر و تخیل را بررسی میکنند.
سوکورو که غرق در یافتن قاتل برادرش از قتل عام تلاتلولکو در سال ۱۹۶۸ است، سرنخی دریافت میکند و همه چیز را به خطر میاندازد و روابط خانوادگی را متزلزل میکند تا با پیدا کردن سرباز سابق، انتقام مرگ او را بگیرد.
مرگ آناستازیو هرناندز-روخاس، یک مهاجر مکزیکی بدون مدرک که در سال ۲۰۱۰ در حین بازداشت در مرز درگذشت، را مورد بررسی مجدد قرار میدهد. وقتی ویدیوی شاهدان عینی منتشر میشود، تحقیقات گستردهای از یک ایست بازرسی مرزی تا واشنگتن دی سی آغاز میشود.
پاریس، تابستان 1979. آن تولید کننده پورن ارزان همجنس گرایان است. وقتی لوئیس، تدوینگر و همراهش او را ترک میکند، سعی میکند با ساختن فیلمی جاهطلبانهتر با آرچیبالد پر زرق و برق، او را پس بگیرد.
در چین باستان، اژدهایان زمانی دوستان انسان ها بودند، اما طمع ما به اتحاد آنها پایان داد و این موجودات جادویی شکار شدند. سالها بعد، در قلعهای دورافتاده، یک بردهی جوان به نام پینگ، دوستی غیرمحتمل برقرار میکند...
بررسی تأثیر فیلمساز فابیان بیلینسکی، فیلم موفق او "نوئه ریناس" و موفقیت جهانی آن، و به دنبال آن تریلر تحسینشدهاش "هاله". شامل مصاحبهها، فیلمهای کمیاب و بازدید از لوکیشنهای فیلمبرداری.
پس از اینکه برادر افسر پلیسش توسط یک قاچاقچی مواد مخدر که به حمایت عمویش که با کارتل در مکزیک مرتبط است فرار میکند، کشته میشود، یک مرد آمریکایی با پیشینههای متنوع در اجرای قانون/نظامی برای انتقام به جنوب مرز میرود.
یک زن تراجنسیتی شغل رویایی خود یعنی کار در معدن کربن را به دست میآورد، اما پس از انجام عمل جراحی تغییر جنسیت باید با خرافاتی روبرو شود که ورود کارگران زن به معادن زیرزمینی را ممنوع میکند.
یک روانکاو پس از یک تصادف رانندگی به خدمات اجتماعی محکوم میشود و وظیفه دارد تا به یک مأمور پلیس که از خیانت همسرش آسیب دیده است، حمایت درمانی ارائه دهد. این دو با هم با خطرات غیرقابل تصوری روبرو خواهند شد.
پس از دو ماجراجویی، خرسی به نام میک-میک آرزوی صلح با خانواده و زنبورهایش را دارد. اما وقتی یک لکلک دست و پا چلفتی دوباره بچه اشتباهی را به دنیا میآورد، رویاهایش نقش بر آب میشود. برای درست کردن اوضاع، میک-میک ماجراجویی عجیب و غریب دیگری را آغاز میکند تا این اشتباه را جبران کند.
فینِ ۱۷ ساله پس از رهایی از اسارت با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکند. در همین حال، خواهرش در رویاها از طریق "تلفن سیاه" تماسهایی دریافت کرده و رؤیاهای نگرانکنندهای از مورد تعقیب قرار گرفتن سه پسر در اردوگاه زمستانی "دریاچه آلپاین" میبیند.