یک دختر 12 ساله وحشی که با پدربزرگ و مادربزرگش بوده است، برخلاف توصیه آنها تصمیم می گیرد که به دنبال پدرش بگردد، مردی که به تازگی از زندان آزاد شده ...
یک مادر جوان پس از تصادف وحشتناکی که به حافظهاش آسیب میزند، سعی میکند تکهها را کنار هم بچیند، اما به زودی شروع به شک میکند که بیاحتیاطی شوهرش باعث رنج او شده است و ممکن است تمام خانوادهاش همچنان در خطر باشند...
هنگامی که یک ساقدوش حرفه ای یک عروسی پرمخاطب را رزرو می کند، باید هویت واقعی خود را نه تنها از جشن عروسی بلکه از خبرنگار خوش تیپی که مراسم را پوشش می دهد مخفی نگه دارد...
داستان نیکولا میچل، قربانی خشونت جنسی غیرقابل توصیفی که به یک نویسنده پرفروش و سخنران الهام بخش تبدیل شد و سازمانی را تأسیس کرد که به نجات دختران در معرض خطر از سوء استفاده و استثمار اختصاص دارد...
به گفته الکساندر، تراژدی + زمان + نیازی مبرم برای پر کردن خلاء قلب = کمدی. این کمدین خودخوانده «از لحاظ عاطفی شکسته و بی سر و صدا» را تماشا کنید که نمایش حاشیهای خود را برای آخرین بار اجرا میکند ...
این فیلم داستان یک بازپرس خصوصی را دنبال می کند که فکر می کند عشق زندگی خود را در یک برخورد غیرمنتظره ملاقات کرده است، اما او می تواند بدترین کابوسش باشد...
دختر بچه ای که سه روز پس از تولدش از روی بالین مادرش دزدیده شده بود، 17 سال بعد با خانواده اش جمع می شود، وقتی دختر دومی در مدرسه ای جدید ثبت نام می کند و با او دوست می شود. نمونه های DNA تایید می کند که این دو دختر خواهر هستند...
حنیفه و سعید به سختی از جهنمی که داعش بر سر آنها و مردمشان آورد، جان سالم به در بردند. حنیفه از آدم ربایی فرار کرد، اما خواهران کوچکترش به بردگی دولت اسلامی درآمدند. حنیفه مأموریتی را آغاز می کند تا آنها را بیابد و به خانه بیاورد...
تنشها وقتی بالا میرود که یک رقصنده و معترض مذهبی در یک غرفه نمایشی به دام افتادهاند و باید برای زنده ماندن از آخرالزمان در شیکاگوی 1980 دور هم جمع شوند...
وقتی مردی ناامید کیسه ای از پول های گمشده را در سواحل جزیره پرنس ادوارد پیدا می کند، تصمیم او برای نگه داشتن آن، دهکده ماهیگیری عجیبش را به یک صحنه جنایت تبدیل می کند...
ویکی فیلان در سال 2018 روی پلههای دادگاه عالی، یک آدرس بدنام را ارائه کرد که در آن یکی از بدترین رسواییهای سلامت زنان در تاریخ ایرلند، یعنی فاجعه سرطان دهانه رحم را افشا کرد...